X
تبلیغات
رایتل
سه‌شنبه 1 اسفند 1391 21:14
اولین غذای کمکی


علی از اولش زیاد بغلی نبود. یعنی شاید چون گرمایی بود و توی بغل گرمش می شد خیلی دوست نداشت توی بغل باشه. هرچی هم که گذشت و تحرکش بیشتر شد از میزان بغلی بودنش کم شد. ولی از یکشنبه که اولین فرنی رو بهش دادم یه جور دیگه شد یهو. نمی دونم واقعا دلیلش رو. ولی همش دوست داره بغلش کنم. یعنی فهمیده که غذای کمکی اولین گام برای استقلال و جداییه؟ خیلی خیلی موجودات عجیب فهمیده ای هستند این فسقلیها.



متین چند روز بود سرمای سختی خورده بود و علی هم ازش گرفت. البته نشونه ای که از سرماخوردگی داشت فقط سرفه بود. وگرنه ظاهرش خوب و سرحال بود. به هرحال بردمش دکتر که مثلا پیشگیری کنم که دکتر معاینه کرد و گفت از ریه سرما خورده و آنتی بیوتیک داد.


دیگه اینکه دکتر گفت باهاش تمرین نشستن کنم. منم اومدم گذاشتمش رو تختش و چندتا بالش گذاشتم دورش دیدم نشست.



آوردمش روی مبل و بدون بالش نشوندمش دیدم نشست. خلاصه فهمیدم بلده بشینه فقط بسکه دلش می خواد توی خونه بچرخه فرصت نشستن پیدا نمی کنه. البته هنوز بدون تکیه گاه نمی تونه بشینه.



 


نظرات (21)
سه‌شنبه 1 اسفند 1391 ساعت 21:26
سلام
خدا نگهدارشون باشه انشاءالله ...
زیر سایه ی پدر و مادر سالها خوش باشند ...
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 1 اسفند 1391 ساعت 22:54
ای جانم. چقدر این پسر شیطون و بامزه است ماشالا.
براش اسفند دود کن.
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 1 اسفند 1391 ساعت 23:00
وای این عکس آخری وای این عکسه آخری...کشت منو...خدایا حفظش کن خدایا حفظش کن خدیا حفظش کن
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 2 اسفند 1391 ساعت 00:59
عزیزممممم
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 2 اسفند 1391 ساعت 07:26
ای جانِ من با اون بی دندونیش
عکس دوم یه جوریه انگار کمر علی داره اذیت میشه .. مراقبش باش مستانه
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 2 اسفند 1391 ساعت 07:57
ماشالله.چه پسر بانمکیه مستانه
خدا واست نکهش داره ...
چقدر زود زمان میگذره انگار همین دیروز بود که عکستو با شکم قلمبه برامون گذاشته بودی
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 2 اسفند 1391 ساعت 08:57
سلام.
قربون این خنده قشنگش تو آخرین عکس.
ماشالله به علی کوچولوی زرنگ
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 2 اسفند 1391 ساعت 09:31
همین روزا می بینی که این آقای فسقلی سینه خیر رفته زیر تخت قایم شده! حالا تو هی صداش بزنی و دنبالش بگردی شیطون بلا می بوسمت
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 2 اسفند 1391 ساعت 09:38
ای جانمممم عزیزم نوش جونش
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 2 اسفند 1391 ساعت 10:09
گووووگولییی داره فرنی میخوره به به
اولین نشستن علی اقای فسقلی مبارک باااد
زود خوب شو مامانم اذیت نکن
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 2 اسفند 1391 ساعت 10:11
رااااستی تو عکس آخری خیلی خوردنی شده فسقلی بوووووووووووس
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 2 اسفند 1391 ساعت 11:38
قدر این نعمت بزرگ رو تو خونه تون بدون عزیزم خدا برات حفظش کنه.
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 2 اسفند 1391 ساعت 12:37
ای جااااااااااااااااانم
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 2 اسفند 1391 ساعت 13:27
آخیییی
نازززی
چه خنده ملیحی داره تو این عکس آخری
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 2 اسفند 1391 ساعت 15:24
واای خدا خیلی بانمکه.خدا حفظش کنه
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 2 اسفند 1391 ساعت 16:24
فرصت نشستن نداره... عزیز
میگم بهش یه جارویی. تی ی. چیزی وصل کن که در نظافت منزل کمکت بده

خیلی ماچمالیش کن
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 2 اسفند 1391 ساعت 19:24
نگاه علی چه جیگرانه است...
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 3 اسفند 1391 ساعت 16:24
همه کاری رو یاد میگیره فقط شتاب نکن ...زمانش برسه انجام می ده بچه ای که چاق نباشه میتونه با حرکت کردنش دنیا رو بهتر کشف کنه هر روز هم مثل کاشفان علم یه چیز یاد میگیره و تو رو متعجب میکنه
بلا ازش دور باشه
امتیاز: 0 0
جمعه 4 اسفند 1391 ساعت 01:29
نوشتنت در مورد پسرت خیلی جالبه. لحنت خیلی متفاوته. خوشم میاد
امتیاز: 0 0
جمعه 4 اسفند 1391 ساعت 15:58
خدا همه ی فسقلیا رو برای پدرمادراشون حفظ کنه
امتیاز: 0 0
یکشنبه 6 اسفند 1391 ساعت 00:54
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد

پشتیبانی