X
تبلیغات
رایتل
چهارشنبه 4 آذر 1388 08:40
قرار وبلاگی


مثل یه رمان می‌مونه که تبدیلش کنن به فیلم.


رمان رو صفحه به صفحه می‌خونی و از هر شخصیت یه تصویر کمرنگ واسه خودت می‌سازی و هرچی جلوتر می‌ری جزئیات بیشتری از هر شخصیت میاد دستت و تصویر پررنگ و پررنگتر می‌شه.


فیلمساز اگه رمان رو عمیق خونده باشه، شخصیت‌هایی می‌سازه که خیلی شبیه تصویرذهنی توئه و وقتی فیلم با ذهنیات تو منطبق باشه لذت تماشاش چند برابر می‌شه.


فیلم امروز یکی از لذت‌بخشترین فیلمهایی بود که دیده بودم. اونقدر که از تماشاش سیر نمی‌شدم. دلم می‌خواست ساعتها همون‌جوری می‌نشستیم و شما حرف می‌زدین و من نگاهتون می‌کردم و عکس می‌گرفتم.





در همین رابطه:

هانیه

بهار

معلمی از بهشت

سلانه

خانمه


نظرات (32)
سه‌شنبه 3 آذر 1388 ساعت 18:10
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 3 آذر 1388 ساعت 18:13
منم میخوامممممممممممممممممممممم
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 3 آذر 1388 ساعت 18:21
وای مستانه جون خیلی ماهی.خیلی
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 3 آذر 1388 ساعت 19:01
سلامممممممممم:)
چه عکس خوشگلیه مستانه.. دلم خواست!!
بعد اااااا؟ پس مهمون تو بودیم؟ دستت درد نکنه! خوب املت می پزی ها! :دی
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 3 آذر 1388 ساعت 19:15
خصــــــــــــوصی دوست جون
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 3 آذر 1388 ساعت 19:25
بابا سرعت
امتیاز: 0 0
پاسخ:
:))
سه‌شنبه 3 آذر 1388 ساعت 19:35
خوشحالم که خوش گذشته.
راستی اون سس تند وسط میز رو کی اونجوری تموم کرده؟!
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 3 آذر 1388 ساعت 21:14
سس فلفل پیش از شروع غذا، تمام شده است/ ایا سرو دوم است؟/.
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 3 آذر 1388 ساعت 21:16
همیشه خوش باشید
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 3 آذر 1388 ساعت 22:22
الان یعنی به ما سوسو میدی؟!
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 3 آذر 1388 ساعت 22:27
گاهی آدم حسودیش می شود. مثل الان من
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 4 آذر 1388 ساعت 00:37
هه یییییییییییییییی
خوش به حالتون
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 4 آذر 1388 ساعت 07:57
چه خوب که خوش گذشت. ولی جنبه داشته باشید هی راه نیفتید صبحونه خورون و بیایید اینجا فوس دل ما بذارید.
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 4 آذر 1388 ساعت 08:39
ممنون بابت زحمتی که برای هماهنگی قرار کشیدی . دستت درد نکنه خانم .

من همینجا یه سلامی هم به معلمی از بهشت عزیز میکنم . و میگم از اشنایی باهاتون خوشحالم . شرمنده که برای بلاگفایی ها نمیتونم کامنت بذارم
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 4 آذر 1388 ساعت 09:08
چه جالب... اول اینکه کلی خوشحالم که خوش گذشته بهتون... دوم اینکه !!! دیشب رفتیم فیلم کتاب قانون... وسط فیلم کچل کردم سالارو انقدر عین مرغ قدقد کردم گفتم رستوران لبنانی نداره تهران؟ هان؟ من رستوران لبنانی میخوام.... هان؟؟ نداره؟ گفتی نداره؟ شاید داشته باشه.... اونم با کاپشنم خفم میکرد... ولی من هنوزم برام سئواله!! این رستوران لبنانی تو تهران کجاست؟ هان؟ داره؟
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 4 آذر 1388 ساعت 09:15
تو شهید بهشتی همون اولاش سمت چپ خیابون یه تو رفتگیه


امتیاز: 0 0
چهارشنبه 4 آذر 1388 ساعت 09:28
من الان صبحونه نخوردم و شدددددددددددید هوس کردم
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 4 آذر 1388 ساعت 09:35
بیخود نیست دوربینت رو دوست داری، عکسی کی گرفتی خیلی شفاف و زنده ست. ما منتظر عکسای با سرنشین هم هستیم خانوم، فقط بیزحمت از زیر میز بده بیاد بی حجابیم خوبیت نداره اینجا هم که سیبیل رفته و آمد داره!!
تعبیرت از این دیدار رو هم خیلی خوشم اومد.
شاد باشی و موفق.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
لیلا جان آدرس ایمیلت رو نداشتم. عکسها رو برای خانمه فرستادم
چهارشنبه 4 آذر 1388 ساعت 10:57
ممنون عکسها به دستم رسید.
For more connection here is my email add:
lm.faraz82@gmail.com
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 4 آذر 1388 ساعت 11:08
چقدر دلم میخواست پیش تون بودم. همیشه خوش باشید
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 4 آذر 1388 ساعت 11:26
خوش باشید.....جای ما هم فقط خالی!
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 4 آذر 1388 ساعت 11:29
دور از چشم من؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آره :دی
چهارشنبه 4 آذر 1388 ساعت 11:31
قربونت من اصلا خوش عکس نیستم اما بی زحمت داری رد می شی عکس منم بذار دم در خونه مون در اینم آدرس
امتیاز: 0 0
پاسخ:
قبل اینکه بگی فرستاده بودم. ندیدیش؟
چهارشنبه 4 آذر 1388 ساعت 11:32
shabani.zahra@gmail.com
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 4 آذر 1388 ساعت 11:36
چه خوب که همه‌مون یه همچین حسی بهمون دست داده. این نشون می‌ده واقعی واقعیه... ممنون بابت عکس‌ها. بازم دلم از این صبحونه‌ها خواست. بدعادت شدم!
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 4 آذر 1388 ساعت 12:15
نوش جونتون . خوشحالم که خوش گذشته
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اون دفعه هم خیلی خوش گذشت. فقط یک کمی سرم شلوغ شد و نتونستم درست و حسابی بنویسم.
چهارشنبه 4 آذر 1388 ساعت 13:26
این روزها منتظرم
منتظر یه سلام تا زندگیم یه رنگ و بوی دیگه بگیره
با این سلام من دوباره متولد میشم...
برای جشن تولد دوباره ام لباسی از یاس سپید دوخته و سفره ای با عشق چیده ام...
دعایم کن...
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 4 آذر 1388 ساعت 14:04

سلام گلم
ممنون به خاطر آدرست

ضمنا خوشحالم که بهتون خوش گذشته
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 5 آذر 1388 ساعت 10:18
خصوصی
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 5 آذر 1388 ساعت 10:32
دزی هر روز اینجاست ..
امتیاز: 0 0
جمعه 6 آذر 1388 ساعت 00:10
امتیاز: 0 0
دوشنبه 9 آذر 1388 ساعت 14:56
می شه بگی کدوم رستوران بوده اینجا؟ کلی هوس کردم از این املتها!
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد

پشتیبانی