X
تبلیغات
رایتل
شنبه 10 دی 1390 11:28
طلوع

 

می‌دونی؟ یک از ترسهای زندگیم اینه که صبح که پنجره رو باز می‌کنم، به جای یه همچین منظره‌ای یه دیوار بلند رو به‌روم ببینم...

و ترس بزرگترم اینه که فراموش کنم چنین چیزهایی هم قابل دیدن بود و به دیدن همون دیوار خو بگیرم...

 


هرچی بیشتر دنبال خونه می‌گردیم از این شهر و از خونه‌های این شهر بیشتر متنفر می‌شم...



پ.ن: عکس هنگام طلوع آفتاب امروز است و رنگها دستکاری نشده‌اند.

  

نظرات (14)
شنبه 10 دی 1390 ساعت 11:46
محشرههههههههههههههههههه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
شنبه 10 دی 1390 ساعت 11:54
چه قد قشنگه...مستانه از این خونه نرو...زورکی بمون
امتیاز: 0 0
پاسخ:
نمیشه روناک. اینجا با همه خوبیهاش مشکل هم کم نداریم...
شنبه 10 دی 1390 ساعت 11:57
میشه بگی خونتون توو کدوم منطقه س؟
منظره ش فوق العاده س...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خونمون شمال شرقه. روی کوه. دقیقترش رو اگه خواستی بگو خصوصی بهت بگم.
شنبه 10 دی 1390 ساعت 13:05
به به یعنی خونه از این بهتر منم یه منظره رو به دریا داشتم از پنجره همین خونه ایی که توشم الان ولی حیف که یه 10 طبقه ساختن درست جلوی این ساختمون و دیگه پنجره مون تو خونه مردم باز میشه...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
وااااااااای... یعنی یکی از آرزوهای محالم اینه که یه روز منظره خونه‌م دریا باشه...
شنبه 10 دی 1390 ساعت 14:22
این عکس فوق العاده است بانو، عاشق طلوع خورشیدم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
منم عاشقشم...
شنبه 10 دی 1390 ساعت 14:40
سلام میشه منم لینک کنید من تازه واردمممممممممممممhttp://2179908.blogfa.com/
امتیاز: 0 0
پاسخ:
باشه عزیزم...
شنبه 10 دی 1390 ساعت 15:39
حسودیم شد شدیدددددددددددددد
امتیاز: 0 0
پاسخ:
منم به خودمون حسودیم میشه!
شنبه 10 دی 1390 ساعت 15:42
مستانه خصوصی داری
امتیاز: 0 0
پاسخ:
جواب ارسال شد!
شنبه 10 دی 1390 ساعت 16:13
یه دنیا ممنونتم عزیزم
امتیاز: 0 0
شنبه 10 دی 1390 ساعت 17:00
وای محشره محشره
امتیاز: 0 0
یکشنبه 11 دی 1390 ساعت 11:22
مستانه عزیزم دقیقا میفهمم چی میگی ..واقعا املاکی ها راست نمیگن خونه ها...واقعا زشتن!!آ]ه الان هم فصلش نیست و هرچی مونده از واقعیت مونده تره!!باور نکن اون خونه ها رو فقط به خدات بگو دقیقا چی دوست داری و این خونه ها و این دیدنا رو باور نکن تنها باورت خواسته خودت باشه این دیدنا فقط به درد این میخوره بدونی خدا چقدر مهربونه از بین این جاها اونی که خودش خواسته قسمتت کرده
امتیاز: 0 0
یکشنبه 11 دی 1390 ساعت 11:30
خصوصی داری راستی این تپه ها چقد برامم آشناست همسایه نیستیم؟یا شاید خونه جدید ما؟..میگی کجایین؟
امتیاز: 0 0
یکشنبه 11 دی 1390 ساعت 19:39
چقدر قشنگه...
امتیاز: 0 0
دوشنبه 12 دی 1390 ساعت 10:11
به نظرم جمله ی زیر عکس رو اضافه کردی بعدا... نمی دونم دلیلت برای تنفر چیه ولی یادمه اون موقع ها که دنبال خونه بودیم یه خونه رفتیم که همه وسایلش نو بود، معلوم بود جهیزیه س ولی به طرز وحشتناکی همه چی بهم ریخته بود و بوی تعفن خونه رو برداشته بود...
سرایدار میگفت چند ماه بعد از عروسیشون از هم جدا شدن ...

تا چند وقت حالم بد بود خیلی ..
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد

پشتیبانی