X
تبلیغات
رایتل
پنج‌شنبه 24 دی 1388 09:18
خدا را چه دیدی؟


خیلی بده که سرتاپا سیاه می‌پوشی و راه میفتی میای بیمارستان و پشت در آی‌سی‌یو، یه عالمه اشک می‌ریزی و دل همه رو خون می‌کنی و بعد با همون چشمای پف کرده و همون سرتاپای سیاه می‌ری عیادت بیمار.


مگه باور نداری؟

خدا هست... ایمان هست... معجزه هست... زندگی هست... عشق هست... نور هست... سفیدی هست... رنگ هست... سبزی هست... آرامش هست...




خدا را چه دیدی شاید غصه رد شد........ دلم راه و رسم این عشق و بلد شد


نظرات (21)
چهارشنبه 23 دی 1388 ساعت 21:14
مستانه اتفاقی افتاده
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اتفاق که نه...ولی برای یکی از عزیزام دعا کن...
چهارشنبه 23 دی 1388 ساعت 22:13
ای بابااااا

گاهی وقتا وقتی میرفتم آی سی یو... بعضی ها... پشت در بودن و بهشون اجازه نمیدادن بیان تو... ما میرفتیم به دستگاها سرکشی میکردیم... بعضی ها... حال مریضشون خوب بوداااا... ولی بازم پشت در نگران بودن...

یا بعضی ها مریضشون عمل کرده بود و حالش خوب بود و کم کم داشت به هوش میومد... ولی بازم همش نگران بودن...

گاهی وقتا واقعا لازم نیست ادم انقدر خودشو اذیت کنه هاااااااااا

ایشالا که هر مشکلی هست رفع شه!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
نگرانی توی اون شرایط خیلی طبیعیه
چهارشنبه 23 دی 1388 ساعت 22:13
چقدر این عکس آرامش میده به من
ایشالله زودی خوب میشه عزیزت
انقدر هم سخت نگیر
شاید یکی مثل من عادتشه که مشکی بپوشه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خوب حتی اگه کسی عادتشه بازم نباید این جور جاها مشکی بپوشه. برای روحیه بیمار خیلی بده
چهارشنبه 23 دی 1388 ساعت 23:01
اینجوری با این ریخت و قیافه علنا دور از جون آدمو میکشن دیگه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
دور از جون
پنج‌شنبه 24 دی 1388 ساعت 02:17
خیره انشالله
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ایشالله
پنج‌شنبه 24 دی 1388 ساعت 07:46
می دونی بعضی از آدما منتظر حادثه هستند در مورد خانواده همسر منم همین جوری بود زودتر سیاه پوشیده بودند و قطع امید کرده بودند و عزاداری می کردند در صورتیکه اون هنوز زنده بود توی بیمارستان اما من تا لحظه آخر دعا می کردم ولی نشد که بمونه...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
عزیزم خدا همسرت رو رحمت کنه
پنج‌شنبه 24 دی 1388 ساعت 08:32
وای مستانه جان منم گاهی یادم میره. خدا هست معجزه هست ایمان هست و ...
و این چقدر بده
امتیاز: 0 0
پاسخ:
فراموشی هم هست و ما آدمها خیلی فراموشکاریم...
پنج‌شنبه 24 دی 1388 ساعت 08:36
جدی سیاه رفتی؟!
این تیکه آخر منو یاد این فیلمه میندازه که همش تبلیغو میکنه...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
من که نه!
پنج‌شنبه 24 دی 1388 ساعت 11:30
حرف دل منو زدی مستانه... ما آدما فقط تو حرف بلدیم بگیم خدا هست. به وقت عملش که می‌رسه عقلمون می‌شه خدامون!!! خودمون مریض رو رو به قبله می‌خوابونیم!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آره... راست می گی...
پنج‌شنبه 24 دی 1388 ساعت 11:53
خدا بد نیاره..
چی شده؟
هر کی هستن انشاالله که خوب می شن..
پیامبر ما هیچ وقت از رنگ مشکی استفاده نمی کردن..
حتی رنگ مشکی روی پرنده ها هم تاثیر منفی داره و اونا رو می ترسونه..
و کمترین سفارش در قرآن به استفاده از رنگ ها رنگ مشکی هستش...
چه آدم بی ملاحظه ای!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
چه جالب!
پنج‌شنبه 24 دی 1388 ساعت 12:04
چرا سیاه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
این که بدتر ناامیدی میاره ؟
خدا هست فقط کافیه به روزای خوشی که بوده نگاه کرد اون موقع قشنگ میشه دید خدا رو
امتیاز: 0 0
پاسخ:
نمی فهمم بعضی از آدمها رو
پنج‌شنبه 24 دی 1388 ساعت 12:46
سلام
بلا دوره ان شاءالله
امتیاز: 0 0
پاسخ:
التماس دعا
پنج‌شنبه 24 دی 1388 ساعت 12:48
واقعا خیلی بده...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آره.
پنج‌شنبه 24 دی 1388 ساعت 14:20
این شعر چقدر قشنگه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
کاملش رو شنیدی؟
پنج‌شنبه 24 دی 1388 ساعت 22:42
مستانه؟!نوشته هان بوی دلهره میده....اوهوم؟!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
دلهره؟ آره... شاید...
جمعه 25 دی 1388 ساعت 20:10
انشالا بیمارتون خوب بشن
اینجوری نه فقط روحیه بیمارو خراب می کنن که توی دل خونواده اشم خالی می کنن.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اگه براش دعا کنی خیلی لطف کردی
جمعه 25 دی 1388 ساعت 21:26
نمیدونم چه اتفاقی افتاده ولی از صمیم دل دعا میکنم که زودتر به قول معروف ختم به خیر بشه
واقعا دعا میکنم
اگه کار دیگه ای هم از دستم برمیاد بگو مستانه جان
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون از دعای خیرت رامای عزیزم
شنبه 26 دی 1388 ساعت 00:06
یه روزی یه جایی خوندم... وقتی به خدا ایمان داشته باشی... هیچی چیز اونقدر عجیب نیست که اتفاق نیافتد...
با آرزوی سلامتی برای همه عزیزانتون...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون از لطفت
شنبه 26 دی 1388 ساعت 00:58
سلام خانمی
دید جالبی داری به زندگی اینو از خوندن چند پست اخیرت فهمیدم
خوشحال میشم اگه اجازه بدی تبادل لینک داشته باشیم
موفق باشی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اجازه ما هم دست شماست ;)
شنبه 26 دی 1388 ساعت 07:29
`پدر شوهرم بیمارستانه اتفاقا می خواستم برم عیادتش یه روسرس خوشگل کرم رنگ سرم کردم.مستحبه دیدن بیمار که میرید لباس های روشن و شاد بپوشید.
مستانه جون نشانی وبلاگمو عوض نکردی؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
فکر می کردم نمی خوای این وبلاگت لینک بشه. الان لینکت کردم
شنبه 26 دی 1388 ساعت 08:39
آینده نگری منفی در حد تیم ملی!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آره...
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد

پشتیبانی