X
تبلیغات
رایتل
چهارشنبه 1 آبان 1387 09:47
مرگ بازی


توی مدت زمانی که لباس پوشیده منتظر آماده شدن متینم، "مرگ بازی" رو از روی میز برمی‌دارم و شروع می‌کنم به خوندنش. یه مجموعه داستان کوتاه با متنی جذاب و دلنشین.


"توی یکی از داستانهاش با عزرائیل همراه می‌شم و به چندتا خونه سرمی‌زنم و موقعی که داره جون یکی رو می‌گیره نگاهش کنم و البته توی فرصتی که عزرائیل تا رسیدن زمان دقیق مرگ یه نفر داره می‌تونم خاطرات بچگیم رو هم مرور کنم و کارتون جادوگر شهر زمرد رو هم ببینم!"


موقعی که بالاخره متین آماده می‌شه. مرگ بازی هم تقریبا تموم شده و حال من هم دیگه زیاد مساعد نیست.


"خودکشی زنی که شوهرش رو یک سال و ده روز قبل از دست داده، حسابی حالم رو گرفته."


متین که کتاب رو توی دستم می بینه شروع می‌کنه به خوندن.


" بدون تو سنگم، کنار تو ابرم، بیا تا گریه کنم، سراومده صبرم...

اگه یه روز مردم، بیا و گریه کن و یه شاخه نیلوفر بذار روی قبرم..."


جداً مرگ چقدر بهمون نزدیکه.





پ.ن: شرمنده! فقط خواستم توی حس امروزم شریکتون کنم. البته بازم خیلی شانس آوردین. چون اولش می خواستم این عکسه رو بذارم، ولی دلم نیومد گفتم بی خودی روزتون رو خراب نکنم.


نظرات (17)
چهارشنبه 1 آبان 1387 ساعت 10:06
چه جالب من مرگ بازی رو دیروز از نشر چشمه خریدم دراولین فرصت میخونمش خیلی باید خواندنی باشد :)
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 1 آبان 1387 ساعت 10:18
شانس آوردیم که دلت نیومده ها عزیزم
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 1 آبان 1387 ساعت 10:24
آره مرگ خیلی بهمون نزدیکه. وقتی به این که چه قدر مرگ به ما نزدیکه فکر می کنم خیلی بیشتر از وقتی که به خود مرگ فکر کنم دلم می ریزه...
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 1 آبان 1387 ساعت 10:41
بله عزیزم حتما میتونی اضافه کنی . خوشحال میشم
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 1 آبان 1387 ساعت 11:39
حالمو گرفتی خانمی
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 1 آبان 1387 ساعت 12:37
من مشتری ناتور و پدرام رضایی زاده هستم....هنوز کتابشو نگرفتم ولی....بابت مریم هم بهت تبریک میگم مستانه جون
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 1 آبان 1387 ساعت 14:05
وای چه عکسی بود . دستت درئ نکنه که نذاشتی ببینیمش!!!!
راستی کتاب ۱۷ داستاه کوتاه کوتاه و خوندی؟ از این کتابها جیبیاس . عالیه!
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 1 آبان 1387 ساعت 14:10
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 1 آبان 1387 ساعت 15:19
خیلی قشنگ تفسیرش کردی مستانه جان!
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 2 آبان 1387 ساعت 06:45
سلام دوست

بروزم تشریف بیاورید


امر به معروف ونهی ازمنکر

بزودی نامه ای به اسم بیداریه درباره بدحجابی درج خواهد شد


امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 2 آبان 1387 ساعت 10:33
باید کتاب جالبی باشه
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 2 آبان 1387 ساعت 14:43
سلام مستانه جان خوبی عزیزم
خوب خانومی چرا کتاب هایی میخوبی که حالتو بگیره اما اینجور که میگی در مورد مرگ یه جورایی کنجکاو شدم بخونمش به خاطر همین می خوام برم دنبالش فقط عزیزم اسمش دقیق همینه(مرگ بازی)
نوشته کیه ؟
ممنون میشم بهم بگی
خانومی خیلی وقته پیشم نیومدی بیا و با اومدنت شادم کن مرسی عزیزم
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 2 آبان 1387 ساعت 20:12
سلامممممممممممممم:)
اگه خیلی اعصاب خورد کنه کتابش نخونمش؟
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 2 آبان 1387 ساعت 23:52
چه جالب! تو این هفته تو سومین نفری بودی که مرگ‌بازی رو معرفی کرده! باید برم سراغش...
امتیاز: 0 0
جمعه 3 آبان 1387 ساعت 19:28
وای خدا چه چیزایی می خونی تو دختر..
کم هممون در معرض افسردگی هستیم؟
تو هم که به پیشرفتش کمک می کنی با این داستان خوندنات...
نخون از این کتابا جونم..

وای خدا...
این عکسه چیه دیگه..
واییییییییییی...
امتیاز: 0 0
شنبه 4 آبان 1387 ساعت 14:33
سلام ...
خیلی وقت بود میخواستم مرگ بازی رو بخرم اما دل دل میکردم فکر کنم دفعه بعد بخرمش
(من عاشق این شکلکم )

راستی از آشناییتون بسی بسیار خوشحالم
امتیاز: 0 0
شنبه 4 آبان 1387 ساعت 17:03
مرگ که بازی نداره!! هر وقت بیاد خودش برنده است!!
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد

پشتیبانی