X
تبلیغات
رایتل
دوشنبه 23 اردیبهشت 1392 21:04
کودک آزاری!


+  

نظرات (26)
دوشنبه 23 اردیبهشت 1392 ساعت 22:44
الهی چه بچه ترسید
چیکار داری بچه رو مامانش
امتیاز: 0 0
پاسخ:
من کاریش ندارم که. فقط مخلوط کن رو روشن می کنم
دوشنبه 23 اردیبهشت 1392 ساعت 22:49
آخی قیافشو . ترسیده ها جونم
کی میترسوندش باباش؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
نه. صدای مخلوط کن.
دوشنبه 23 اردیبهشت 1392 ساعت 23:33
سلام
وای قربونش بشم چقدر ترسیده عزیزم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
دوشنبه 23 اردیبهشت 1392 ساعت 23:59
خدا نکشتت مستانه
ترکیدم از خنده به جرم کودک ازاری پسر شما نصف روز باید مال ما باشه
چی روشن کردی ؟ عزیزم چه باحال ترسید بود
امتیاز: 0 0
پاسخ:
باشه نصف روز مال شما من یک کم برم خوشگذرونی!
سه‌شنبه 24 اردیبهشت 1392 ساعت 01:31
ای خدا نکشتت! گوشتای تن بچم ریخت!!! بمیرم براش
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سه‌شنبه 24 اردیبهشت 1392 ساعت 07:39
آخی عزیزم.ببین لبخندش یهویی چطوری خشک میشه:(
سوت زدنم داره مامان مستانه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سه‌شنبه 24 اردیبهشت 1392 ساعت 08:28
آخی عزیزمممممم....چرا پسرمون را اذیت میکنین؟؟؟ مامان و بابای شیطونی هستینا!!!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آخه بامزه است وقتی می ترسه
سه‌شنبه 24 اردیبهشت 1392 ساعت 08:39
مستانه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بعله؟؟؟؟؟
سه‌شنبه 24 اردیبهشت 1392 ساعت 09:15
ای وای.... الهی بمیرم.... می کشمت مستانه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
نهههههههه. من رو نکش
سه‌شنبه 24 اردیبهشت 1392 ساعت 09:26
مستانهههههههههههههههههههه
الهییییییییی..الان با سهند دیدیم.آخه این کارا چیه دختر..
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ای بابا. چه عصبانی. خوب می خواستم غذا درست کنم مخلوط کن رو روشن کردم دیگه
سه‌شنبه 24 اردیبهشت 1392 ساعت 09:43
مستانه :)))))
آدم مجبور میشه از گودر بیاد بیرون، کامنت بذاره!
الهی بگردم :)))) بچه :)))
امتیاز: 0 0
پاسخ:
این گودر زودتر بسته شه خیال همه مون راحت شه
سه‌شنبه 24 اردیبهشت 1392 ساعت 09:49
الهیییییییییی
مستانه گاهی وقتها این ترس ها ممکنه توی ناخوداگاهش بمونه ها ... نکن عزیزم ... نکن
امتیاز: 0 0
پاسخ:
نمیشه نکنم که. اون وقت دیگه نه جارو می تونم بکنم، نه آب میوه بگیرم. نه آسیاب و مخلوط کن و ...
سه‌شنبه 24 اردیبهشت 1392 ساعت 11:59
مامان مستاااااانه
بچه ترسید خب
عززیزم چه لبخندی میزد اولش چقدر ترسید یهو
دیگه از این کارا نکنیییییییی با علی کوچولوی ما
امتیاز: 0 0
پاسخ:
چشم
سه‌شنبه 24 اردیبهشت 1392 ساعت 12:38
بیچاره پسرک قصه توووون
دلم براش سوووووووخت:((
چه خنده ای میکرد اولش عزیزمممممممممم:((
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اینجوری که شما گفتین دل خودمم کباب شد براش
سه‌شنبه 24 اردیبهشت 1392 ساعت 12:38
نااااااازی . آبمیوه گیری بود یا مخلوط کن ؟؟؟پسر من که تا صداش رو میشنوه سینه خیز میاد تو آشپزخونه . میدونه یه چیز خوشمزه دارم براش حاضر میکنم .
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مخلوط کن. خوش به حال پسرت!
سه‌شنبه 24 اردیبهشت 1392 ساعت 17:10
الهیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
عزززززززززززززیزززززززم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سه‌شنبه 24 اردیبهشت 1392 ساعت 17:39
مستانه چه کردی با این بچه...
یعنی دفعه بعد باید جز به جز توضیح بدی چه حرکتی زدی این بچه گرخید!!!
فداش بشم الهی... مظلوم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ووووووی نگو دلم براش کباب شد!
سه‌شنبه 24 اردیبهشت 1392 ساعت 17:42
دلم ضعف رفت براش...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سه‌شنبه 24 اردیبهشت 1392 ساعت 18:30
ای جانم. چه ملوس شده این پسر. مستانه خدا نکشدت.
ولی خودمونمیا ترس های بچه ها هم جالبن.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آره خیلی بامزه می ترسن
سه‌شنبه 24 اردیبهشت 1392 ساعت 23:53
ای جااااااااااااااانم پسرک مامان بووووس بووووس :********************
امتیاز: 0 0
پاسخ:
چهارشنبه 25 اردیبهشت 1392 ساعت 07:25
امتیاز: 0 0
پاسخ:
چهارشنبه 25 اردیبهشت 1392 ساعت 08:58
واااااااااای خدای من..اولا که چقدره این عکس وبلاگش خوشگللللللللللللههههه...خیلی دوسش دارم...
بعدم یعنی من دیروز فیلمو دیدم اینقدر قربون صدقه اش رفتم بچه رو که نگوووووو...
الهی بگردم..وایستا بزرگ شه سیبیلاش درآد همچی تلافی کنه که یادت بمونه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
هه! قربون سیبیلاش
چهارشنبه 25 اردیبهشت 1392 ساعت 09:41
مستــــــــــــــــــــــــــــــــــــــانه
بمیرم چطوری پرید بچه ..
بابا حالا یه دو سال مخلوط کن استفاده نکن ..
امتیاز: 0 0
پاسخ:
چشم! می خوای خونه رو هم با جارودستی جارو کنم؟
چهارشنبه 25 اردیبهشت 1392 ساعت 23:04
بابا بچم داشت به اون خوشگلی می خندید چطور دلت اومد بترسونی پسرمو؟
ماشالا بهش از طرف من چند تا محکم موچش کن دوستم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
کلا من خیلی آدم لطیفی نیستم. دلم اومد دیگه!
شنبه 28 اردیبهشت 1392 ساعت 21:43
وااااای من فدای اون قیافه اش
چه جیگری شدههههه هم خنده اش هم ترسیدنش....
فدااااش بشم من چه تند تند هم خودشو از صحنه دور میکنه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
تازه روروئک سرعتش رو کم کرد. چهار دست و پا تندتر فرار می کنه.
یکشنبه 29 اردیبهشت 1392 ساعت 00:29
الهیییییییییی
چقدر گناه داره وقتی یهو فرار می کنه... علی کوچولوی شیرین
امتیاز: 0 0
پاسخ:
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد

پشتیبانی