X
تبلیغات
رایتل
یکشنبه 16 تیر 1392 08:21
گذشته


دیروز زنگ زدم به دوستم ژیلا. حال و احوال و این حرفها. گفت: "هر چند وقت یه بار با زهرا (یه دوست دیگه ام) قرار می ذاریم می ریم بیرون. ولی به تو نمی گیم که دلت نخواد."

گفتم: "وا! چرا! خب بگین منم بیام."

گفت: "آخه تو استخر می تونی بیای؟"

گفتم: "نه!"

- خرید حوصله داری بیای؟

- نه.

- سینما می تونی بیای؟

- نه :(

- دیدی حالا؟


راست می گفت و نمی دونست چقدر دلم می خواد "گذشته" رو ببینم. چقدر دلم می خواد با متین "گذشته" رو ببینم.

   

نظرات (2)
یکشنبه 16 تیر 1392 ساعت 12:57
با آقا متین؟؟؟
خب برو ببین!
مگه هنوز مامانت نمیذاره با آقا متین بری بیرون؟
من دیدمش خیلی قشنگه.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مامانمم اجازه بده متین وقت نمی کنه.
یکشنبه 16 تیر 1392 ساعت 15:33
سلام مستانه جان
وقتت بخیر...
من یکی از اعضای پرتابه هستم.
می دونی بعضی وقتا یه سری حرفا هستن که نه می شه تو وبلاگ نوشتشون ( یعنی به اندازه ی یه پست وبلاگ نیستن) و نه دوست داری از بین برن...
من اومدم بهت بگم که پرتابه دقیقا جائیه واسه این حرفا یعنی می تونی تو پرتاب های 198 کاراکتری همه ی حرفای مینیمالت رو بنویسی
ما تو پرتابه کپی پیست نمی کنیم و خوشحال میشیم که تو هم بیای تو جمع ما و از نوشته هات بهره مندمون کنی...
منتظرتیم
http://Partabeh.Com
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد

پشتیبانی