X
تبلیغات
رایتل
دوشنبه 25 مهر 1390 09:53
دل لرزه

 

بالاخره یه روزی، یه جایی دلت می‌لرزه.

اولش فکر می‌کنی یه زلزله کوچیک چهار پنج ریشتریه مثل بقیه دل لرزه‌ها.

اما هرچی صبر می‌کنی، هرچی خودت رو می زنی به اون راه تموم نمی‌شه.

نگاه می‌کنی می‌بینی دلت ریخته. خراب شده، هیچی ازش نمونده.

دیگه نه دل‌بسته‌ای، نه دل‌داده‌ای، نه دل‌سپرده.


بی‌دل شدی... بی‌دل...

  

نظرات (10)
دوشنبه 25 مهر 1390 ساعت 09:58
سلام
با نظرتون موافقم
امتیاز: 0 0
دوشنبه 25 مهر 1390 ساعت 11:37
دلت رو بردند به جاش چی گذاشتن؟
امتیاز: 0 0
دوشنبه 25 مهر 1390 ساعت 12:31
این پست دقیقا شرح حال الان منه
در کمال صداقت اعتراف میکنم من یک بی دل تمام عیارم
امتیاز: 0 0
دوشنبه 25 مهر 1390 ساعت 12:35
کاش دلو ببرن به جاش سنگ بذارن واسم
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 26 مهر 1390 ساعت 11:42
چی شده حالا مگه
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 26 مهر 1390 ساعت 16:45
همینه به خدا
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 26 مهر 1390 ساعت 16:46
راستی نمی دونم گفتم یا نه؟
من به اینجا لینک دادم
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 27 مهر 1390 ساعت 03:11
دل دلکمون گرفت
یاعلیمدد..
التماسدعاش..
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 27 مهر 1390 ساعت 16:35
سلام مستانه جان.قبلا هم فکر کنم یکی دو بار برات کامنت گذاشتم.ولی خیلی وقته که نیومده بودم به وبلاگت الان دارم پستهات رو میخونم و خواستم بهت بگم خیلی خیلی حس خوبی بهم دست داد...ممنون که اینقدر خوب مینویسی و همیشه هستی
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 28 مهر 1390 ساعت 01:39
ما هم ، هم لرزیدیم هم بی دل شدیم رفت
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد

پشتیبانی