همهمون کم و بیش تجربهاش کردیم! عشق رو میگم! شاید عشقهای اولمون خیلی هم باارزش نبوده باشن. شاید عاشق آدمها یا حتی چیزهایی شده باشیم که ارزشی هم نداشتن و بعدها به این عشقها خندیدیم یا ته دلمون از این تجربهها پشیمون شدیم!
شایدم نه! شاید هم عاشق کس و چیزی شدیم که واقعا ارزشش رو داشته!
به هر حال مهم اینه که عشق رو تجربه کردیم. هرچند در ابعاد خیلی کوچیک! نفس عشق تجربهی بزرگیه!
اما اگه بهش بال و پر ندیم و اگه برای بزرگ شدن و وسیع شدنش تلاش نکنیم خیلی زود از بین میره! خیلی زود لابهلای روزمرگیها گم میشه و تنها یه خاطره ازش برامون باقی میمونه!
من حس میکنم این روزا روزای خوبین برای اینکه عشقمون رو وسیع کنیم!
در مورد خودم میگم! شاید تا چند هفته پیش تنها کسی که حاضر بودم به خاطرش هرکاری بکنم و حتی از همه چیزم بگذرم متین بود!
اما این روزا قلبم به خاطر کشورم هم میتپه! این روزا برای کشورم هم خیلی کارا حاضرم بکنم! این روزا مردم ایران رو خیلی خیلی بیشتر از قبل دوست دارم!
این روزا با دیدن عکس مردم توی خیابونا با دیدن عکس میرحسین و خیلیای دیگه که ثابت کردن آدمای بزرگین، قلبم تندتر میزنه.

اما اگه همین عشق رو هم بزرگ نکنیم چند روز دیگه لابهلای روزمرگیها کمرنگ میشه و اگه همین روزا از نردبونی که ما رو بالا و بالا و بالاتر میبره و تا خود خدا میرسونه بالا نریم پردههای فراموشی دوباره رو قلبمون رو می پوشونه و دنیای روشنمون رو دوباره سیاه و تاریک میکنه!
آره! برعکس خیلیهاتون که این روزا رو دوست ندارین من این روزا رو دوست دارم! این روزا روزای روشنین! روزایی که نقاب از چهرهی خیلیا افتاده و چهره نورانی و دوست داشتنی خیلیا و چهره تاریک و سیاه بعضیا آشکار شده...
دوستتون دارم! بیشتر از همیشه!




