X
تبلیغات
رایتل
چهارشنبه 16 بهمن 1387 13:09
یه ذره از مستانه!


سالها پیش یه بار توی اولین روز آشناییم با یه نفر، ازم خواست که یک کمی راجع به خودم براش حرف بزنم.


اولین چیزی که به نظرم رسید این بود که: " کم‌حرفم". چیزی که سالهای سال همه‌ی اطرافیانم توی گوشم خونده بودن و منم باورم شده بود. اما حالا می‌دونم که من کم حرف نبودم و نیستم. اونا هم‌صحبتهای خوبی برام نبودن.


وگرنه من هیچ‌وقت توی رابطه‌ام با هانیه و ژیلا و خیلی‌های دیگه حرف کم نیاوردم و این روزها گاهی متین از پرحرفیم شاکی می‌شه و می‌گه مستانه یه زنگ به مامانت بزن بگو متین بهم می‌گه: "چقدر حرف می‌زنی!" می‌گه: "بذار مامانت دیگه غصه‌ی کم‌حرفیت رو نخوره."


و خوب از اونجایی که آدم توی اولین روز یه رابطه سعی می‌کنه خودش رو خیلی بهتر از اونی که هست نشون بده، یه سری خصوصیات خوب هم ردیف کردم که مهمترینش این بود که "صبورم".


اما بعدها اونقدر توی اون رابطه مجبور به صبر و تحمل شدم، که یه جایی دیگه بریدم.


تصمیم گرفتم از این به بعد به هیچ‌کس نگم که صبورم. چون خیلی‌ها نمی‌دونن صبر یعنی چی.


به نظر من صبر دو جنبه داره که یکیش دقیقا متضاد عجله است و یکیش میزان توانایی در تحمل دردها و مشکلاته.


من اگر هم تا یه حدی صبور باشم فقط و فقط در جنبه‌ی دوم صبورم. اما عوضش اونقدر آدم عجولیم که حد نداره! یعنی یه چیزی می‌گم یه چیزی می‌شنوین!


یعنی اونقدر که مثلاً اگه امروز یه کادو خریده باشم که روز ولنتاین یا حتی فرداش (که واسه خودمون یه مناسبت خاصه) به متین بدم، همین امروز توی اولین فرصتی که ببینمش بهش می‌گم براش چی خریدم و حتی قبل از اینکه کادوش کنم میارم و بهش می‌دم.


یعنی اونقدر که دو هفته پیش متین رو مجبور کردم عیدیم رو برام بخره.


یعنی اونقدر که همیشه نیم ساعت زودتر می‌رسم سر قرار.


یعنی اونقدر که ممکنه همین امشب برم برای مسافرت هفته‌ی دیگه که هنوز مقصدش هم معلوم نیست، چمدون ببندم.


یعنی اونقدر که متین از دستم بیچاره شده و ممکنه یه بلایی سر خودش بیاره.



گفتم شما که تا حالا فهمیده بودین مستانه چقدر اصفهانیه (بی‌ادبانه‌اش می‌شه خسیس) و چقدر کنجکاو (بی‌ادبانه‌ی اینم می‌شه فضول)، یه ذره دیگه از مستانه رو هم بشناسین.


خدای نکرده چیز دیگه‌ای که از مستانه نمی‌دونین، می‌دونین؟؟؟

 

نظرات (35)
چهارشنبه 16 بهمن 1387 ساعت 13:26
اول
منم مامانم اصفهانیه
خیلی شبیه من هتی منم خیلی کم طاقت هستم
یه ماه قبل تولدم میگم الان کادومو میخوام
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 16 بهمن 1387 ساعت 13:34
منم عجولم اما نه مثل تو . یعنی وقتی قراره کادو بگیرم از هفته قبلش یا حتب ماه قبلش میگیرم اما به زور خودمو تا اون روز کنترل میکنم که تو اون روز کادورو بدم . یا وقتیکه میخوایم بریم عروسی خودمو هلاک میکنم و زودتر از موعد مقرر آماده میشم درست برعکس همسری ....
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 16 بهمن 1387 ساعت 13:48
مستانه چقده ما باهم تله پاتی داریم . یعنی اگه من به چیزی فکر کنم تو معمولا در موردش مینویسی .
مثلا همین بحث پرحرفی .... آقاهه در کمال نامردی به من میگه پرحرفی ...
ولی منم فقط با بعضیها اینجوریم . با بعضی دیگه اونقدر سکوت میکنم که طرفم بالاخره بفهمه منظورم اینه که بسه دیگه حرف نزن
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 16 بهمن 1387 ساعت 14:02
دلم یه جوریش شد.... یعنی من هم صحبت خوبی نیستم برات؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
وا!‌چرا آخه؟ مگه من با تو کم حرفم؟
چهارشنبه 16 بهمن 1387 ساعت 14:16
نه ممنون چیز دیگه ای نگو!فعلا همینا کافیه!

ولی هرکی به تو گفته کم حرف انصاف نکرده!
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 16 بهمن 1387 ساعت 14:17
منم صبور بودنم از نوع اوله متاسفانه!
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 16 بهمن 1387 ساعت 14:35
تینا...
منم از همون حسای تو دارم
اصلن حالا که مستانه با ما سر کم حرفی گذاشته، بیا خودمون دو تایی با هم حرف بزنیم تا این مستانه حوصله اش سر بره

خوب شد حالا!!!؟؟؟؟
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 16 بهمن 1387 ساعت 14:46
فرنووووووووووووووووووووش
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 16 بهمن 1387 ساعت 15:10
خواهر من تو اصفهان دانشجوست
صاحبخونش آبروی همه اصفهانیا رو برده میدونی چرا ؟؟
چون در هفته ۲-۳ شب شام میبره براشون
صبح حلیم میده
تئ برف وحشتناک پارسال رفته برای ماکت خواهرم سوزن خریده ( خواهرم تلفنی اشون پرسیده ببخشید سوزن دارید اونم فهمیده این لازم داره رفته خریده)
الانم سال دومه که اجاره رو اصلا زیاد نکرده
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 16 بهمن 1387 ساعت 15:40
نه نمی دونم ولی معلومه که خوبی این جدی میگم.انشا الله سفر تون به دور از خطر باشه و حسابیم بهتون خوش بگذره مستانه ی صبور من
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 16 بهمن 1387 ساعت 15:58
سلام مستانه جونم :)
من اولین باره که ازت مطلب می خونم ولی چه جالب ! دقیقا حرف دل من رو زدی
من هم همیشه مامان به عنوان یه دختر آروم و صبور و کم حرف ازم یاد می کرد که شده بود ملکه ذهنم ! اما یه چیزی تو اعماق وجودم می گفت نه! تو اون نیستی که همه میگن حالا می دونم چرا
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 16 بهمن 1387 ساعت 16:10
نظر خصوصی

خوب من یکم خجالتیم که از دیگران بخام به وبلاگم سر بزنن . اما از روز اولی که این وبلاگ رو زدی دنبالت کردم . هرچند برات نظر نذاشته بودم. فکر کردم الان برات نظر بزارم و بگم که همیشه می خونمت و دوس دارم تو هم منو بخونی
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 16 بهمن 1387 ساعت 16:30
خانومی عزیز شدیدا به آدرس صاحبخونه خواهرت محتاجیم دیگه مستاجر نمی خواد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 16 بهمن 1387 ساعت 16:37
من اینو میدونم که چقدر این مستانه شبیه سیندخته!
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 16 بهمن 1387 ساعت 17:28
خواستم بگم نوشته هات توی ذهن من یک دختر شاد با یک لبخند ملیح و یک چهره آرامبخش از مستانه ساختند.
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 16 بهمن 1387 ساعت 17:30
مستانه با خودش صادقه و از چیزی که هست شرمنده نیست
می گم این عکس رو از کجا آوردی چه خوشگله
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 16 بهمن 1387 ساعت 18:16

یه چی دیگه که از مستانه میدونم اینه که خیلی دوست داشتنیه...
اصولا اکثر خانوما اون صبری رو که گفتی ندارن!!!
به نظر من پر حرف یا کم حرف بودن آدم تا حدی بستگی به مخاطب داره وبه اینکه چقدر موضوع مشترک برای صحبت کردن پیدا میکنی...
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 16 بهمن 1387 ساعت 20:11
hala bar ax man ziyadi fesfesoo ham !!
hichvaght ajale nadaram!!
hatta lahzeye akhar!!!
mamanam hamishe mige esme to ro bayad mizashtam :
khanome hichi mohem nist!!!
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 16 بهمن 1387 ساعت 20:32
این خانومی خواهرش عجب شانسی داره ها
بعدشم مستانه جون کی گفته اصفانیا خسیسن؟!
اصفانیا فقط یکم اقتصادی فکر میکنن
خواهر یکم اعتماد به نفس داشته باش

امتیاز: 0 0
چهارشنبه 16 بهمن 1387 ساعت 21:24
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 16 بهمن 1387 ساعت 21:49
باد بازیگوش بادبادک را
بادبادک
دست کودک را
هر طرف می برد

کودکی هایم
با نخی نازک به دست باد
آویزان!

"شادم"
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 16 بهمن 1387 ساعت 22:05
مستانه جون تو عجول بودن شدیدا بهت شبیهم.
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 16 بهمن 1387 ساعت 22:06
اصفهانی بودنتم از اونجا فهمیدم که هی بهت می گم این عکس خوشگلارو از کجا میاری صدا ازت در نمیاد.
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 17 بهمن 1387 ساعت 00:22
به این نمیگن عجولی! میگن کم طاقتی :دی
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 17 بهمن 1387 ساعت 08:19
مستانه خیلی ماه می نویسی دختر. همیشه کیف می کنم وقتی نوشته هات رو می خونم و فکر می کنم به اینکه متین چقدر خوش به حالشه که همسری مثل تو داره
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 17 بهمن 1387 ساعت 11:18
واای بر عکس من همیشه دقیقه نودی ام
کنجکاو هم تا دلت بخواد اصفهانی هم نیستم ولی به اونا رفتم!!!!!!!!!
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 17 بهمن 1387 ساعت 12:44
سلام مستانه جوووون

چند پست قبلیتو خوندم گفته بودی خیلی دوست داری بدونی اوناااایی که وبلاگتو میخوووونن کیان منم یکی از اونامممم خیلی وقته میخونم وبتو خیلی هم دوووووستتتت دارم
امتیاز: 0 0
جمعه 18 بهمن 1387 ساعت 16:41
کی گفته اصفونیا خسیس هستن؟ حداقل واسه خودشون خیلی خوب خرج می کنند اما خب کلاه سرشون نمیره و به هیچکس سواری نمیدن . واسه همینه که بعضی ها حرصشون میگیره و چون نتونستن اصفهانی زرنگ و تیز را تیغ بزنند پشت سر اصفهانی ها صفحه میذارن .
امتیاز: 0 0
جمعه 18 بهمن 1387 ساعت 18:59
باید این پست رو به بابام نشون بدم که بهم میگه تو خیلی عجولی
امتیاز: 0 0
جمعه 18 بهمن 1387 ساعت 20:17
سلام .
برای عشقمون یه خونه جدید ساختیم .
خوشحال میشیم نظاره گر خاطراتمون باشید .
منتظر حضور سبزتون هستیم .
امتیاز: 0 0
جمعه 18 بهمن 1387 ساعت 21:28
mikhastam pass word bedam!!
khososi nemishe gozasht!!
امتیاز: 0 0
جمعه 18 بهمن 1387 ساعت 22:00
ایول به چه نکته خوبی اشاره کردی اینکه اگر یکی کم حرفه شاید هم صحبتای خوبی نداره
امتیاز: 0 0
جمعه 18 بهمن 1387 ساعت 23:18
آی گفتی! من هی می‌خوام این صبوری را معنی کنم مثل چی توش می‌موندم ها! مرسی یک عالمه

در مورد کم حرفی، کم حرفم افتضاح ولی تا دلت بخواد زیاده‌نویسم!

سلام!
امتیاز: 0 0
شنبه 19 بهمن 1387 ساعت 09:09
راست گفتی که آدم نباید بگه صبوره واقعا از صبور بودنت سوء استفاده میشه
چقدر نوشته هات به دلم نشست من هم کم حرفم و هم صبور
نمیدونم بعد از ازدواج پر حرف خواهم شد؟
امتیاز: 0 0
شنبه 19 بهمن 1387 ساعت 09:11
هر روز تو رو به خودم نزدیک تر میبینم
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد

پشتیبانی