X
تبلیغات
رایتل
چهارشنبه 13 دی 1391 09:15
3ماه و 2هفته و 1روز!


خب امروز به رسم سه‌شنبه‌ها (می‌دونم چهارشنبه است!) از آخرین تغییرات علی می‌نویسم:


- زبانش پیشرفت چشگیری داشته! (کلا پرحرفتر و شلوغتر شده.)


- ورزشش افت کرده! (دیگه کمتر غلت می‌زنه. انگار براش تکراری شده.)


-  توی خونه به مامانش کمک می‌کنه! (می‌ذارمش روی ساق پام و با هم درازونشست می‌ریم. هم شکم من می‌ره تو و هم علی خوشحاله.)


- خوش اخلاقتر شده! (قبلا روزی یکی دوبار بیشتر از خنده روده‌بر نمی شد! حالا اما تا یه کوچولو باهاش بازی می‌کنم خنده‌هاش رو سر می‌ده. در ضمن از بین حیوونها صدای هاپ هاپ سگ رو از همه بیشتر دوست داره و با خنده‌هاش یه جوری خرم می کنه که یکی درمیون براش صدای هاپ هاپ دربیارم.)


- غیرقابل اعتماد شده. (خودش رو از توی کریر پرت می‌کنه بیرون!)

 

- خرابکاری هم می‌کنه! (موقعی که بغلم بود و با هم از کنار یخچال رد می‌شدیم گوسفند آهنربایی روی یخچال رو از یخچال کند و انداخت زمین و شکست.)

 

 

نظرات (23)
چهارشنبه 13 دی 1391 ساعت 09:38
سلام.
ای جانم با این خنده شیرینش.
ممنون مستانه جون که خوراک آخر هفته پسری منو جور کردی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
نهههههه. بگو پسرم رو نخوره.
چهارشنبه 13 دی 1391 ساعت 09:40
خدا حفظش کنه :)
خوبه که اینا رو مینویسی، یادگاری میمونه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
حیف که نمیشه همه چیز رو نوشت. مثلا برق نگاهش رو...
چهارشنبه 13 دی 1391 ساعت 10:17
ای جانم. ماشااله چه بزرگ شده. بلایی شده واسه خودش. زنده باشید.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلامت باشی عزیزم
چهارشنبه 13 دی 1391 ساعت 10:41
عاشق وقت هایی هستم که از علی می نویسی
ماشاالله
چه پسر نازی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
لطف داری عزیزم
چهارشنبه 13 دی 1391 ساعت 11:38
این یعنی داره بزرگ میشه و لذت های مادرانه تو بیشتر:)
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اوهوم
چهارشنبه 13 دی 1391 ساعت 11:52
شکل کدومتونه؟

خدا حفظش کنه/ روزهای شیرین تری هم در انتظاره
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 13 دی 1391 ساعت 12:22
جیگرشو برم من. خیلی مامان خوبی هستی مستانه جان. خیلیییییییییییییییییی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
الان از کجا این رو فهمیدی؟؟؟؟؟؟ امیدوارم که باشم.
چهارشنبه 13 دی 1391 ساعت 12:55
آخه تو چطوری میتونی خودتو کنترل کنی نخوریش....؟؟؟ ولی من اون گوسفنده رو خیلی دوست داشتم.... با گردن فنریش....
امتیاز: 0 0
پاسخ:
می خورمش هرروز. صبحانه. ناهار شام. منم دوستش داشتم ولی فدای سرش.
چهارشنبه 13 دی 1391 ساعت 13:26
نازی به این علی آقاتون
الهی
خدا حفظش کنه...من که تا دیدمش کلی ذوق کردم...البته ماشالاش و هم می گما
امتیاز: 0 0
پاسخ:
لطف داری عزیزم.
چهارشنبه 13 دی 1391 ساعت 14:25
خدا حفظش کنه. انگار این فرشته کوچولو ها همه مثل هم هستن. از تو بهشت اومدن.
من همیشه میخونم شما رو از ریدر البته. خیلی این روزها رو ثبت کنید. من که هر ماه دلم واسه ماه قبلش و کاراش تنگ میشه.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
کاش می شد همه لحظه ها رو ضبط کرد.
چهارشنبه 13 دی 1391 ساعت 14:35
عزیزمممممممم ماشا... چقدر بزرگ شدهههههه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مرسی عزیزم
چهارشنبه 13 دی 1391 ساعت 16:22
عزییییییییییییییییییییییزم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
چهارشنبه 13 دی 1391 ساعت 17:26
سلام
عزیزم خدا حفظش کنه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون گلم
چهارشنبه 13 دی 1391 ساعت 19:01
عزیزم چه جیگریه اینننننن نی نی ...ماشالله ...بوسسسسسسسسس
امتیاز: 0 0
پاسخ:
قربونت
چهارشنبه 13 دی 1391 ساعت 19:12
کپی برابر اصل مامان مستانه.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
چهارشنبه 13 دی 1391 ساعت 21:55
ای جانم پیژامه شو ببین قربونش برم.(اینجا چرا آیکون بوس ندارهههههههه)
جانم خنده شو ببین .آقا بی دندون ما
جون من براش لی لی حوضک می خونی ؟؟بعد کف دستشو قیلی قیلی کنی و دونه دونه انگشتاشو پر ؟؟؟ بعد ببین چطوری غش غش خنده اش خونه رو پرمی کنه
دستای توپولشو ببین .دلم غش رفتتتتت
ماشااله عزیزم
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 14 دی 1391 ساعت 10:18
چقدر جالب منم کلی با پسری ورزشهای شکمی میکنم و اونم کلی ذوق میکنه. تازه کلی حرکت هم از خودم ابداع کردم.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
دیدم فیلمهای تو وبلاگت رو
جمعه 15 دی 1391 ساعت 19:24
از قول من یه بوس محکم به این گل پسر بکن.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
چشم
شنبه 16 دی 1391 ساعت 13:07
اگه بدونی چچچچچچچچچچچچچقدر قربون صدقش رفتم! الان شوهر خان با چشمای اینطوری داره نگام میکنه
یعنی انگاری علی جلوم بود با خنده هام غش میکرد از خنده انقدر این عکسش زنده است
عععععععععزیزم الهی قربونش بشم جیگر
از طرف من بچلونش
ماشالله
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ایشالا تا چند وقت دیگه صدای خنده های نی نی خودت توی خونه می پیچه.
شنبه 16 دی 1391 ساعت 15:40
خوب پس داره شروع می کنه اگه از کاریش خوشت نمیاد از همین سن حواست رو جمع کن بش نخندی چون از همین الان یاد میگیره
عجب عکسیه ماشالله خوب بش رسیدی
ببین بچه ای که چاق میشه فعالیتش کم میشه
فکر نکنی چاقی واسه بچه خوبه
تنبلش میکنه وژن چاقی برای بزرگیش هم فعال میشه الان که ماشالله خوب به نظر میاد دستای کوچولوش رو جامن ببوس
امتیاز: 0 0
پاسخ:
نه بابا. انقدر خودم از اینکه چاقم ناراحتم که به هیچ وجه فکر نمی کنم ممکنه چاقی چیز خوبی باشه. کاری هم نمی کنم که بخواد چاق شه. فقط هروقت گرسنه می شه بهش شیر می دم.
شنبه 16 دی 1391 ساعت 23:05
این پسرک بااین عکسای خوشگلش داردمدام دلبری می کنداینجا...اسپندیادت نرودبانو
امتیاز: 0 0
پاسخ:
لطف داری عزیزم.
چشم.
دوشنبه 25 دی 1391 ساعت 11:03
با دیدن عکس پسر خوشگلت و شیرین کاری هاش یه کم حالم بهتر شد. آخه هفته 6 بارداری هستم و به شدت حالم بده ،با این که یک سال و نیم هست منتطرش هستم .ولی کلا خسته و افسرده شدم از اینکه تا از جام بلند میشم حالم بد میشه.لطفا برام دعا کن خدا بهم صبر بده
امتیاز: 0 0
پاسخ:
می گذره. تموم می شه و بعد حتی یادت نمیاد که چقدر سخت گذشت
چهارشنبه 27 دی 1391 ساعت 01:08
ماشا الله
خیلی شیرینِ
خدا حفظش کنه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد

پشتیبانی