X
تبلیغات
رایتل
شنبه 4 آبان 1392 12:03
سیزده ماهگی


رفتم توی فولدر عکسهای علی ببینم توی این هفته چی کار کرده که باید می نوشتم و ننوشتم. راستش هیچ عکسی نبود. یعنی از آخرین باری که اینجا نوشتم تا امروز هیچ عکس جدیدی از علی نگرفته بودم (به جز یکی دوتا که می ذارمشون توی همین پست).


راستش غمگین شدم. دلیلش البته این نیست که کمتر برای علی وقت گذاشتم. دلیلش اینه که علی وقتی دوربین رو می بینه از وسط کاری که داشته می کرده و بازیش و ... بلند می شه و حیفه که به خاطر عکس حواسش رو پرت کنم.


اما از علی این روزها بگم که هروقت صدای اذان رو می شنوه سریع میاد سراغ جانماز من و مهرم و برمی داره و شروع می کنه به سجده رفتن. اوایل مقنعه من رو هم سرش می کرد. بعد اما انگار توجیه شد با چادر و مقنعه کاری نداره دیگه.



کتابهایی رو که عکسهای چیزهایی که می شناسه داره خیلی دوست داره.


هی عکس توپ رو توی کتاب نشون می ده می گه: "آپپپپپپپپ!"

عکس سیب رو نشون می ده می گه: " آب!"

عکس شیر رو نشون می ده می گه: " آبی!"


عاشق باباشه. هر روز صبح متین که می ره بساطی دارم تا آرومش کنم و تا شب هم هی لباسهای متین رو بر می داره و توی خونه می چرخه و می گه: "آب با!"


مشخصه که چقدر پیشرفت داشته تو حرف زدنش. آها یادم رفت سگه هم می گه " آپ آپ آپ!"


یه روز در هفته می برمش هنرکده بادبادک. کلاسهای حسی حرکتی داره برای بچه ها یک تا دو سال. فعلا بیشتر روی موسیقی و حرکت اعضای بدن و تمرکز با توپ بازی و ... کار کردن. ولی قراره آرد بازی و رنگ بازی و خلاصه از این کثیف کاری ها هم داشته باشن. راستش با اینکه بودن و بازی کردن با بچه ها خیلی برای علی خوبه اما هزینه اش خیلی زیادیه به نظرم.


انقدر توی این کلاسها روی موسیقی تاکید می کنن که روی هوش بچه خیلی تاثیر داره سعی می کنم بیشتر روز براش موسیقی بذارم. از موسیقی های کلاسیک گرفته تا ترانه های هنگامه یاشار و سودابه سالم.

 

کتابخونه هم هفته ای یه بار می برمش و چندتا کتاب شعر و قصه و عکس براش می گیرم.

    

دسته بندی: پسرک قصه‌ی ما...
نظرات (19)
شنبه 4 آبان 1392 ساعت 18:16
ای جاااااااااااااااااانم نگاش کن تو رو خدا علییییییی
اونجا چیکار میکنی وسط مقنعه ی مامان :) قربونه خندت بشم خاله چقد شیرینی تو آخه
ماشالله ت بشه ، مامانش یه اسپند براش دود کن
جانم چه تفریحات فرهنگی داره این گل پسر ما هم دلمون از این کارا خواست :)
امتیاز: 0 0
پاسخ:
شنبه 4 آبان 1392 ساعت 21:07
عزیزم. خیلی وقت بود که نیومده بودی. ایشالا سالمو برقرار باشی دوست من.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مرسی عزیزم
یکشنبه 5 آبان 1392 ساعت 15:54
عاشق اینم که از علی میگی ..
خیلی دوست دارم مثل تو مادری کنم مستانه .. روش های تربیتی‌ت رو دوست دارم ..
امتیاز: 0 0
پاسخ:
حالا یه پست باید بذارم از اشتباهات مادریم!
دوشنبه 6 آبان 1392 ساعت 06:13
سلام
خدا برات پسرت رو حفظ کنه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مرسی عزیزم.
دوشنبه 6 آبان 1392 ساعت 10:16
امتیاز: 0 0
پاسخ:
دوشنبه 6 آبان 1392 ساعت 14:57
مستانه جون هنرکده بادبادک کجاست؟منم دخترم دوسالشه.چی کارا میکنن.میشه توضیح بدی؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
دوتا شعبه داره. لویزان و الهیه. کلاس های خلاقیت و هنری و کاردستی و ... دارن بیشتر. راستش خیلی دقیق نمی دونم. توی اینترنت و نی نی سایت سرچ کن بیشتر دستت میاد چه خبره.
سه‌شنبه 7 آبان 1392 ساعت 15:56
اپ اپ اپ
آپپپپپپپ
چه خوب که براش موزیک میذاری و کتاب میخری
آفررین مامان خوب
امتیاز: 0 0
پاسخ:
جمعه 10 آبان 1392 ساعت 18:30
ما عین این فرش رو داریم!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
:))) خونه مامانمه
شنبه 11 آبان 1392 ساعت 12:45
امتیاز: 0 0
پاسخ:
یکشنبه 12 آبان 1392 ساعت 20:07
امین که چادر سر میکنه چه چادری تازه وقتی سجده میخواد بره قشنگ میخوابه کلی میخندم از دستش
امینم ابی رو برای خیلی چیزا بکار میبره
ترانه های یاشار رو نتونستم دانلود کنم نمیدونم چکار کنم
میشه از جایی گرفت
منم موسیقی رو شنیدم ولی متاسفانه امین سوکت وی سی رو شکونده نمیشه سی دی گذاشت
امتیاز: 0 0
دوشنبه 13 آبان 1392 ساعت 11:15
عزیزم اپ اپ اپ
منم یه دختر دایی دارم میگیم هاپو چی می گه میگه اپ اپ اپ
خدا پسر نازت و حفظ کنه
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 14 آبان 1392 ساعت 07:22
بی نهایت منتظرم بخونمش ..
امتیاز: 0 0
پاسخ:
چشم به زودی ایشالا...
دوشنبه 20 آبان 1392 ساعت 08:30
امتیاز: 0 0
شنبه 25 آبان 1392 ساعت 22:42
بر قاتلان امام حسین لعنت...
چرا نیستی خانومی؟
امتیاز: 0 0
یکشنبه 26 آبان 1392 ساعت 16:16
مستانه جان خوبی؟علی کوچولو خوبه ؟ قربونش بشم با اون مقنعه سر کردنش! کم پیدائی دختر خوب.دلمون واسه شما و علی و شیرین کاریاش تنگ شده خب!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
لطف داری عزیزم. هستم...
یکشنبه 26 آبان 1392 ساعت 20:24
کجایییییییییییی دختر نگرانت شدم ؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اینجا
چهارشنبه 29 آبان 1392 ساعت 23:54
سلام . سالهاست می خونمتون . عالی هستین
اگه دوست داشتین به من سر بزنین
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون عزیزم. چشم.
پنج‌شنبه 30 آبان 1392 ساعت 17:48
چه قدر کم پیدا شدی خانومی؟
دلمون واسه علی کوچولوت تنگ شده. بیا عکس بذار
امتیاز: 0 0
پاسخ:
چشم
شنبه 2 آذر 1392 ساعت 09:26
کجایی؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اینجا
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد

پشتیبانی