X
تبلیغات
رایتل
یکشنبه 24 آذر 1387 09:14
دنیا، کوچک یا بزرگ...

دو روزه دارم با خودم کلنجار می‌رم که چرا انقدر بی‌گدار به آب زدم؟


چرا یادم نبود که بعد از اینکه دوره‌ی دبستانم تموم شد و از فهیمه جدا شدم هر کدوممون وارد دنیای متفاوتی شدیم؟


چرا فکر نکردم که فهیمه چقدر از دنیای من -از دنیای واقعیتهای زندگی- فاصله داره؟


چرا یادم نبود که فهیمه هنوز خیلی از تلخی‌های زندگی رو نچشیده و داره توی دنیای کوچیک خودش زندگی می‌کنه؟


چرا حتی یه لحظه هم یادم نیفتاد که عجیب‌ترین اتفاقی که چند وقت پیش برای فهیمه افتاده بود رو من سالها پیش تجربه کرده بودم و الان به نظرم کاملاً عادی شده بود؟


آخه چرا انقدر بی‌گدار به آب زدم؟



دو روزه دارم با خودم کلنجار می‌رم که اصلا این همه تجربه به چه دردم می‌خوره؟


چرا باید به بدیها و زشتی‌های این دنیا عادت کرده باشم؟


چرا با دیدنشون حالم بد نمی‌شه و به هم نمی‌ریزم؟


چرا باید این همه از دنیای پاکی‌ها و معصومیت‌ها فاصله گرفته باشم؟


چرا دنیای من باید اینقدر بزرگ باشه؟


آخه این همه تجربه به چه دردم می خوره؟


*   *   *


وقتی صدای خرد شدنت زیر پای عابران
زیباترین صدای پاییز است
دیگر چه فرقی می کند
" برگ سبز کدامین درخت باشی...!!! "


نظرات (11)
یکشنبه 24 آذر 1387 ساعت 10:02
فرق میکند مستانه... فرق میکند... باور کن
امتیاز: 0 0
یکشنبه 24 آذر 1387 ساعت 10:35
عادت کردن به زشتیها و بدیها نیست بلکه یاد گرفتیم چطور خودمونو با شرایط بیرحم زندگی وفق بدیم و نشکنیم . به نظر من این استقامت و صبر در زندگیه نه عادت کردن و خوگرفتن به بدیها . اگه این صبر و به قول تو تجربه نباشه که داغون میشیم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ولی منظور من عادت کردن به بدیهاست نه سختیها...
یکشنبه 24 آذر 1387 ساعت 11:45
من خودمم مثل تو. مسخرم نکنی٬ ولی شاید به خاطر ایمان کمی هست که داریم و پایبند نبودن به یک سری از عقاید.
امتیاز: 0 0
یکشنبه 24 آذر 1387 ساعت 13:29

نه دوست ندارم
بقیه بهش میگن بزرگ شدن، ولی منم خیلی زود بدی‌ها رو شناختم و بهشون عادت کردم
امتیاز: 0 0
یکشنبه 24 آذر 1387 ساعت 13:34
زندگیه بعضیها پر از تجربیات گوناگون و وقایع مختلفه که شاید بعضیها حتی یکیش رو ندارن . انگار نوار زندگیشون LP پر شده .
و شاید خیلیهاش ظاهرا به درد نخوره اما ...
امتیاز: 0 0
یکشنبه 24 آذر 1387 ساعت 13:39
قبح چیزی موقعی از بین می ره که هی تکرار بشه!
امتیاز: 0 0
یکشنبه 24 آذر 1387 ساعت 15:59
به قول مسافر کوچولو: «آدم کف دستشو که بو نکرده»
امتیاز: 0 0
یکشنبه 24 آذر 1387 ساعت 17:23
امتیاز: 0 0
یکشنبه 24 آذر 1387 ساعت 17:24
امتیاز: 0 0
یکشنبه 24 آذر 1387 ساعت 23:23
غمناکمان کردید! گریهههههههههههههههه
امتیاز: 0 0
دوشنبه 25 آذر 1387 ساعت 12:38
مگه میشه تجربه بدردت نخوره؟تازه تو قوی شدی و خیلی بیشتر از سنت تجربه داری و میفهمی این بده؟
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد

پشتیبانی