چهارشنبه 22 اسفند ماه سال 1386 ساعت 8:18 PM
بازی ترانه‌ها

 

راستش رو بخواین اومدم توی این بازیه شرکت کنم. همین بازی ترانه‌ها رو می‌گم.

چی شده؟ خیلی دیر اومدم؟

خوب تقصیر من نبود. قرار بود متین از طرف من توی این بازی شرکت کنه ولی ظاهرا ایشون فرصت سرخاروندن هم نداره و نمی‌شه توقعی ازش داشت.

 

خوب حالا باید چی کار کنم؟ اسم هفت تا ترانه رو بگم؟

آخه این چه بازیه؟ هفت تا ترانه؟ من از کجام بیارم؟

 

رفتم یه ذره چرخیدم توی وبلاگا. اسم چندتا خواننده رو یاد گرفتم. هایده، سیاوش، ابی و ...

 
یه چیزی بگم مسخره‌ام می‌کنین؟

تا حالا متین هرچی تلاش کرده من اسم دوتا از اینا رو یاد بگیرم و صداهاشون رو تشخیص بدم موفق نشده.

هر وقت یه آهنگ یه جا می‌شنوه می‌گه مستانه جونم اگه بگی این که داره می‌خونه کیه برات یه جیم‌جیم می‌خرم.

منم کلی تمرکز می‌کنم و بعد می‌گم این داریوشه. متین یه دونه می‌زنه توی سرش و می‌گه نه گلم. این هایده است.

راستی من یه سوالی دارم این خواننده‌های زن چرا صداشون انقدر کلفته؟ خوب آدم به اشتباه میفته.

 

ببینم هنوزم دوست دارین من اسم هفت تا آهنگی رو که دوست دارم بگم؟

حالا بذارین یه امتحان کنیم ببینم چی می‌شه.

1- ببار ای بارون ببار -  شجریان
2- نمی دانم چه می خواهم بگویم – اصفهانی
3- نهان مکن – عصار
4- گل گلدون من – سیمین غانم

هفت تا نشد؟

5- و 6- و 7- چند تا از آهنگای آلبوم نیلوفرانه و یاد استاد افتخاری

اینا رو هم اگه دوست دارم فقط به خاطر اینه که یه خاطره‌ای چیزی ازشون دارم. وگرنه من رو چه به ترانه؟

 

ترانه‌ای هم که از شنیدنش کهیر بزنم وجود نداره. دلیلشم فکر کنم معلومه.

چرا راستی یه دونه هست.

تو خودت قند و نباتی، شکلاتی شکلات- اسم خواننده‌اش رو یادم نیست ولی بچه ها می‌گفتن پسرِ...پسرِ... ای خدا من چرا هیچی یادم نمیاد؟؟؟

 

شرمنده. الان از خجالت روم نمی‌شه سرم رو بلند کنم. چه برسه به اینکه بخوام هفت نفر رو هم معرفی کنم.

نویسنده : مستانه موضوع : زندگی جاریست...