X
تبلیغات
رایتل
یکشنبه 10 دی 1391 09:12
گاه یک کوه به یک کاه به هم می ریزد...


* این دنیا دنیای عجیبیه. گاهی یه چیزهایی به هم ربط پیدا می‌کنه که هیچ وقت آدم فکر نمی‌کنه این دوتا ممکنه به هم ربطی داشته باشن. یه اشتباهی می‌کنی و نتیجه‌اش رو یه جای دیگه می‌بینی. سعی می‌کنی یه چیزی رو درست کنی یه چیز دیگه و یه جای دیگه درست می‌شه. کلا سیستم قشنگ و جالبیه ولی خب بعضی وقتها پیدا کردن این رابطه‌ها و این نخهای نامرئی واقعا کار مشکلیه.


* دیشب قبل از خواب داشت "نیما نهاوندیان" و مراسمش رو نشون می داد. تا صبح همش داشتم خودم رو توی تابوت و قبر و ... تصور می‌کردم. یه موقعی به نظرم مرگ خیلی چیز سهمگینی بود. ولی راستش حالا دیگه به اندازه قبل برام ابهت نداره و ترسناک نیست. تنها چیزی که ازش می‌ترسم پشیمونیه و حسرت.


* دیروز بعد از سالها وقتی رفتم روی ترازو دهگانش رقم 5 بود. لذت‌بخش بود. خیلی لذت‌بخش. یکانش هم اگه یه روز 5 رو نشون بده که دیگه نورعلی نوره.


* پاییز سختی بود پاییز امسال. با وجود شیرینی علی اما روزا کند و طولانی و تلخ و سخت گذشت. کاش زمستونش بهتر از پاییز باشه.



پ.ن: از این پس به کامنتها جواب می‌دم.


نظرات (21)
یکشنبه 10 دی 1391 ساعت 10:30
سلام.
مستانه جان این کم شدن دهگان ترازو علتش رژیم و ورزشه یا همون تلخی و سختی پاییز؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
شیر دادن + تلخی و سختی پاییز.
یکشنبه 10 دی 1391 ساعت 10:37
چطوری بعد از زایمان زیر 60 کیلویی؟ (آیکون خوش به سعادت‌ت)
امتیاز: 0 0
پاسخ:
شیر دادن وزن رو خیلی پایین میاره.
یکشنبه 10 دی 1391 ساعت 11:10
سلام. جواب دادن به کامنهتا انگیزه میده برای کامنت گداشتن. مرسی که انگیزه میدی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مرسی که کامنت می ذاری :)
یکشنبه 10 دی 1391 ساعت 11:19
مستانه خیلی خوبه تونستی این همه وزن کم کنی عزیزم.اینم از مزایای شیر دادنه خب..ایشالا از این به بعد روزهای خوب و شیرین در انتظارت باشه عزیزم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
واقعا مزیت بزرگی هم هست.
مرسی. ایشالا
یکشنبه 10 دی 1391 ساعت 11:22
با مورد 2 به شدت موافقم و
منم منتظرم که یه روزی ترازو بهم تا 5 روکنار هم نشون بده...:)
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ایشالا به زودی ببینیش :)
یکشنبه 10 دی 1391 ساعت 11:27
وایییی یکی رو بدید من شیرش بدم...خوش به حالت من باید خود کشی کنم که ده گان ترازو 5 بشه
امتیاز: 0 0
پاسخ:

من قبلا خودکشی هم می کردم نمی شد.
یکشنبه 10 دی 1391 ساعت 12:01
ایشالا که هر روزت بهتر از روز قبل باشه ...
خودت خوبی؟ اس ام اس هام بهت دلیور نمیشه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خوبم. چرا نمیشه؟ گوشیم مشکلی نداره.
یکشنبه 10 دی 1391 ساعت 12:06
عجب! وزن و ترازو و دهگان 5 قاعدتا باید مساله مهمی باشد که همه از این متن 13 خطی ، به آن می پردازند. من شاید آدمی غیرعادی ام. چون دهگان 6 یا 7 ترازویم برایم کمتر از حسرتی که در هنگام مرگ ذکر شد، اهمیت دارد!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
شاید دلیلش کم بودن اهمیت اون بند نباشه بلکه این باشه که ادمها خیلی دوست ندارن راجع بهش حرف بزنن. گرچه بهش فکر می کنن...
یکشنبه 10 دی 1391 ساعت 13:16
اول بذار بابت پ. ن ذوق کنم
.
ترس من از مرگ هم شاید به همین حسرت و پشیمانی بر می گرده ..
امتیاز: 0 0
پاسخ:

امیدوارم هیچ حسرتی پیش رومون نباشه
یکشنبه 10 دی 1391 ساعت 13:54
آفرین دختر چه باربی ای شدی
قبول دارم... پاییز سختی بود
امتیاز: 0 0
پاسخ:
باربی مال وقتیه که 5 بشه 4
یکشنبه 10 دی 1391 ساعت 19:11
البته اینجاشم خیلی لذت بخش "سعی می‌کنی یه چیزی رو درست کنی یه چیز دیگه و یه جای دیگه درست می‌شه."
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اوهوم. خیلی...
یکشنبه 10 دی 1391 ساعت 21:57
مرگ واقعا ترسی نداره به جز به خاطر همون دلیلی که شما گفتی
راجع به روابط بین اتفاقات هم بگم که همین هماهنگی ها باعث میشن زندگی قشنگ باشه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
البته ترسهای دیگه ای هم داره. جدا شدن از همه تعلقات. رفتن به یه جای ناشناخته.
دوشنبه 11 دی 1391 ساعت 08:29
واقعا راست می گی این روزا مرگ از آب خوردن هم راحتتر شده مخصوصا توی جوونا نمی دونم چه بلایی داره سرمون می یاد . امیدوارم که شیرینیای زمستون تلخی پاییزتو بپوشونه عزیزم.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
دقیقا. یه سکته و تموم! انگار نه انگار که این آدم قبلش داشته سرحال زندگی می کرده.

مرسی عزیزم
دوشنبه 11 دی 1391 ساعت 12:14
ایشالا
امتیاز: 0 0
پاسخ:
دوشنبه 11 دی 1391 ساعت 14:49
احوال مادر نمونهء خوش هیکل
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خداییش نه نمونه ام و نه خوش هیکل! ولی حالم خوبه.
دوشنبه 11 دی 1391 ساعت 16:23
یعنی میشه منم وقتی شیر دادم عدد دهگانم ۵ باشه!
مستانه جون امیدوارم زمستونت مثل عسل شیرین باشه عزززززززززززززززززززیزم
راستی چی کار کردی که تونستی شیر بدی و شیر داشتی ؟ راهنماییم میکنی ؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
میشه. چرا نمیشه؟
والا کار خاصی نکردم. خیلی فکر نکنم دست خود آدم باشه. فقط همون روزهای اول باید کاری کنی که هر طوری هست بهش شیر بدی.
دوشنبه 11 دی 1391 ساعت 22:46
دیدم که جواب میدی گفتم واست بنویسم که
شبت بخیر مستانه جان
امتیاز: 0 0
پاسخ:
امشب تو هم به خیر محیا جون
سه‌شنبه 12 دی 1391 ساعت 13:43
منم بعد از مدتها وقتی رفتم رو ترازو و یکانش ۵ بود کلی خر کیف شدم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
وااای خوش به حالت. من آرزومه یکانش بشه 5
سه‌شنبه 12 دی 1391 ساعت 14:12
خواهش کوچکی بود عزیزم ممنونم از این همه مهربونیت
مامانی جونم الان بهتره به علی فکر کنی به چیزهای تلخ فکر کردن زمستون رو سردتر میکنه
راست میگی اینقدر جوونا با هزاران دلیل از دنیا می رن و سن مرگ پایین اومده میبینی مرگ هم ابهتش مثل سابق نیست
همینه میکن هر چیزی قدیمیش بهتره))))

امتیاز: 0 0
پاسخ:
این جوری خیلی بهتره. خودمم تازه لذتش رو کشف کردم.
سعی می کنم بهش فکر نکنم.
سه‌شنبه 12 دی 1391 ساعت 14:13
فلفل بانو جون خوردن ماست و کلاً لبنیات به شیردهی بهتر کمک میکنه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
فلفل جون شنیدی؟
شنبه 16 دی 1391 ساعت 15:32
خوب خدا رو شکر که لذت میبری عزیزم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد

پشتیبانی