X
تبلیغات
رایتل
شنبه 4 خرداد 1392 09:01
حل مسئله

خیلی وقته که کتابخونه مون دیگه جا نداره. خیلی وقت هم هست که کتاب جدیدی بهش اضافه نشده. تنها کتاب/مجله ای که هر ماه می خرم همشهری داستانه. ولی حتی برای اون هم دیگه جا ندارم و کلی از کتابهام به خاطرشون پشت کتابهای دیگه جا گرفتن.


ولی از این ماه یه راه برای حل مسئله پیدا کردم. هر داستان و نوشته ای رو که می خونم، جدا می کنم و  می دم علی ازش استفاده (!) کنه. حالا هم می تونم کتابم رو با خیال راحت بخونم و علی هی نمیاد از دستم بکشتش! هم وقتی خوندنم تموم می شه از نظر فیزیکی هم کتابم تموم شده و دیگه لازم نیست دنبال جایی براش بگردم!

  

نظرات (14)
شنبه 4 خرداد 1392 ساعت 09:19
مستانه میخوام یه چیزی بگم که چند وقتیه توی ذهنمه. چرا تمام این وبلاگداره میشه علی؟ یه روزایی اینجا پر بود از مستانه و متین . میدونم که بچه خیلی شیرینه ولی من دوست دارم بعضی وقتا همچنان از مستانه و متین بشنوم...
امتیاز: 0 0
شنبه 4 خرداد 1392 ساعت 09:55
چه راه حل جالبی
امتیاز: 0 0
شنبه 4 خرداد 1392 ساعت 10:28
خیلی هم خوب
امتیاز: 0 0
شنبه 4 خرداد 1392 ساعت 12:09
امتیاز: 0 0
شنبه 4 خرداد 1392 ساعت 12:19
کتاب ها گناه دارند
امتیاز: 0 0
شنبه 4 خرداد 1392 ساعت 12:28
واقعا!!!!نکن اینکارو!
امتیاز: 0 0
شنبه 4 خرداد 1392 ساعت 17:05
یه جور بازیافته، تبدیل کاغذ به اسباب بازی یا دندونی!
امتیاز: 0 0
شنبه 4 خرداد 1392 ساعت 22:23
میدونی من چه راه حلی واسه این مشکل پیدا کردم؟ هر کتابی رو که میخونم میبخشم بهکسی که اون رو نخونده و بش میگم تو هم بعد از خوندن بده به کس دیگه.یه روش هم در انگلیس هست که یک عده جوون این ابتکار رو اوردن اونا هر جایی کتابشون تموم میشه اونو همونجا میگذارن تا نفر بعدی که اونو پیدا کرد اون کتاب رو بخونه تازه میشه یه نوشته ای هم یادگار گذاشت تو کتابه که حس خوبی به خواننده بده
امتیاز: 0 0
یکشنبه 5 خرداد 1392 ساعت 00:20
من از صفحات روزنامه برای کار کردن توی آشپزخونه استفاده می کنم. یعنی صفحه روزنامه رو پهن می کنم روی کابینت تا موقع خرد کردن و پوست کندن مواد غذایی کابینت کثیف نشه.البته این برای روزنامه کاربرد داره
امتیاز: 0 0
یکشنبه 5 خرداد 1392 ساعت 06:46
میگم این جور یکه کتابا حیف میشن
امتیاز: 0 0
یکشنبه 5 خرداد 1392 ساعت 07:58
چه خلاقیتی
اون ویدئو علی رو که میترسید به مامانم نشون دادم اینقد قربون صدقش رفت که نگو از چهره بچه یادم میاد دلم کباب میشه
امتیاز: 0 0
یکشنبه 5 خرداد 1392 ساعت 20:42
چه کار قشنگی!!!
دست علی جون درد نکنه که به مادرش اینطوری کمک میکنه
حالا بگو توی پیدا کردن این راه حل از چه کسانی استفاده کردی؟
موفقیتتو مدیون کی هستی؟
امتیاز: 0 0
دوشنبه 6 خرداد 1392 ساعت 02:46
hamashon injorian engar.kaghaz khar shodan!rasti khanoomi ye donya mamnon babate emailet.behtar shode pesari ama hanooz hazer nist dahanesho baz kone,bayad be zoor motovasel shim!ali ro beboos o begaz!
امتیاز: 0 0
جمعه 10 خرداد 1392 ساعت 04:26
استاد مستانه میخواستم بدونم بعد فوت ریدر چطوری این لینکای کنار وبمون رو پویا کنیم؟!
مثلا از بلاگ لاین و نت وبیس میشه برای پویا کردن لینکا توی وبلاگ استفاده کرد؟
نظری داری؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
نه نظری ندارم. ولی راه حلش کم کم در میاد.
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد

پشتیبانی