X
تبلیغات
رایتل
یکشنبه 13 مرداد 1392 11:26
ده ماه و نیم


یکی دو هفته ای مریض بود. انواع اقسام مریضیها. از تب گرفته تا دون دون شدن و گرفتن صداش و ...


هر بار هم که بردمش دکتر، معلوم شد که ویروسیه و باید صبر کنیم تا خود به خود خوب بشه. حالا این همه ویروس چه جوری میان تو خونه خدا می دونه.


دیگه توی این مدت همون یه ذره غذایی رو هم که توی روزهای معمولی می خورد نمی خورد و وزنش که تازه به سختی به 9 کیلو می رسید دوباره برگشت زیر 9.


حالا اما چند روزیه که خدا رو شکر حالش بهتر شده. دوباره سرحال شده و بازیگوش.


- دندون سوم و چهارمش یه ذره بیرون زده.


- جیغ زدن یاد گرفته و هرچی که برخلاف میلش باشه شروع می کنه به جیغ زدن! جیغهای بنفش!


- روز دوشنبه اولین قدمش رو بدون کمک در و دیوار و ... برداشت. البته همون بود که بود و بعد از اون دیگه هیچ قدمی برنداشت.


- بازی مورد علاقه اش اینه که هی اسباب بازیهاش رو بذاره جاهایی که دستش به سختی بهشون می رسه و برشون داره و دوباره بذاره و ...



- ماشینش رو هم که باید شکلها رو بذاره سرجاشون خیلی دوست داره و یاد گرفته دایره رو بذاره سر جاش. ولی مربع و مثلث و اینا، یه چیزایی داره به اسم ضلع که مزاحمش می شه و هر کاریشون می کنه، نمی رن تو!

 


- تاب تاب عباسی(!) رو هم به شدت دوست داره. چه تاب واقعی باشه. چه یه پارچه که دو نفر سرش رو بگیرن. چه کریرش که دیگه به سختی توش جا می شه!


 

دسته بندی: پسرک قصه‌ی ما...
نظرات (14)
یکشنبه 13 مرداد 1392 ساعت 11:35
امتیاز: 0 0
یکشنبه 13 مرداد 1392 ساعت 11:56
ای جان چشم بهم میزنی بزرگ میشن ماشالله
بهم میگی غذا کمکی هاشو چطوری شروع کردی
مثلا هفته اول چیا بهش دادی و کیا دادی؟ دکتر گفته باید به فلفلک به خاطر رفلکس معده اش از ۴ ماه غذا بدم
امتیاز: 0 0
یکشنبه 13 مرداد 1392 ساعت 12:49
سلام دوست عزیز وبلاگ خوبی داری اگه تونستی به وبلاگ من هم سر بزن. (با تشکر)
امتیاز: 0 0
یکشنبه 13 مرداد 1392 ساعت 14:35
ای جونم، بگردم توی عکس اول چقدر مظلومه بچه م... مریض بوده...

هزاران بوس و آرزوی سلامت

من شنیدم کوچولوها باید حداقل سالی 7-8 بار مریض بشن تا بدنشون واکسینه بشه به محیط زندگیشون... عزیزم
امتیاز: 0 0
یکشنبه 13 مرداد 1392 ساعت 18:11
یعنی علی کوچولو کپیه خودته !
امتیاز: 0 0
دوشنبه 14 مرداد 1392 ساعت 01:34
امتیاز: 0 0
دوشنبه 14 مرداد 1392 ساعت 07:32
ای جاااان
خدا حفظت کنه عزیز خوشرو ..
امتیاز: 0 0
دوشنبه 14 مرداد 1392 ساعت 09:35
ماشالا به این گل پسری
امتیاز: 0 0
دوشنبه 14 مرداد 1392 ساعت 11:46
خدا برات حفظش کنه مستانه جان.خیلی ناراحت شدم گفتی مریض بوده.بیشتر از خود بچه ها پدر مادر هاشون اذیت میشن.من که رسما خودمو میکشم تا خوب بشه بچه!موفق باشی و عاری از ویروس!
امتیاز: 0 0
دوشنبه 14 مرداد 1392 ساعت 14:04
آااااااااااااااااااخ من که مردم... چرا اینجا اسمایلی غش وضعف نداره آخه
امتیاز: 0 0
دوشنبه 14 مرداد 1392 ساعت 15:59
قربوونش برم چه بزرگ شده علی آقا
قشنگ متوجه داری عکس میگیری ژست میگیره عزیزم
امتیاز: 0 0
دوشنبه 14 مرداد 1392 ساعت 19:36
سلام .وارد ماه آخر بارداری شدم ،اینجا رو که میخونم روحم تازه میشه و با دیدن عکس های پسر گلت به زندگی امیدوار ،.ممنون
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 17 مرداد 1392 ساعت 12:27
کی بیام؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
فردا. پس فردا. هر وقت دوست داری
جمعه 1 شهریور 1392 ساعت 13:14
قبل از اینکه به مرحله جیغ بنفش برسه باید نیازش رو بر آورده کنی اگر نشد مهم نیست اما به محض استفاده از سلاح غیر متعارف مثل جیغ باید نشون بش بدی که این سلاح کار ساز نیست وگر نه همیشه باید مغلوب شی پس صورتت رو از حالت خندان کمی به اخم تبدیل کن و بش بگو نه این کار خوبی نیست و برای لحظه ای کوتاه محل رو ترک کن که بفهمه نتیجه خوبی از این سلاح نمیگیره .فکر نکن جمله هات رو نمی فهمه .باور کن بچه ها خیلی استاد هستن چون کاری کردن که این همه پدر مادر رو بزارن سر کار
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مرسی از راهنماییهات
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد

پشتیبانی