X
تبلیغات
رایتل
سه‌شنبه 18 آبان 1389 18:34
شب است و سکوت است و ماه است و من


تلویزیون رو می‌ذارم رو شبکه‌ی saudiQuran و زل می زنم توی چشمهای آدمها. به چشمهایی که بیشترشون خیسند. به تک تک این آدمها، به تک تک این چشمها حسودیم می شه...




پ.ن.1: این شبکه همیشه مستقیم مسجدالحرام رو نشون می ده.

پ.ن.2: این عکس رو یه جور خاصی دوست دارم. باورم نمی شه که یه روزی اینجا وایساده بودم و عکس انداختم...

نظرات (12)
سه‌شنبه 18 آبان 1389 ساعت 21:18
سلام
چه عنوان قشنگی مستانه جان!دقیقا مطابق با حس و حال این پست و عکسشه
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 18 آبان 1389 ساعت 22:11
چقدر جالب من و همسری هم تو همون حول و حوشی که شما اونجا بودید اونجا بودیم.ما هم چند وقتی هست این شبکه را کشف کردیم و فکر می کنیم یادش بخیر ما هم دقیقا اونجا وایستاده بودیم.تازه ساعتهای مختلف راجع بهش حرف می زنیم که شلوغی و خلوتیش طبیعیه یا نه و .....یادش بخیر ....
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 18 آبان 1389 ساعت 22:12
وای دقیقا منم امروز دلم هوای کعبه رو کرده بود مثل یه رویای شیرین بود کاش هیچ وقت بیدار نمیشدم هر وقت میبینمش اشک تو چشمام پر میشه انگار یاد عزیزی میکنی که کیلومترها ازت دوره
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 19 آبان 1389 ساعت 01:18
]منم اکثرا که تو خونه تنهام این شبکه رو می بینم و التماسش می کنم که منو هم دعوت کنه..
دلم می لرزه برای دیدن تک تک جاهایی که شبکه نشون می ده دلم می لرزه برا رسیدن به اون حس نابی که مکه رفته ها تعریف می کنن
خدایا یه نیم نگاهی ....
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 19 آبان 1389 ساعت 08:04
امیدوارم این خانه دوست داشتنی نصیب تمامه عاشقانش بشه.الان دلم مکه و مدینه خواست.یعنی میشه ماهم یه روزی بریم
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 19 آبان 1389 ساعت 08:21
باور کنی یا نه مستانه تو دعوت شدی .... دعوت شدی با دعوتنامه ای رسمی با مهر و موم خود خود شاه.... و حالا در ازای تک تک لحظه هایی که آنجا اوج خوشی سرمستی و عشق را تجربه کردی مسئولی ... در ازای تک تک آن آه ها که کشیدی و جواب گرفتی .... حالا نوبت توست که همکاری آگاهانه با خداوند را تجربه کنی ... دوست من ....
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 19 آبان 1389 ساعت 08:55
محشره
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 19 آبان 1389 ساعت 08:58
فقط خودت می تونی حس اون آدمار و درک کنی گلم تویی که این حس رو تجربه کردی...
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 19 آبان 1389 ساعت 11:33
با وجود اینکه نسبت به چند سال اخیر خیلی از اعتقادات قلبیم فاصله گرفتم و از عاشقانه هایی که با خدای خودم داشتم دیگه خبری نیست..اما هر وقت از کعبه و اون ملکوت دلنشین حرفی می زنی تمام بدنم مور مور می شه و می لرزه و یه درد عجیبی زیر پوستم حس می کنم!
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 19 آبان 1389 ساعت 13:54
هی روزگار نا مراد
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 19 آبان 1389 ساعت 18:35
ان شا الله بازم قسمت میشه میری
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 20 آبان 1389 ساعت 09:17
خوش به حالت که حداقل یه بار اونجا بودی مستانه جان
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد

پشتیبانی