X
تبلیغات
رایتل
چهارشنبه 4 شهریور 1388 09:38
وبلاگنویسان مقیم مرکز!


یادتون میاد آخرین باری که یه دونه از این لی لی ها روی زمین دیدین کی بوده؟


 


پیرو پست قبل تصمیم بر آن شد که، یعنی تصمیم که هنوز نگرفتم ولی فکر کردم بد نیست یه قرار وبلاگی بذاریم و همدیگه رو ببینیم و بیشتر با هم دوست بشیم!


عین دو تا بچه که وقتی می خوان با هم دوست بشن صادقانه از هم می پرسن میای با هم دوست بشیم؟ و صادقانه جواب می دن آره یا نه! با هم تعارف ندارن.


نمی دونم چند نفر موافقن و چند نفر مخالف! اما دوست دارم نظرتون رو صادقانه و بی تعارف بدونم. بعدا در مورد مکان و زمانش هم تصمیم می گیریم.


رونوشت به فیروزه، فرنوش، سیندخت، تینا، گلدونه، فلفل، هلیا، رامک، در پناه دستانت، خانمه، ماه مون، شمع سحر، شهره، جودی آبوت، حس زندگی، فینگیل بانو و سایر وبلاگنویسان مقیم مرکز



و حتی یه قرار دیگه و یک کمی متفاوت.


این بار رو نوشت به سلانه (دختر بابایی)، هانیه، خانمه، معلمی از بهشت و هرکس که فکر می کنه ممکنه توی این گروه جا می شه!




پ.ن1: جا انداختن اسم کسی یکی از دلایل زیر رو داره:


1- یادم رفته.

2- نمی دونستم بذارمش توی گروه اول یا دوم و فکر کردم بهتره خودش تصمیم بگیره.

3- احساس کردم شرایط اومدن به یه همچین قراری رو نداره.

4- فکر کردم اونقدر براش مهم نیستم که بخواد توی یه همچین قراری شرکت کنه.


پس لطفا شما هم اعلام حضور کنین و به هیچ وجه دلگیر نشین. چون من خیلی دوستون دارم.


پ.ن2: نظرات تاییدیه تا نظرتون رو با خیال راحت بیان کنین!


نظرات (42)
چهارشنبه 4 شهریور 1388 ساعت 09:49
اخ جون قرار وبلاگی

مستانه من توی هر دو گروه جا میشم

کی ؟ کجا ؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
تصمیم که گرفتیم بهت خبر می دم.
چهارشنبه 4 شهریور 1388 ساعت 10:18
مستانه باورم نمیشه . دیشب خوابتو میدیدم که اومده بودی پیشم و داشتیم باهم دوست میشدیم . میگفتیم که برای هم دوستای خوبی میشیم . واااااااااای خدای من . اومدم بگم که دیشب خوابتو دیدم یهو این پستتو دیدم . خیلی جالبه . عجب تله پاتی جالبی . من موافقم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
:)
چهارشنبه 4 شهریور 1388 ساعت 10:35
مستانه هنوز تو کف خوابمم . با هم داشتیم میرفتیم مسافرت . ولی نمیدونم کجا .
واجب شد که ببینمت . نظرت چیه که متین هم بیاد و منم با همسری بیام ؟
واجب شده ببینمت . مطمئنم یه سری توی این خواب بوده
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 4 شهریور 1388 ساعت 10:41
شاید برای اولین بار باشه که دلم میخواهد یه قرار وبلاگی برم .
با گروه دوم هم موافقم . خیلی دلم میخواهد با دختر بابایی بیشتر آشنا بشم .
ببینم چه میکنی .
یه پنجشنبه عصری شاید ... فقط ساعت قرارمون برام مهمه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
باشه. سعی می کنم یه موقعی بزارم که بتونی بیای.
چهارشنبه 4 شهریور 1388 ساعت 10:43
ببین مستانه.... اومدی نسازیا... دوست درجه یک و درجه دو نداریم کهههههههههههه
به قول رئیس جمهور عزیزمون مهندس موسوی ؛عب نداره؛ من میام... حتی اگه درجه دو باشم دوستت میشم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
من کجا درجه یک و درجه دو کردم؟ فقط آدمهایی رو حس کردم هماهنگی بیشتری با هم دارن و با بقیه زیاد هماهنگی ندارن از هم جدا کردم.
چهارشنبه 4 شهریور 1388 ساعت 11:15
فکر خوبیه
اگر بتونم حتما می یام
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 4 شهریور 1388 ساعت 11:15
ممنونم از لطفت مستانه جون.اگر امکانش باشه خیلی دوست دارم بیام.تا ببینیم چی پیش میاد.
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 4 شهریور 1388 ساعت 11:17
حس زندگی منم آیا؟آخه لینک نداشتن.بعد هم اینکه اسم وبلاگ من رو تغییر دادی. سوال شد برام!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خودتی عزیزم
چهارشنبه 4 شهریور 1388 ساعت 11:25
احتمال بسیار زیادی من هستم... اما یه سئوال میشه من هم از چند تا از دوستهای دختر وبلاگی بخوام بیان تا همونجا اونها رو هم ببینم؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
نه! نمیشه! حس می کنم زیادی شلوغ می شه! به نظرم یه قرار جداگانه باهاشون بذاری به خودتون هم بیشتر خوش می گذره
چهارشنبه 4 شهریور 1388 ساعت 11:32
سلام مستانه جونم.من دو روزه وبلاگتو کشف کردم و تو این دو روز تا اونجا که در مورد مریم و میثم نوشتی و رمز گذاشتی خوندم.دارم از فضولی میمیرم .میشه رمزو به منم بدی؟من نه آشنا هستم و نه همکار.مهدیه هستم و 24 سالمه.
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 4 شهریور 1388 ساعت 11:33
خیلی خوبه...اما در مورد تعداد زیاد نفرات باید فکر کنم!ولی به خاطر دیدن تو دوست خوبم زیادی فکر میکنم!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اگه فکر می کنی اذیت میشی می تونیم یه قرار کوچیکتر با هم بذاریم. ولی فکر می کنم این طوریشم جالب باشه و خوشحال می شم تو هم حضور داشته باشی.
چهارشنبه 4 شهریور 1388 ساعت 11:42
نمی دونم شاید با خوندن این پستت اعتماد بنفسم اومد پایین
نمی دونم بتونم یا نه ؟
میترسم خیلی از کارهامون باعث بشه این پاکی روابط مجازیمون از بین بره و شاید دیگه رومون نشه خوده عریانمونو بنویسیم
نمی دونم این افکار یه دفعه مثل برق از ذهنم گذشت نمی دونم باید چی کار کنیم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بازم بهش فکر کن ببین می تونی دلت رو راضی کنی یا نه. هر کاری دلت بهت می گه بکن.
چهارشنبه 4 شهریور 1388 ساعت 12:34
منم دوست دارم بیام البته اگر صلاح میدونی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خوشحال می شم.
چهارشنبه 4 شهریور 1388 ساعت 12:35
باشه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ببخشیدا!
چهارشنبه 4 شهریور 1388 ساعت 12:37
من با کمال میل حاضرم گلم.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
:)
چهارشنبه 4 شهریور 1388 ساعت 12:38
من هم دوست دارم باهات بیشتر آشنا بشم.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
من هم دوست دارم.
چهارشنبه 4 شهریور 1388 ساعت 12:43
حیف که من اونجا نیستم.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آره واقعا
چهارشنبه 4 شهریور 1388 ساعت 12:45
سلاممممممم:)
هی! من یه احساس خوبی نسبت به این گروه دارم.. هانیه.. خانمه.. معلمی از بهشت.. توام که تویی! بعدنی خانمه وجه اشتراک دو گروهه؟ من پایه م.. بعد میشه بذاریم بعد از ماه رمضون؟ یعنی تو که دوسال تحمل کردی مستانه یه ماه دیگه هم روش دیگه! بعدنی خوبیش اینه که عده مون کمه و هماهنگیش راحت.. هر وقت خواستی بگو من شماره مو برات بفرستم. :)
امتیاز: 0 0
پاسخ:
باشه. گروه شما رو می ذاریم بعد ماه رمضون.
چهارشنبه 4 شهریور 1388 ساعت 12:46
خب خانم اجازه گروه اول با گروه دوم چه فرقی می کنه ؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
گروه دومیا خانومترن!!!!!! شوخی می کنم البته ولی با هم هماهنگ ترن!
چهارشنبه 4 شهریور 1388 ساعت 12:56
منم دوست دارم بیام خُب....
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بیا خب!
چهارشنبه 4 شهریور 1388 ساعت 12:56
خانمی من میام منتها چون شاغلم تو ساعتش یک کم محدودیت دارم البته ۵ شنبه جمعه ها ازادم و تو هفته بعد ساعت کاری(الان بعد ۲ معمولیش بعد۴ )می تونم بیام خوشحالم میشم حتما ببینمتون .فقط لطفا زمان و مکان را چند روز قبل بهم بگو اگه خواستی تلفنمو میدم که اس ام اس بدی. قرار متفاوت رو هم منظورتو نفهمیدم اما خب خودت کارمو راحت کردی گذاشتی جز دسته ۱
امتیاز: 0 0
پاسخ:
حتما بهت خبر می دم.
چهارشنبه 4 شهریور 1388 ساعت 12:56
سلام. اگه یه زمان خوبی بزاری که اهل بیت نگران نشن چرا که نه! بیایم یه سری دوست های جدید پیدا کنیم.
خواهشا سر جاش خیلی تحقیق و تفحص کنید
امتیاز: 0 0
پاسخ:
چه جور تحقیق و تفحصی؟
چهارشنبه 4 شهریور 1388 ساعت 13:07
اصلا هر چی امکاناته واسه تهرانیاس
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آخی...
چهارشنبه 4 شهریور 1388 ساعت 13:09
سلام! خوشحالم باهات آشنا شدم. قراره از 14 سال قبل بنویسیم؟ تو وبلاگ سودابه خوندم اینو
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 4 شهریور 1388 ساعت 13:13
مرسی عزیزم.
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 4 شهریور 1388 ساعت 14:10
مستانه من هانیه و خانمه و معلمی از بهشت و دختر بابایی رو میخوااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام ...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
یعنی می گی منتقلت کنم توی اون گروه؟
چهارشنبه 4 شهریور 1388 ساعت 14:18
http://1338455.blogfa.com سلام با نظر مارا از بودن خود اگاه نمایید
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 4 شهریور 1388 ساعت 14:37
چقدر جالب
امتیاز: 0 0
پاسخ:
:)
چهارشنبه 4 شهریور 1388 ساعت 16:05
خب من خوشحال میشم ببینمتون فقط اینکه من تا اواخر هفته دیگه از ایران میرم و معلوم نیست دوباره کی برگردم.اگه قرارمون تو همین فاصله باشه حتما سعی میکنم بیام .
امتیاز: 0 0
پاسخ:
امیدوارم بتونیم قرار رو توی همین هفته تنظیم کنیم.
چهارشنبه 4 شهریور 1388 ساعت 16:27
آره!!! منم موافقم. احساس نزدیکی زیادی به دوستان وبلاگی‌م می‌کنم. برای همین خیلی دوست دارم که ببینمشون و بیش‌تر باهاشون آشنا شم. من هستم فقط لطفاْ بعد ماه رمضون دیگه پلیز!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
باشه قرارمون با شما رو می ذارم واسه بعد ماه رمضون
چهارشنبه 4 شهریور 1388 ساعت 17:13
[:S001
منم دلم میخواست باشم !!
راستی اولی ها و دومی ها چه فرقی دارن؟؟
اگر من پایتخت بودم جز کدوم گروه باید میاومدم؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
تو مسلما تو گروه اول بودی!
چهارشنبه 4 شهریور 1388 ساعت 18:24
منم بازی؟ راستش مستانه جان منم استقبال میکنم خیلیم مشتاقم بیام البته اگر زمانش یه جوری باشه بتونم بیام حتما خواهم اومد
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اتفاقا تو جزو کسانی بودی که نمی دونستم توی گروه اول بذارمت با توی گروه دوم

نظر خودت چیه؟
چهارشنبه 4 شهریور 1388 ساعت 18:26
منم دوس دارم بیام شما را ببینم ...می شه منم بیام ؟

(لینک منو خیلی وقته از لینکستونتون پاک کردین یادم می مانه )
امتیاز: 0 0
پاسخ:
می شه تو هم بیای.
چهارشنبه 4 شهریور 1388 ساعت 18:30
کامنت قبلی که بی اسم اومد انگار مال من بود
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 4 شهریور 1388 ساعت 19:40
منم تو گروه اول فکر کنم جا بشم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
تو که با توصیفاتی که از خودت کردی همه جا جا می شی!!!
چهارشنبه 4 شهریور 1388 ساعت 19:54
ممنونم که یاد من بودی. چی از این بهتر. فقط قرار اگر تو هفته ی دیگه باشه خیلی بهتره. آخه من از 15 تا 28 درگیر امتحانات ترم دانشگاهم. اگر هم نشد هفته ی دیگه باشه باز هم به من خبر بده تا جایی که بتونم برنامه ام را جور می کنم. مرسی.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سعی می کنم قرار رو توی هفته دیگه بزارم.
چهارشنبه 4 شهریور 1388 ساعت 21:43
منم بازی! هر چند که من رو یادت رفت (آخه بقیه ی گزینه ها در موردم صدق نمی کنه!)
هر جا هر موقع کلا من پایه م!
درضمن هیچ نگرانی ای هم ندارم! تجربه بهم ثابت کرده دوستیهای مجازی کم از دوستیهای حقیقی ندارن، حتی شاید به خاطر صداقت حاکم بر اینجا یه وقتایی بیشتر هم داشته باشن!
پلیز منم خبر کن.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
واااااااااااای راس می گی! چرا یادم رفت؟
پنج‌شنبه 5 شهریور 1388 ساعت 06:27
قراره اونجا لی لی هم بازی کنیم اون وقت؟!
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 5 شهریور 1388 ساعت 10:35
منم موافقم با اینکه تو تمام اینا فقط با تو ارتباط داشته ام ....اما کلا با ارتباط موافقم!
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 5 شهریور 1388 ساعت 10:37
یه پست ویژه دارم امروز خوبه قبل از اینکه همدیگرو ببینیم اینم ببینی!
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 5 شهریور 1388 ساعت 11:44
من خیلی دوست دارم شما دوستان و ببینم ولی این روزها زمان امتحان های من هست.
بدونید خیلی دوستون دارم و بخشی از زندگیم شدید
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 5 شهریور 1388 ساعت 13:13
نمیشه قرارتون رو توی اصفهان بذارید؟
مگه تو اصفهانی نیستی ؟هان هان؟ یعنی چی خب ؟هوای مارو هم داشته باش خببببببببببب
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد

پشتیبانی