X
تبلیغات
رایتل
دوشنبه 28 دی 1388 10:33
مچ گیری!


بعضی روزا سر راه یه بطری شیر می‌خرم و میارم شرکت. یه لیوانش رو می‌خورم و یه لیوانش رو به دوستم می‌دم و بقیه‌اش رو می‌ذارم توی یخچال شرکت برای روزای بعد.

ولی چندوقتیه روز بعد که میام بقیه شیر رو بخورم می ‌ینم ارتفاع شیر توی بطری به طرز قابل توجهی پایین رفته.



امروز اما یه ایده‌ی جالب به کار بردم برای اینکه مچ طرف رو بگیرم. اونم این بود که بعد از اینکه یه لیوان شیرم رو خوردم و یه لیوان دوستم رو هم براش ریختم یکی دو قلپ هم با بطری خوردم و از اونجایی که من امروز بدجوری سرما خوردم، دو حالت پیش میاد.


یه حالت اینکه فردا میام و می‌بینم بازم شیر بطری کم شده و البته این بار یه نفر به شدت عطسه و سرفه می‌کنه که به نتیجه دلخواهم رسیدم.


و حالت دوم اینکه این بار بطری دست نخورده باقی مونده که خوب اینم نتیجه مطلوبیه ولی مهمتر از نتیجه به دست اومده، مشخص شدن اینه که طرف هرکسی هست هم شیر رو می‌خوره و هم وبلاگم رو می‌خونه.


نظرات (37)
دوشنبه 28 دی 1388 ساعت 10:59
عجب فکر توپی کردی البته یه کم با بدجنسی . کاش فردا سرما بخوره .
امتیاز: 0 0
پاسخ:
من بدجنسم یا اون؟
دوشنبه 28 دی 1388 ساعت 11:03
شاید هم بدنش قوی باشه و هم از شیر بخوره و هم سرما نخوره!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اگه نشد دفعه دیگه از یه ماده قوی تر استفاده می کنم!
دوشنبه 28 دی 1388 ساعت 11:04
دلم خنک شد !
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ولی تا اتفاقی نیفته دل من خنک نمی شه
دوشنبه 28 دی 1388 ساعت 11:10
شما فکر کن طرف قبلن با همین روش اقدام به کاهش ارتفاع شیر میکرده !!!! پس خیالی نیست .بازم میخوره
امتیاز: 0 0
پاسخ:
یه کاری نکن دفه ی دیگه سیانور بریزم توش!
دوشنبه 28 دی 1388 ساعت 11:39
مستانه جون اون احتمال دوم که اینجارو میخونه و هم می خورش که بده اخه اونم سرما میخوره.یا ایشون هم سرما خورده
حالا اونی که اینجا رو میخونه برا اینکه این بدجنسیو خنثی کنه و همین که سرما نخوره باید شیرو بریزه بیرون.این دیگه انده(end)بدجنسیه.مگه نه؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اگه نیاد کامنتای شما رو بخونه فکر نکنم فکرش به یه همچین جاهایی برسه.
دوشنبه 28 دی 1388 ساعت 11:45
خدا بد نده.
ایده جالبی بود
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون عزیزم
دوشنبه 28 دی 1388 ساعت 11:54
جدا که باهوشی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
یعنی یه چیزی در حد نابغه؟
دوشنبه 28 دی 1388 ساعت 11:57
سلام ... خدا بد نده مستانه ... چرا سرما خوردی؟ ... هرچند که چراش معلومه! ... هوای بهاری توی زمستون کار دست همه داره میده ...
راستی دیشب رفتید؟ ... خوش گذشت؟! ... خوب بود نمایش؟!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
دقیقا دلیلش همینه که گفتی. سرما و گرما و ...

آره رفتیم. خوش گذشت... قشنگ بود...
دوشنبه 28 دی 1388 ساعت 12:04
سلام
ایده جالبیه ...یه کار دیگه هم میتونید انجام بدین...یه مقدار با لب رژی از شیشه بخورین تا طرف پشیمون بشه و دیگه از سرش نخوره
امتیاز: 0 0
پاسخ:
واقعا فک می کنی براش مهمه؟
دوشنبه 28 دی 1388 ساعت 12:21
وای بقیه چه پیشنهادایی میدن
یه شیر که دیگه این حرفا رو نداره
امتیاز: 0 0
پاسخ:
یعنی می گی نوش جونش؟
دوشنبه 28 دی 1388 ساعت 12:30
و شایدم شما رو و یخچال رو مستقیما زیر نظر داره.
امیدوارم زودتر خوب شین
امتیاز: 0 0
پاسخ:
نه دیگه. اون موقع که من این کار رو کردم هیشکی این دور و بر نبود
دوشنبه 28 دی 1388 ساعت 12:50
مگه هنوز شیر رو با بطری میفروشن...!!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بطری پلاستیکی البته
دوشنبه 28 دی 1388 ساعت 13:05
شیوه جالبی هست اما دلم به حالش سوخت. شایدم چند نفر باشند
امتیاز: 0 0
پاسخ:
یعنی فردا چند نفر سرما می خورن؟
دوشنبه 28 دی 1388 ساعت 13:17
رو شیشه بنویس این شیر مسموم می باشد بخور ولی اگر چیزت شد پای خودت
امتیاز: 0 0
پاسخ:
:دی
دوشنبه 28 دی 1388 ساعت 13:32
مستانه جون تو خوابگاهی نبودی وگرنه اون جا قابلمه غذا رو از رو گاز و حتی یه بار پیراهن یکی از پسرا رو از رو بند برداشته بودن!!!!!!!!
دیگه چند قلپ شیر که اصلا به چشم نمی یومد
شاید فردا چند نفر مریض بودن اونوقت چه طور می فهمی؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
در این حالت همه شون می شن مظنون...
دوشنبه 28 دی 1388 ساعت 13:59
از دست تو دختر اتفاقا منم چندوقته شیر میارم اداره ولی خب ظاهرا خیلی خواهان نداره چون همینطوری میمونه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ولی اینجا بدجوری طرفدار داره
دوشنبه 28 دی 1388 ساعت 14:16
سلام آبجی
بابا شیر خوردن که این حرفا رو نداره از شیر مادرشم حلالتر
دو خط آخر این پست ابهام برانگیز و بی تربیتیه یه نگاه بش بنداز و تعدیلش کن .
امتیاز: 0 0
پاسخ:
الان شما از کیسه خلیفه می بخشی دیگه
دوشنبه 28 دی 1388 ساعت 15:28
خب مشخصه که کاره آقا متین میتواند باشد
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ای بابا! آقا متین دو ماهه که دیگه اینجا نیست
دوشنبه 28 دی 1388 ساعت 15:52
ایول!
شیطوووووووووونیدا!
.
.
.
؛ققنوس؛
امتیاز: 0 0
پاسخ:
:*
دوشنبه 28 دی 1388 ساعت 15:54
اونوقت این فکر از کجا به ذهنت رسید!!!!!

خیلی جالب بود
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خیلی جای دوری نبود
دوشنبه 28 دی 1388 ساعت 15:55
میتونی یه کم فلفل بریزی توش...البته یکن بیشتر از یه کم....یهو از یه جایی صدایی در میاد...
مستانه منم سرما خوردم ناجور....ای وااااای...نکنه کار منه؟!!!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خداییش ایده ای بود. اگه اون جواب نداد از این استفاده می کنم
دوشنبه 28 دی 1388 ساعت 16:05
واییییی...چه کار زشتی!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
P:
دوشنبه 28 دی 1388 ساعت 16:28
چه کار جالبی حتما نتیجه اش رو بگو بهمون
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اگه نتیجه داد باشه
دوشنبه 28 دی 1388 ساعت 18:25
فکر جالبیه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون از تاییدت
دوشنبه 28 دی 1388 ساعت 19:20
امتیاز: 0 0
پاسخ:
:دی
دوشنبه 28 دی 1388 ساعت 20:20
ای ول خوشم اومد
امتیاز: 0 0
پاسخ:
:)
دوشنبه 28 دی 1388 ساعت 20:57
آخی حقشه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
معلومه که حقشه
دوشنبه 28 دی 1388 ساعت 22:08

دختر عجب تو شیطونی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مجبور میشه آدم
سه‌شنبه 29 دی 1388 ساعت 00:18
=))
امتیاز: 0 0
پاسخ:
:)
سه‌شنبه 29 دی 1388 ساعت 02:37



ببین حالا منو
هاااااااااااااااپشه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
:دی به تو مشکوکم...
سه‌شنبه 29 دی 1388 ساعت 08:24
یه احتمال هم اینه که شیر رو خورده ولی ویروسه اثر نکرده!

یه احتمال هم اینه که دیده باشه شیر کمه دلش نیومده باشه بخوره!!

احتمالات زیاده!

یکیش هم اینه که متوجه بشه تو متوجه میشی زین پس به جای شیری که نوش جان می کنه آب بریزه تو بطری ارتفاعش تغییر نکنه!!!!

امتیاز: 0 0
پاسخ:
واقعا خوبه تو به جای اون طرف نیستی با این ایده هات :))
سه‌شنبه 29 دی 1388 ساعت 08:27
من برای دفعه بعدی ویروس اچ یک ان یک رو پیشنهاد می کنم.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
:دی این ویروسه رو از کجا می تونم تهیه کنم؟
سه‌شنبه 29 دی 1388 ساعت 08:35
به چه نتیجه ای رسید!؟منم سرما خوردما!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
پس کار تو بود...
سه‌شنبه 29 دی 1388 ساعت 08:44
به نظر من بهتره با بطریه شیر راه بیوفتی تو اتاقا و تو هر اتاقی یه قلپ باهاش بخوری تا همه ببینن
بعدشم چند تا سرفه و یه فیییییییییییییین که دیگه کلا طرف از کارش پشیمون بشه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
:)) می خوام دزد رو پیدا کنم. نمی خوام که حال همه رو بهم بزنم.
سه‌شنبه 29 دی 1388 ساعت 09:54
مچ گیریه باحالیه
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 29 دی 1388 ساعت 14:05
ههههههههههههه
با حال بود
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 30 دی 1388 ساعت 00:31
هوووم.
شیطنت!

زود زود خوب شو.
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد

پشتیبانی