X
تبلیغات
رایتل
سه‌شنبه 29 مهر 1393 18:11
باران که می بارد...


جاتون خالی امروز من و علی توی اوج بارش بارون توی پیاده رو های ولیعصر دوتایی با هم می دویدیم. راستش اصلا عجله ای نداشتیم. می تونستیم مثل بقیه مردم بریم زیر یه سقف پناه بگیریم. ولی عجیب کیف داشت زیر اون بارون دویدن همراه با صدای غش غش علی که می گفت تندتر بدو. خیلی چسبید. مخصوصا خنده های از ته دل علی.





پ.ن: یاد این نوشته و نظراتی که می گفتن این کار رو نمی کنی به خیر: + 


نظرات (3)
چهارشنبه 30 مهر 1393 ساعت 08:42
من می دونستم که تو این کارا رو می کنی .... تو بودی که می گفتی تا جایی که قد بچه برسه کاغذ می چسبونم رو دیوار تا رو دیوار نقاشی بکشه حتی؟؟ وای من عاشق این ایده ها شدم ....
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 30 مهر 1393 ساعت 11:14
چه خوبه که از اون موقع می نویسی. پس همچنان بنویس
امتیاز: 1 0
پنج‌شنبه 23 بهمن 1393 ساعت 16:28
آخ که بازی کردن با بچه ها بالاتر از هر لذتیه
که فقط آدمای با ذوق درک میکنن
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد

پشتیبانی