X
تبلیغات
رایتل
دوشنبه 28 آذر 1390 15:19
دزد آب سیب!

 

آلما ماجرای غول آشپزخونه‌شون رو تعریف کرد، منم یاد ماجرایی افتادم که همین چند روز پیش، پیش پای شما اتفاق افتاد!


ماجرا اینجوری بود که متین صبح رفت پنج شیش کیلو سیب خرید، چرا؟ برای اینکه می‌خواستیم به مهمونامون آب‌سیب داغ (همراه با دارچین و خامه) بدیم. خلاصه کلی با ذوق و شوق شروع کردم به آب سیب گرفتن و وسطاش که دیگه خسته شده بودم متین اومد کمک و بقیه سیبها رو هم آب گرفت و یه لیوان نوش جون کردم و بقیه رو ریختم توی یه قابلمه و درش رو هم گذاشتم تا شب که مهمونها میان.



بعد هم رفتم سرغذا درست کردن و سالاد و بقیه مخلفات. نزدیک اومدن مهمونها یادم افتاد آب سیب رو بذارم روی گاز تا گرم بشه.


خب حالا آب سیب کجاست؟ گذاشته بودمش روی کابینت.

- اِ اینجا که نیست.


لابد متین گذاشته توی یخچال.

- نه اینجا هم نیست.


روی گاز؟ توی جا میوه‌ای؟ توی جایخی؟ داخل فر؟

- نیست که نیست.


با اندوه زیاد متین رو صدا می‌کنم که دوتایی با هم دنبالش بگردیم، اونم درحالی‌که تقریبا از خیر آب سیب گذشتم و الان دیگه بیشتر دنبال قابلمه‌ی خالیش می‌گردم؟


داخل کابینتها؟ توی اتاق؟ توی کمد اتاق؟

- نچ! نه از آب سیب خبری هست و نه از قابلمه‌ی خالی.


من دیگه از خیر قابلمه هم می‌گذرم و می‌رم کتری رو می‌ذارم روی گاز تا آب جوش بیاد و مهمون‌ها به جای آب سیب خوشمزه‌ام چایی بی‌مزه بخورن!

متین اما همچنان به گشتن ادامه می‌ده و بعد یه ربع بالاخره پیداش می‌کنه! کجا؟ توی بالاترین طبقه‌ی یکی از کابینتها! یه جایی که نه من و نه متین، تا صندلی نذاریم دستمون به اونجا نمی‌رسه و هردومون هم مطمئنیم که امروز روی هیچ صندلی نرفتیم!

 

خلاصه غول آشپزخونه‌ی ما غولیه واسه خودش!

 

 

نظرات (20)
دوشنبه 28 آذر 1390 ساعت 16:35
مستانه جونم شما دو تا خیلی باحالین دوستون دارم:)
این ترکیبی رو که با آب سیب گفتی رو میشه لطفا توضیحش رو بدی؟ دلم خواست:)
مرسی:)
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مرسی عزیزم.
آب سیب رو می ذارم داغ شه. بعد به میزان لازم شکر و دارچین (چوب دارچین باشه خیلی بهتره) توش می ریزم و می ذارم جوش بیاد که کف ش بیاد رو. کفهاش رو باید بگیری که طعم گسش رو بگیره.
بعد هم میریزم توی لیوان و یک کم خامه می ریزم روش!
دوشنبه 28 آذر 1390 ساعت 16:44
امتیاز: 0 0
پاسخ:
دوشنبه 28 آذر 1390 ساعت 17:11
سلامممممممممممم:)
از این غولا ما توی اتاق خوابمون داریم!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام به روی ماهت
وااااای! تو اتاق خواب که خیلی ترسناکه!
دوشنبه 28 آذر 1390 ساعت 17:13
وای خیلی باحال بود برا منم پیش اومد. خانوم دستور این آب سیب رو بنویسید ببینیم چیه.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آب سیب رو می ذارم داغ شه. بعد به میزان لازم شکر و دارچین (چوب دارچین باشه خیلی بهتره) توش می ریزم و می ذارم جوش بیاد که کف ش بیاد رو. کفهاش رو باید بگیری که طعم گسش رو بگیره.
بعد هم میریزم توی لیوان و یک کم خامه می ریزم روش!
دوشنبه 28 آذر 1390 ساعت 18:23
مگه میشه؟ نکنه متین میخواد اذیت‌ت کنه! :دی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
متین؟ اذیت؟ نه بابا!
سه‌شنبه 29 آذر 1390 ساعت 00:23
سلام
مستانه جان من تو اتاقم یه میز دارم که مام ضد عرقم را همیشه روی اون می ذارم چند وقت پیش دیدم مامم روی میز نیست همه جا را و حتی زیر تخت را گشتم نبود بی خیالش شدم و یه مام دیگه گرفتم بعد حدود دو هفته دیدم مام قبلی درست سر جاش روی میزه و مطمئنم که هیچ کدوم اعضا خونه از اون استفاده نکردن حتی مجبورشون کردم که قسم بخورن
امتیاز: 0 0
پاسخ:
دستش درد نکنه!
سه‌شنبه 29 آذر 1390 ساعت 02:03
خیلی باحال بود اینجور مواقع آدم میترسه در حالی که به خودش مطمئنه و تا مدتها این علامت سواله پاک نمیشه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آره. آدم واقعا می مونه تو معنی این جور اتفاقها!
سه‌شنبه 29 آذر 1390 ساعت 08:00
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سه‌شنبه 29 آذر 1390 ساعت 08:34
اگه واسه من همچین اتفاقی بیوفته، مطمئنا بهش غول آشپزخونه نمی گم! میگم خونه جن داره و محاله توش تنها بمونم!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
یعنی تا حالا از این اتفاقها براتون نیوفتاده! چه خونه امنی دارین!!
سه‌شنبه 29 آذر 1390 ساعت 08:43
خوشمزه اس ها
منم دلم خواستش
رنگی بودنت رو دوس دارم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آره من طعمش رو خیلی دوست دارم.
مرسی عزیزم لطف داری
سه‌شنبه 29 آذر 1390 ساعت 08:45
باز خوبه غول آشپزخونتون شکو بودم و صرفا خواسته آب سیبا رو تنهایی بخوره
غول ما که دست پا چلفتیه و معلوم نیست میخواد چی کار کنه کی هی ظرفا رو پخش و پلا می کنه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
احتمالا مال تو یه بچه غوله بازیگوشه!
سه‌شنبه 29 آذر 1390 ساعت 09:02
اوه مای گاد ..
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سه‌شنبه 29 آذر 1390 ساعت 09:44
سلام خانومی من چند روزه میخونمتون از نوشته هات خوشم میاد.از نظری که برا زهرا گذاشته بودی خوشم اومد ئو اینجا اومدم.
همیشه موفق باشد و اروم وو عاشققق
امتیاز: 0 0
پاسخ:
راستش منم از نظری که برای زهرا گذاشته بودی باهات آشنا شدم و از همون موقع می خونمت
سه‌شنبه 29 آذر 1390 ساعت 09:56
نهههههههههه؟!چه جالب!!!یعنی من تو لینکات هستمو خبر نداشتم!؟!؟؟!!؟کففففففف کردمممممممممممممم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سه‌شنبه 29 آذر 1390 ساعت 13:11
واسه من پیش نیومده تاحالا عجیبه!!
چقدر خامه میریزی روی هر لیوان؟
دستور مرغ خالت کجاست؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خامه رو هر چقدر دوست داری بریز. یعنی هرچی بیشتر بریزی خوشمزه تر می شه خوب ولی سنگینتر هم میشه.
دستور مرغ:

http://baadbadak.blogsky.com/1390/09/18/post-1044/
سه‌شنبه 29 آذر 1390 ساعت 15:17
عزیزم سلام،راستش این گودر ما که ترکید دوست نازنینی مثل شما رو از ما گرفت ولی همین الان الان لینکت میکنم تا دیگه دوست چندددد ساله امو یادم نره،این نوشیدنیه خیلی جالبه ممنون از معرفیت،از باب خانه هم باید بگم هی هی هی هی اونکه شهرک گلها بودتو بلوار اوشان تو بلوار ارتشببین ما 40 تومن داریم بدون کرایه میخواهیم ترجیحا نوساز باشه ،الان یه دونه هم 60 متری 30 تومن همونجا پیدا کردم اگه خواستی بگو بت شمارشو بدم ،اون که اجاره رفت.راستی میدونم نرم افزار خوندی و خیلی اکسپرتیارشد خوندی تونستی بگو تو چه زمینه ای کار میکنی خوشحال میشم ،من عکستو دیدم و خیلی حس خوبی به خودت و زندگیت و اینجا دارم کاش بیشتر با هم دوست باشیم بوس
امتیاز: 0 0
پاسخ:
میام برات کامنت می ذارم
چهارشنبه 30 آذر 1390 ساعت 08:25
میگم مستانه خب از این نوشیدنی ها بلتی و دستت رو رو نمیکنیا..خب به ماهم از این نوشیدنیها و دسرها یاد بده
امتیاز: 0 0
پاسخ:
یاد دادم دیگه!
چهارشنبه 30 آذر 1390 ساعت 10:17
غوله آب سیب زیاد دوست داره! طفلک می خواسته همه رو نگه داره واسه خودش.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
پس به موقع مچش رو گرفتیم.
چهارشنبه 30 آذر 1390 ساعت 11:36
چه جالب پس اون پست مارو به سمت هم کشید!
امتیاز: 0 0
شنبه 3 دی 1390 ساعت 08:23
سلام
خواننده خاموشت بودم و حالا روشن شدم بدم که خیلی ماهی و از نوشته هات لذت می برم و تقریبا همه رو خوندم
چه نوشیدنی خوشمزه ای درست کردی عزیز دلم
منم دلم میخواد !!!!!!!!!!!!!!!!!!!
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد

پشتیبانی