X
تبلیغات
رایتل
یکشنبه 26 آذر 1391 12:11
برف...

هی تو وبلاگهاتون از برف می نوشتین و من هی می رفتم پشت پنجره خونه و دنبال برف می گشتم ولی دریغ...


حالا اما دیگه دنبال برف نمی گردم چرا که توی دلم داره برف می باره...


ساچلی نازنینم خدا رحمت کنه همسرت رو...

 

نظرات (11)
یکشنبه 26 آذر 1391 ساعت 13:16
وای مستانه چی میگی
یخ کردم
خدا بهش خیلی صبر بده
وای وای
امتیاز: 0 0
یکشنبه 26 آذر 1391 ساعت 13:44
باورم نمیشه

اگرچه که شوهرش طفلی از این همه درد راحت شد
بیماری خیلی بده
عمه های من هم سرطان داشتند و یکیشون خیلی غیر منتظره رفت و چه کرد غمش با همه فامیل

اما طفلی ساچلی
خدا صبرش بده
امتیاز: 0 0
یکشنبه 26 آذر 1391 ساعت 15:34
وای تمام تنم یخ کرد متاسفم =((
امتیاز: 0 0
یکشنبه 26 آذر 1391 ساعت 16:40
وای
امتیاز: 0 0
یکشنبه 26 آذر 1391 ساعت 18:53
واقعا....چیزی برا گفتن ندارم جز اشک و آرزوی صبر
امتیاز: 0 0
دوشنبه 27 آذر 1391 ساعت 07:37
روحشون شاد.خدا به همسرشون صبر عطا کنه.
امتیاز: 0 0
دوشنبه 27 آذر 1391 ساعت 10:31

روحشون شاد :(
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 28 آذر 1391 ساعت 14:24
ای خدااااااا.
انگار همین دیروز بود که با اون همه عشق و علاقه با هم ازدواج کردن.خدا رحمتش کنه.باورم نمیشه.
فقط خدا میدونه که ساچلی چی میکشه
امتیاز: 0 0
یکشنبه 3 دی 1391 ساعت 15:28

دقیقا تو روزایی که من منتظر برف بودم فقط سرماش اومد سمتم.....مرگ همسر ساچلی داغونم کرد...
اون همه عشق...چقدر زود تموم شد فرصت زندگی با همشون.................
امتیاز: 0 0
دوشنبه 4 دی 1391 ساعت 13:35
دلم خون شد بمیرم براش
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 5 دی 1391 ساعت 21:17
خدای من چه اتفاق غیر منتظره ای . خدا رحمتشون کنه.
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد

پشتیبانی