X
تبلیغات
رایتل
پنج‌شنبه 20 مرداد 1390 11:05
گدای کور

  

پدربزرگم تعریف می‌کرد که قدیما یه گدا توی محله‌شون بوده که برای اینکه جلب ترحم کنه و پول بیشتری جمع کنه یه عینک دودی می‌زده به چشمش و یه عصا می‌گرفته دستش و تلوتلوخوران توی محله راه می‌رفته و ادای آدم‌های کور رو درمی‌آورده.


سالها بعد یه روز پدربزرگ برمی‌گرده به اون محله و می‌بینه این مرد هنوز هم داره گدایی می‌کنه. با این تفاوت که حالا یه گوشه‌ای نشسته و عصاش رو هم گذاشته کنارش ولی عینک به چشم نداره.


فکر می‌کنین چرا؟

چون مرد گدا واقعا کور شده بود...



باید حواسمون رو جمع کنیم که توی زندگی ادای چی رو درمیاریم و نقش کی رو بازی می‌کنیم. ادای آدمهای کور رو، یا ادای آدمهای بینا رو؟ ادای آدمهای بدشانس رو، یا ادای آدمهای خوش‌شانس رو؟ ادای آدمهای بدبخت رو، یا ادای آدمهای خوش‌بخت رو؟؟؟

  

نظرات (7)
پنج‌شنبه 20 مرداد 1390 ساعت 12:15
جالب بود و آموزنده
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 20 مرداد 1390 ساعت 12:57
کاملا قبول دارم
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 20 مرداد 1390 ساعت 14:38
نماز روزه هات قبول باشه مستانه جونم
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 20 مرداد 1390 ساعت 14:48
خیلی جالبه- منم همین امروز در مورد ناخودآگاه آدما نوشتم. این روزا خیلی ذهنمو مشغول کرده و طبق قانون همش واسم نشونه میاد- این پست امروزت هم یه نشونه دیگه
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 20 مرداد 1390 ساعت 15:33
لطفاً این مطلب رو توی بلاگ‌تون کپی کنید، توی گودر دست به دست کنین یا لینک بدین. مرسی (-:

http://maryami-myself.blogfa.com/post-1923.aspx

like rasti
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 20 مرداد 1390 ساعت 17:34
سایت باحالی دارین
یه سر هم به من بزنین
http://marobashomarobash.blogspot.com/
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 20 مرداد 1390 ساعت 21:55
باهات کاملا موافقم... فکر کنم خیلی مهمه ادای چی رو درمی یاریم تو زندگی... خودمونو تو کدوم قالب می پذیریم و باور می کنیم... مستانه یه چیزی می خواستم بهت بگم... خیلی از خوندن پستهات لذت می برم...
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد

پشتیبانی