X
تبلیغات
رایتل
یکشنبه 28 آذر 1389 07:47
تو آسمان آبی آرام و روشنی


بیشتر از این که شبیه سفر باشه شبیه یه مهمونی بود. یه مهمونی با یه صاحبخونه دست و دل‌باز که کافیه لب تر کنی و تا هرچی رو که می‌خوای برات فراهم کنه. یه صاحبخونه مهربون که براش مهم نیست تو چه جور آدمی هستی چه کارهایی کردی و می‌کنی. مهمونشی و برای مهمونش از هیچی دریغ نمی‌کنه.


مشهد زیاد رفته بودم. ولی این یکی واقعا با همیشه فرق داشت. بیشتر از اینکه شبیه سفر باشه شبیه مهمونی بود. حیف که ظرفم اونقدر بزرگ نبود تا از تمام اون چیزی که صاحبخونه فراهم کرده بود بهره ببرم.


تو آسمان آبی آرام و روشنی                     من چون کبوتری که پرم در هوای تو
یک شب ستاره‌های تو را دانه‌چین کنم        با اشک شرم خویش بریزم به پای تو

 

نظرات (23)
یکشنبه 28 آذر 1389 ساعت 08:40
عزیزم زیارتت قبول...
امتیاز: 0 0
یکشنبه 28 آذر 1389 ساعت 08:41
زیارتت قبول . رسیدن به خیر .
امتیاز: 0 0
یکشنبه 28 آذر 1389 ساعت 08:51
تک تک کلمات و جملاتت رو با تمام وجو درک میکنم منم همیشه از بزرگیش بهرهمند بودم همیشه ... اونجا بهشته یه قطعه زیبا و دوست داشتی از بهشت اما روی زمین ...
زیارتها قبول مستانه عزیز
امتیاز: 0 0
یکشنبه 28 آذر 1389 ساعت 09:03
سلام ... رسیدن به خیر ... زیارت قبول مستانه جان
امتیاز: 0 0
یکشنبه 28 آذر 1389 ساعت 09:54
مستانه جونم زیارتت قبول.مارو که یاد کردی ؟
امتیاز: 0 0
یکشنبه 28 آذر 1389 ساعت 10:03
زیارت قبول
امتیاز: 0 0
یکشنبه 28 آذر 1389 ساعت 10:09
زیارت قبول..
امتیاز: 0 0
یکشنبه 28 آذر 1389 ساعت 10:18
دلم برات تنگ شده بود... زیارتت قبول ... به کوی یارم رفتی... خوش به حالت...
امتیاز: 0 0
یکشنبه 28 آذر 1389 ساعت 10:27
زیارت قبول عزیزم
امتیاز: 0 0
یکشنبه 28 آذر 1389 ساعت 10:59
آخیش.... اومدی...
امتیاز: 0 0
یکشنبه 28 آذر 1389 ساعت 11:49
تا فیروزه نیومده... تینا عکس بغل اسمت کو؟
امتیاز: 0 0
یکشنبه 28 آذر 1389 ساعت 11:52
آفرین.... من هی می خوام شما ها رو تست کنم می بینم ماشالا همگی حواسا جمعه... اصلا آقا قبول نیست... مال خودت کو؟؟
امتیاز: 0 0
یکشنبه 28 آذر 1389 ساعت 12:00
منم خوشحالم که همه ی حواس ها جمعه
تینا عکست کو؟
امتیاز: 0 0
یکشنبه 28 آذر 1389 ساعت 12:12
زیارت قبول دوستم
امتیاز: 0 0
یکشنبه 28 آذر 1389 ساعت 12:20
نه دیگه قبول نیست تو از رو متین تقلب کردی... عسک (!!) خودت کو.؟؟؟
مستانه مادر بیا به این قائله ختم بده
امتیاز: 0 0
یکشنبه 28 آذر 1389 ساعت 12:24
خودتون مشکلتون رو با هم حل کنین. من خودم کلی مسئله و تمرین برای حل کردن دارم
امتیاز: 0 0
یکشنبه 28 آذر 1389 ساعت 12:49
شواهد نشون میده که متین از من تقلب کرده!
کپی رایتشم حفظ شده ... به حمله اول دقت کن تینا جانم
امتیاز: 0 0
یکشنبه 28 آذر 1389 ساعت 13:21
خانوم من در بست تسلیم.... حالا بیا رمز موفقیتت رو بگو... این وبلاگ مستانه مشخصات رو سیو نمی کنه... هربار باید دوباره آدرس ایمیل وارد کنم... جدی جدی تو چطوری همیشه یادت می مونه
امتیاز: 0 0
یکشنبه 28 آذر 1389 ساعت 13:24
زیارت قبول دوستم
امتیاز: 0 0
یکشنبه 28 آذر 1389 ساعت 13:32
زیارت روح و جانت قبول آخ که امام رضا با زندگی من چه کرد...دلم میخواد همین الان روحمو آزاد و بی جسم و تاخیر و زمان بفرستم پیشش و آزاد و به رقص حوالی ضریح مشبکش برم و برگردم و تکه پایین دامان روحش ،روحمو نوازش کنه ،نه که اون جسم باشه که هکون جا نشسته که دلم میخواد من به پایین تخت پادشاهیش پابوسش برم ،بگم آقای رئوف و بزرگم منو یکبار دیگه یاد کن...منو و هدیمو ...السلام علیک یا مهماندار ضیافات باشکوه خراسان و کاخ عظیم الرضا ،السلام علیک...
امتیاز: 0 0
یکشنبه 28 آذر 1389 ساعت 13:34
در ضمن عاشق این شعریم که نوشتی وقتی همایون میخونش که آدمو با خودش میبره...عالمی که ازونه.
امتیاز: 0 0
یکشنبه 28 آذر 1389 ساعت 13:48
به نام خدا . من این موفقیت رو اول از همه مدیون خدای بزرگ و بعد پدرم ، مادرم ، برادرام ، زن برادرم ، دایی هام ، زن دایی هام ، پسر دایی هام ، دختر دایی هام ، عموهام ، زنعموهام ، پسر عموهام ، دختر عموهام ، خاله های نداشته ام! ، عمه ی مرحومم ، دوستهای دنیای واقعی و مجازی ، دوستان فیس بوکی ، رئیس جمهور و اعضای کابینه دولت! ، مجلس شورا و کلیه اعضا ، رفتگر محله ، مدیریت سوپر محله مون (آقا کیان) می باشم!
با تشکر
امتیاز: 0 0
یکشنبه 28 آذر 1389 ساعت 13:50
خدا نکشتت فیروزه ... مردم از خنده
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد

پشتیبانی