X
تبلیغات
رایتل
شنبه 2 آذر 1392 18:20
شما که غریبه نیستید...

راستش از وقتی که اینجا نوشتن رو، هر روز اینجا نوشتن رو گذاشتم کنار، یه چیزی توی زندگیم کم شد، گم شد. یه گوشه از زندگیم خالی شد. یکی از نیازهام بی پاسخ موند. نوشتن یکی از نیازهام بود. یکی از مهمترین نیازهام. توی این مدت هیچ چیز نتونست جاش رو پر کنه.

 

نه خوندن، نه سکوت کردن و نه هیچ چیز دیگه. بارها تصمیم گرفتم دوباره نوشتن رو از سربگیرم. چندبار تا چند روز سر تصمیمم موندم اما نشد. تصمیم گرفتن این خلا رو با چیز دیگه ای پر کنم، مثلا با نوشتن داستان و رمان کودک، یا حداقل ترجمه، اما نشد.

 

حالا دوباره اینجام، توی وبلاگستان سوت و کوری که صدای آدمها به سختی شنیده می شه. اما شنیده می شه.

توی وبلاگستان خاموشی که گرچه بیشتر نویسنده هاش نیستند، کمرنگ کمرنگند، اما خواننده هاش هستند، پررنگند، منتظر خوندن حرفهای تازه اند.

و من چقدر حسودیم می شه به آدمهایی که هنوز حرفهایی برای زدن دارند. به "پرنده گولو"، به "نارنجدونه"، به "مهربانو"، به "مریم اثر انگشتها" و "سیندخت" و ...

 

شما که غریبه نیستین، دلم می خواد دوباره بنویسم...
   

دسته بندی: زندگی جاریست...
نظرات (15)
شنبه 2 آذر 1392 ساعت 21:00
ما هم دلمون می خواد تو هر روز بنویسی...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
لطف داری عزیزم
شنبه 2 آذر 1392 ساعت 23:19
بنویس خب
با قدرت بنویس
ما هم هستیم :)
امتیاز: 0 0
پاسخ:
می نویسم ولی قدرت و اینا رو نمی دونم!
یکشنبه 3 آذر 1392 ساعت 07:28
بنویس عزیزم که بر هر درد بی درمان اب روی اتیش
امتیاز: 0 0
پاسخ:
چشم سعی می کنم بنویسم.
یکشنبه 3 آذر 1392 ساعت 09:43
بدو بیااااااااااا که منتظرتیم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
یکشنبه 3 آذر 1392 ساعت 10:07
چه خوب :)
امتیاز: 0 0
پاسخ:
یکشنبه 3 آذر 1392 ساعت 10:39
ما رو هم که حسابی فراموش کردی.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
فراموش نکردمت عزیزم. نمی نویسی آخه. نکنه می نویسی و من نمی بینم. بذار چک کنم وبلاگت رو!!!!
یکشنبه 3 آذر 1392 ساعت 11:34
چه خوب که دوباره میخواین بنویسین، خیلی دلتنگ بودم. فکر میکردم تو این مدت که نیستین حتما توی یک شبکه اجتماعی دیگه ای فعالین، اینطور نبوده؟!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
نه. این طور نبوده
یکشنبه 3 آذر 1392 ساعت 12:27
آفرین دختر خوب بنویس. ما هم هواتو داریم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مرسی که هوامو داری
یکشنبه 3 آذر 1392 ساعت 14:21
دلمون برا مستانه تنگ میشه وقتی نمینویسی وقتی نیستی
بنویس ما هستیم و میخونیم همچنان
امتیاز: 0 0
پاسخ:
لطف داری عزیزم...
دوشنبه 4 آذر 1392 ساعت 13:19
بسیار منتظرم هر روز بخونمت ..

اگه دوست داشتی باز لینکم کن :)
مرسی..
امتیاز: 0 0
پاسخ:
قاصدک جان وبلاگ جدیدت رو پیدا نمی کنم. می شه آدرست رو بذاری برام.
دوشنبه 4 آذر 1392 ساعت 14:19
مستانه تو علاوه بر مادری علی مادری کلماتت را هم باید بکنی وگرنه بدعنق خواهند شد
خوشحالم که میخواهی بنویسی
من اینجا خیلی بیشتر از ف.بوک احساس خوب همراه بودن با تو را دارم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مادری کلمات... باید بهش فکر کنم... راستش بیشتر کلماتند که باید برام مادری کنند... که باید آغوششون رو باز کنند تا توی آغوششون پناه بگیرم...
دوشنبه 4 آذر 1392 ساعت 16:03
شما بنویس و ما با جان و دل می خونیم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
لطف داری آرزو جانم
سه‌شنبه 5 آذر 1392 ساعت 10:46
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سریعا اضافه خواهد شد!
چهارشنبه 6 آذر 1392 ساعت 08:16
متشکرم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
دوشنبه 11 آذر 1392 ساعت 13:36
دوستم شاید ندونی اما وبلاگ تو بود که من رو به نوشتن واداشت توی روزهای سخت زندگیم... بنویس لطفا :) خیلی ها دوست دارن:)
امتیاز: 0 0
پاسخ:
چه حس خوبی بهم دادی... ممنون...
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد

پشتیبانی