X
تبلیغات
رایتل
چهارشنبه 31 تیر 1388 09:41
دعاها و خوابها...


* سوم دبیرستان یه آقایی شد معلم تاریخمون که مشاور وزیر کشور بود و متخصص مسائل سیاسی و نه تاریخی.


برای همین کلاس تاریخمون تبدیل شد به کلاس تحلیل سیاسی و عوض درس دادن به بررسی مسایل روز می‌گذشت و عوض درس پرسیدن هرکس باید توی دوره‌ی کلاس دوبار چندتا خبری رو که به نظرش مهم بود انتخاب می‌کرد و توی کلاس تحلیلشون می‌کرد و این آقا در مورد این خبرها سوال می‌کرد که چرا این اتفاق افتاده و گذشته‌اش چی بوده و ...

خلاصه اینکه کافی نبود که یه خبر رو حفظ کنی و بری توی کلاس بیان کنی. بلکه باید از تمام جزئیات خبر اطلاعات کافی به دست میاوردی.


اون دوره تنها دوره‌ای بود که من دوتا اخبار گوش می‌دادم و دوتا روزنامه می‌خوندم. اون دوره و حالا. حالا بعضی روزا اونقدر خبر و تحلیل و ... می‌خونم و می‌شنوم که حتی خبرها شبها و توی خواب هم دست از سرم برنمی‌دارن.


تمام دیشب داشتم خواب می‌دیدم که یه عالمه از دراویش گنابادی رو کشتن! هی خبراش و این‌ور و اون‌ور می‌خوندم و هی تصاویرش رو توی تلویزیون می‌دیدم. خیلی وحشتناک بود. حتی صبح هم که واسه نماز بیدار شدم و دوباره خوابیدم خوابم ادامه پیدا کرد...



*  راستش دیشب من هیچ وسیله‌ی برقی رو به برق نزدم. ترسیدم. ترسیدم یه جایی توی یه بیمارستانی یه مریض بدحالی رو تخت اتاق عمل باشه و بیمارستان برق اضطراری نداشته باشه. ترسیدم اتفاقی برای اون مریض بیفته و همه ما مقصر باشیم. ترسیدم ما هم ناخواسته باعث بشیم کسی بمیره.



* مسخره است! ولی کارمون به جایی رسیده که سر نمازام دعا می‌کنم احمدی نژاد، مشایی رو عزل نکنه! اگه عزل نکنه اون وقت معلوم می‌شه افکار رهبری به احمدی‌نژاد نزدیکه ولی رابطه‌ی عکسش صادق نیست و کلا دلیلی نداره این رابطه دوطرفه باشه!



*  من از وقتی این عکس رو دیدم عاشقش شدم. به نظرم بی نظیره. سعی کنین نمادین بهش نگاه کنین!



نظرات (28)
چهارشنبه 31 تیر 1388 ساعت 10:36
با دیدن عکس یاد ژان دارک افتادم
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 31 تیر 1388 ساعت 10:41
چه عکس جالبی
جواب سوالت: نه ، نیست ... عقب افتاده ... تاریخ دقیقش معلوم نیست هنوز ...
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 31 تیر 1388 ساعت 10:46
در مورد برق هم باید بگم... وقتی ما توی خونه کوچولومون یه چیزی به اسم فیوز داریم که اگه مصرف یه جورایی غیر عادی بود جریان رو قطع کنه... مسلما نیروگاهها خیلی بهترش رو دارن....
قرار نبود اتفاقی بیفته... جز اینکه برق منطقه پر مصرف قطع میشد و خود مردم توی این گرما بدون برق می مومدن... باور کنین من وابسته به هیچ جریانی نیستم... یعنی بکل از سیاست متنفرم... چه اینوری چه اونوری... ولی باعث عذابم میشه وقتی می بینم بعضی ها دارن احساسات این مردم در مونده سو استفاده می کنن. اعتراض چشم بسته و پیروی کورکورانه هیچ نتیجه ای نداره جز همونی که یک بار در چندین سال پیش شاهدش بودیم و همین هم باعث نابودی خودمون شد... با اینکه من در اون زمان نبودم...

به هر حال این خیلی خوبه که به فکر کسایی دیگه هم بودین و مصرف رو بالا نبردین... قرار نیست افراد دیگه پله ای برای رسیدن به اهدافمون باشن... خیلی خوبه که قبل از اقدام راجع بهش فکرکردین
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 31 تیر 1388 ساعت 10:58
وای چه عکس جالبی
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 31 تیر 1388 ساعت 11:04
درد دلهای علی(ع)

پرستوی قشنگم خداحافظ ببین پریده رنگم خداحافظ

مرو تو از کنار من تنها مرا ببر زهرا امید قلبم

بی تو یار و یاوری من ندارم مرغ عشق ماپری من ندارم

ستاره شب من خداحافظ مادر زینب من خداحافظ

به رنگ ارغوان بود رویت دوچشم کم سویت به سوی زینب

تو رفتی از کنار من فاطمه خزان شده بهار من فاطمه

ای شریک زندگانی علی حاصل عمر وجوانی علی

رنگ و بویت بوی رفتن میدهد بوی درد وغربت من میدهد

بی تو هوای خانه ما سرد میشود مادر زینبم

مرحم زخم دل ریشم بمان چند روزی بیشتر پیشم بمان

با نفسهایت خورشم میبری میروی از هوش و هوشم میبری

ای امیدم ای تمام هست من پیش چشمم میروی از دست

من خانه ام نه سال آباد تو بود زندگی من همه یاد تو بود فاطمه

خیز تا بار دگر یارم شوی زخم دارم دست بالا کن مدد کارم شوی

زخم دارم التیام من تویی بعد پیغمبر تمام من تویی

[گل]
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 31 تیر 1388 ساعت 11:29
من لینکتان می کنم. با اجازه.
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 31 تیر 1388 ساعت 11:34
میگما این عکسه پاستیل هستن؟
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 31 تیر 1388 ساعت 11:40
من نفهمیدم یعنی چی این عکسا
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 31 تیر 1388 ساعت 14:15
مستانه ... نتیجه اون جای خاص و اون پست سر کاری چی شد؟!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
فیروزه جان نتیجه اش هنوز معلوم نشده!
چهارشنبه 31 تیر 1388 ساعت 14:42
زندگی پاستیل نیست. ولی اگه هم باشه کسایی هستن که به همین بهانه عکس پاستیلها رو خیلی راحت می خورن. نه؟
چشمها را باید شست
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 31 تیر 1388 ساعت 18:51
سلام مستانه جون
اینترنت اداره مون رو ۲ هفته است قطع کردن.... باور نکردنیه... اما این کارو کردن... از شنبه وصل میکنن...
خواستم بدونی توی این مدت هم می خوندمت.... فقط وقت نمیشد نظر بدم
اونجایی که خاص بود رو حدس زدم... شاید اشتباه حدس زده باشم
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 31 تیر 1388 ساعت 18:53
راستی...
این عکسه برام تداعی کننده داستان حضرت ابراهیم بود.... شاید گلستان بشه...
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 31 تیر 1388 ساعت 18:54
راستی ما دیشب از ساعت ۹ تا ۶ صبح آبمون قطع شد
ربطی داره به برق؟
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 31 تیر 1388 ساعت 18:56
راستی
کمبود این دو هفته رو با حواس پرتی و عدم تمرکزم توی نوشتن همه حرفام توی یه کامنت جبران کردم
خدا کریمه
از قدیم گفتن
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 1 مرداد 1388 ساعت 10:59
طفلی پاستیله!
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 1 مرداد 1388 ساعت 11:21
چه قشنگ حس این روزها رو توضیح دادی مستانه...
من ولی چند روزیه زیاد پیگیر اخبار نیستم! دچار تشنج اعصاب شدم! (آخه خیلی حساس شده بودم و با هر خبری تا چند روز می ریختم به هم) حالا کم کم دوباره می خوام شروع کنم به خوندن...
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 1 مرداد 1388 ساعت 12:03
اون وقت خواب های مورد دار هم دارین یا نه !‌خب یعنی فکرات همه مثبتن ؟

عکس رو ذخیره کردم !
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 1 مرداد 1388 ساعت 13:10
سلام..
خوبی شما؟
به جا آوردین بنده رو؟
نمیدونم چرا این آدم اینقدر برام مهمه..!!!
مستانه جون اگه خبری از تینای بی معرفت داری خبرم کن...
بهش بگو جمعه جشن عقدم بود جاشو کنارم سر سفره سفید و صورتی عقدم خالی کردم...طبق قولی که بهش داده بودم..
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 1 مرداد 1388 ساعت 15:31
منم صرفه جویی توی برق رو خیلی رعایت می کنم
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 1 مرداد 1388 ساعت 17:16
اوم من که همیشه تمام وسایل برقی اتاقم مثه کامی و تی وی و گوشیم که همیشه به شارژ و اینا روشن .. !

اوم .. منم مثه تو فکر کردم .. اما مثه همیشه عمل کردم تغییر نشه

اوم میسی
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 1 مرداد 1388 ساعت 17:24
عکس جالبیبه. واقعا هم همین طوره
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 1 مرداد 1388 ساعت 21:55
درود
امتیاز: 0 0
جمعه 2 مرداد 1388 ساعت 01:53
سلام
اگه سایز بزرگ این عکس داری حتما به میلم بفرستش.
داری؟؟؟
امتیاز: 0 0
جمعه 2 مرداد 1388 ساعت 02:42
ای بابا!! ادم اینجا دوکلام کامنت خصوصی نمیتونه بزراه ؟؟؟
بابا کار خصوصی داشتم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خصوصیش کردم. بیا کامنتت رو بذار
شنبه 3 مرداد 1388 ساعت 00:53
من اول کلی عکسو نگاه کردم اول چیز جالبی ندیدم اما بعدش خیلی برام قشنگ بود و تازکی داشت ....مرسی خیلی انتخاب نابی بود ..اما تو خوراکی ها هم این اتفاق می افته
امتیاز: 0 0
شنبه 3 مرداد 1388 ساعت 00:56
اینترنت نداشتم.... م ا ه وا ر ه رو جمع کردیم .از همه چی بی خبرم و چقدر هم بده این بی خبری.

امتیاز: 0 0
شنبه 3 مرداد 1388 ساعت 11:51
چرا جواب منو ندادی؟
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 6 مرداد 1388 ساعت 12:17
عزیزم در مورد استفاده الکی از وسایل برقی؟ نمی دونماین طرح رو برااولین بار کی تودهن مردم انداخت..اما مسئله اینه که ما که باخودمون و کشورمون دشمنی نداریم..بابا دودش تو چشم مردم خودمون می ره..واقعاتو کار درستی کردی...
ببینم تو چقدر خواب می بینی اونم خوابای عجیب غریب..
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد

پشتیبانی