دارم کتابهای جدیدی رو که خریدم میذارم توی کتابخونه. کتابخونه جا نداره. به زور لابهلای کتابها جاشون میدم. کتابخونهمون کوچیکه. کتابهام هم زیاد نیست. همیشه آرزوم این بود که یه اتاق کتابخونه داشته باشم. درست همونجوری که توی اون خونهی قدیمی که سال پیشدانشگاهی شده بود مدرسهمون داشتیم.
پیشدانشگاهیمون یه خونهی قدیمی بود یه خونه با پلههایی که میچرخید و بالا میرفت. این خونه هشت تا اتاق داشت و قشنگترین اتاقش اتاق کتابخونهاش بود. سرتاسرش کتابخونه جاسازی شده بود و یه پنجره خیلی بزرگ رو به حیاط داشت.
کتابخونهام کوچیکه و جای خیلی از کتابها توش خالیه. تا قبل از اینکه برم سر کار اونقدر پول نداشتم که هر کتابی رو که دوست دارم بخرم. خیلی از کتابها رو از کتابخونه میگرفتم و بعضیها رو هم از دوستهام.
وقتی رفتم سرکار خیلی از کتابهایی رو که دوستشون داشتم خریدم. با اینکه برام تکراری بودن و احتمال اینکه دوباره بخونمشون زیاد نبود. اما دوست داشتم داشته باشمشون. دوست داشتم وقتی یه دوست میاد خونمون چندتا کتاب خوب داشته باشم که بهش قرض بدم.
هوشمندان سیاره اوراک هم بهترین کتاب دوره نوجوونی من بود.
امسال هر دوی این کتابها رو به عسل هدیه دادم. عسل دختر طوطیا دوازده ساله است. همونطور که توقع داشتم، عسل هم به اندازهی من از اون کتابها خوشش اومد. اصلاً عسل عین بچگیهای منه. ساکت و کمحرف و درونگرا. با یه دل مهربون که پشت ظاهر سردش پنهونه.
اصولا آدمهای درون گرا لذت مطالعه رو بیشتر درک میکنن.
بگذریم.
این پست رو به خواست چندتا از بچهها و چون میدونستم خودمم از نوشتنش لذت زیادی میبرم، نوشتم تا کتابهایی رو که دوستشون دارم معرفی کنم. کتابهایی که با کمال میل حاضرم بارها و بارها بخونمشون.
ترتیبی که اینجا کتابها دارند ترتیب خاصی نیست و هیچ جور اولویتبندی رو نشون نمیده. هر کتابی رو که زودتر یادم بیاد زودتر مینویسم. این پست رو میذارم این بغل تا هر کتاب جدیدی رو که یادم اومد یا خوندم بهش اضافه کنم. شما هم توی کامنتها کتابهای دوست داشتنیتون رو بنویسین.
یک عاشقانهی آرام - نادر ابراهیمی
ارمیا - رضا امیرخانی
بادبادک باز - خالد حسینی
هزار خورشید درخشان - خالد حسینی
روی ماه خداوند را ببوس - مصطفی مستور.
یه جور پاسخ دادن به سوالای فلسفی که گاهگاهی توی ذهنمون شکل میگیره. بدون قضاوت در مورد غلط یا درست بودن بحثهایی که مطرح میشه، کتاب خوبیه.
شازده کوچولو - سنت اگزوپری
نمیدونم واقعا کسی هست که این کتاب رو بخونه و از غرق شدن در دنیای کودکی لذت نبره؟ شاید آدم بزرگها...
چراغها را من خاموش میکنم - زویا پیرزاد
عادت میکنیم - زویا پیرزاد
دو تا داستان قشنگ با متنی روون و صمیمانه
انجمن شاعران مرده - کلاین بام
تجربهی جدیدیه
همهی کتابهای اسماعیل فصیح
دنیای کوچک دن کامیلو - جووانی گوراسکی
دن کامیلو و پسر ناخلف - جووانی گوراسکی
یه طنز دوست داشتنی بر اساس دعواهای کشیش و شهردار یک شهر.
نارسیس و گلدموند - هرمان هسه
چشمهایش - بزرگ علوی
تا مدتها وقتی کسی رو میدیدم اول به چشمهاش خیره میشدم ...
نامه به کودکی که هرگز زاده نشد - اوریانا فالاچی
درخت زیبای من - ژوزه مائوروده واسکونسلوس
خورشید را بیدار کنیم - ژوزه مائوروده واسکونسلوس
با این کتابها میشه دوباره برگشت به دوران کودکی
جزیره سرگردانی - سیمین دانشور
ساربان سرگردان - سیمین دانشور
کوری - ژوزه ساراماگو
خیلی تاثیرگذاره. انگار توی عمق وجودت فرو میره.
کاخ تنهایی - ثریا اسفندیاری (همسر محمد رضا شاه)
پ.ن : من آمادهی هر نوع مبادله فرهنگی هستم.
وای چه موضوع فوق العاده ای... من او رو که گفته بودم، عاشق همه ی داستانهای مصطفی مستور هم هستم... چراغها را من خاموش می کنم هم از اون کتاباست که شونصد بار خوندنش باز بهم آرامش می ده... جزیره ی سرگردانی و ساربان سرگردان رو هم یه دوره ای خیلی دوست داشتم و کوری که دیوونه شم...و این دن کامیلوی فوق العاده دوست داشتنی، این کشیش فوق العاده! این از مشترکها! شوهر آهو خانم ( علی محمد افغان ) با این که حرصم رو در می آورد اما هر چند وقت یه بار دوره ش می کردم گمونم خودآزاری داشتم... دوره ی ۴جلدی رویای سبز ( همون آنی شرلی ) که برخلاف کارتون مزخرفش فوق العاده لطیفه هم یار دوران راهنمایی و دبیرستان و شبای امتحان پایان ترمم بود! انقدر خوندم که ورق ورق شد! اسکارلت ( ادامه ی بربادرفته ) ، دزیره ، عطر سنبل عطر کاج ... دیگه مغزم نمی کشه از شدت خواب! یادم بیاد اضافه می کنم... چه کردی با این پست!
خیلی وقته دنبال عطر سنبل عطر کاج می گردم. نیست. تموم شده. نظرت راجع به مبادله فرهنگی چیه؟
منم هستم....
خوشحالم که هستی...
خب منم هستم
ممنون که هستی.
دیروز دو تا کتاب هدیه گرفتم یکیش عادت می کنیمه امشب میخوام بخونمش .
آتش بدون دود هم که شاهکار بود . چند سال پیش می خوندمش و باهاش زندگی می کردم.
اصلا زندگی کردن رو یاد می داد...
سلام
واقعا قشنگه...
از بین این کتابایی که گفتی فقط شازده کوچولو رو خوندم چندین بار
خیلی دوست دارم بقیه کتابایی که خوندی رو بخونم اما نمیشه چون گیرم نمیاد
مگه کجایی؟ ایران نیستی؟
اینا رو هم فراموش نکن:
۱۹۸۴-قلعه حیوانات- جنس ضعیف-کتابای شل سیلوراستاین-شما که غریبه نیستید-جراح دیوانه-کلیدر-دستنوشته های یک کودک فهیم!(اینو فکر نکنم گیر بیاد)
بعضیهاش رو خوندم و بعضیهاش رو نه. حتما سعی می کنم اونهایی رو که نخوندم بخونم.
منم کتابای مصطفی مستور رو خوشم اومد یعنی یه دوستی دارم که عاشق کتابای مستوره شب ساعت ۱ ۲ زنگ میزدیم بهم تا ۶ صبح برام از کتاباش میخوند خیلی به دلم نشستن منم عاشق متاباش کرد ...
کاخ تنهایی رو نخوندم اما علاقه دارم زندگی افرادی مثل شاه رو از زبون زنش یا دربارای اطرافش یا کسای دیگه بشنوم البته بدون سانسور مطمئنا خیلی زیبا میشه
مبادله فرهنگی عالیه ...
فکر نکنم سانسور شده باشه.
با اجازه لینکتون کردم





دوستت دالم مستانه جون
خوشحال می شم تو هم منو به لنگات به اضافی
گلم
هوشمندان سیاره اوراک .منو بردی به دوران نوجوانی اونقدر روم تاثیر داشت که هر شب به اسمون زل می زدم شاید صبارو ببینم یا شایذ یکی می اومد و منم میبرد تو سیاره شون .
اگر کتابای امیر خانی رو دوست داری ( داستان سیستان ) رو حتما بخون .البته همین حالا بهت سفارش میکنم وقتی توضیح روی جلد که نوشته (۱۰ روز با ره بر ) رو دیدی کتابو پایین نذاری . نثر بسیار بسیار شیرین امیرخانی تو کتاب اونقدر جذاب که ممطمنم خوشت میاد .شوهرم اونقدر خوشش اومده بود که با اینکه زیاد خوره کتاب نیست اما این کتاب و همه جا باخودش می برد تو سرویس و اتوبوس و صف نونوایی تا تمومش کرد .
باشه. حتما می خونمش.
سلاممممممممممممم:)
کلی علایق مشترک داریم هاااا! آتش بدون دود.. من او.. شازده کوچولو.. روی ماه خداوند را ببوس.. بادبادک باز.. یک عاشقانه آرام.. مسیح باز مصلوب.. چشمهایش.. نامه به کودکی که هرگز زاده نشد.. کوری و.....!
بی وتن رو حاضرم بهت امانت بدم..
«ابن مشغله» نادر ابراهیمی رو هم من دوست میداشتم.. البت ندارمش.. «از به» امیرخانی هم دوست داشتنیه برای تو که حتی ارمیا رو هم دوست داری.. اینم حاضرم بهت بدم..
بعدنی نقش ۸۲ رو من میخواستم بخرم ولی تموم شده بود.. ۷۹ و ۸۰ و ۸۱ رو دارم فقط.. ۸۲ رو میخواممم
بذار برم کتابخونهمو نگاه کنم بقیهشو بهت میگم
سر یه چیزی با متین شرط بستیم که من بردم و قرار شد متین برام بیوتن بخره.
ولی از به رو بهم بده.
توی کتابخونه ات رو نگاه کردی؟ دیگه چی داری بهم بدی؟
منم هرچی بخوای بهت امانت می دم.
چه کتابهائی !!





من اصلا نخونده بودمشون ...
اما باید شروع کرد
ببینم کیمیا گر و من دارم اما هنوز شروع نکردم ..
چه موقع باید خوند که تاثیر داشته باشهکتابای پائولو کوئیلیو رو دارم ... اما وقتی خوندم به مزاجم د اومد و کیمیاگرو دیگه نخوندم
میای پیشم ؟
با من دوست میشی
موقعی وقتشه که خیلی درگیر زندگی و روزمرگی نباشی. فکرت باز باشه و دلت آروم.
وا!
maloome ke kheili ketab khun hasty..vay man ke inghad saram be kar garm mishe ke dige vaghty bare ketab nadaram.ba inke mikhasam tabestoone emsaal koli ketab bekhoonam ama nashod...
حیفه! حتما برای کتاب خوندن وقت بذار
اگه حوصله رمان چند جلدی داری مجموعه " کلیدر " رو بخون .
دوست دارم خیلی چیزها بهت معرفی کنم . اما اکثرآ قدیمی هستن و شاید الان تو بازار نباشن .
ولی خوب بد نیست بخونی : شوهر آهو خانم ٬ خواجه تاجدار ٬ سران و سلاطین و ....
معرفی کن. پیداش می کنم.
منم خیلیکتاب دوست دارم ولی ترجیح میدم که یکی بهم معرفی کنه و یه شرح کلی بهم بده دقیقا کاری که الان مستانه ی کلم کرد
از کدوم خوشت اومد؟
چراغها رو من خاموش میکنم:
زمانی که دانشجو بودم استادمون پیشنهاد خریدش رو داد
خریدم و خوندم و لذت بردم
دختری با گوشواره مروارید رو هو همینطور
خریدم ولی نخوندم قسمت نشد به عالم و آدم قرض دادم خوندن و لذت بردن و پسش ندادن
دختری با گوشواره های مروارید...
به لیست کتابهایی که باید بخرم اضافه اش کردم. مرسی.
ممنون از محبتت و تشکر از اطلاعاتی که درباره کتاب و کتابخوانی دادی
قابلی نداشت.
من یکی از کسایی بودم که ازت خواستم این لیستو بذاری
به همین خاطر هم وظیفه خودم دونستم اول ازت تشکر کنم



من هم عاشق کتابم
وقتی چشمهایش رو خوندم کلی به دکتر ماکان عشق ورزیدم
الانم یه لیست روبرومه که از اینایی که گذاشته بودی بخرم و بخونم
اگه هم دلت خواست از اون کتابای خوبت به منم قرض بده
من کتابای پائولو کوئیلو رو تقریبا همشو دارم اگه خواستی
سری کامل جلال و هدایت رو هم مهربون داره که من هنوز خودم نرسیدم همه رو بخونم اگه خواستی می تونم به اونا هم دستبرد بزنم
بازم مرسی
منم کتابهای پائولو و جلال رو دارم. کتابهای هدایت رو هم دوست ندارم.
به هر حال ممنونم.
خیلی از این کتابها رو نخوندم تا حالا ... ولی بین همه ی اینها از همه بیشتر دلم میخواد من او رو بخرم و بخونم اما خیلی کتاب نخونده دارم تو دستم...
برای همین تا اسم کتاب خریدن میارم جیغ آقای همخونه میره هوا که همینایی که داری رو بخون بعد حرف کتاب جدید بزن...
دلم برات تنگ شده بود مستانه ی دوست داشتنی من ... متین تازه متولد شده خوبه؟ بهش تبریک بگو از طرفم
نمی خواد بخری. بیا خودم بهت می دم. راستی این هفته باید بیای خونمونا
ممنون از لیست کتابها بعضی ها رو خوندم و مابقی رو در اولین فرصت می خرم . حتما . بازم مرسی
قابلی نداشت.
نگفتی به منم کتاب قرض میدی یا نه؟؟؟؟
























می دم. ولی چه جوری؟
وای چقدر نقطه مشترک زیاد داریم... منتها اولویتهای من فرق می کنن... اگه این لیست من بود اول کیمیاگر دوم کوری رو می زاشتم
منم به ترتیب اولویت ننوشتم.
سلام.خوب هستین؟من چند وقتی هست وبلاگتون و می خونم.اما من زیاد اهل نظر دادن نیستم مگر این که نظرم به درد بخوره و اصلا دوست ندارم از سر اجبار و برای اینکه بگم منم هستم نظر بدم.
.البته من کتاب زیاد می خونم اما معمولا کتاب های قدیمی بابام رو می خونم.چون ما خونمون کوچیکه و مامانم می گه کتاب کمتر بخر جاش رو نداریم.ولی منم یکی از آرزو هامه که یه اتاق کتابخونه داشته باشم که دور تا دورش رو قفسه بزنم و کتاب هام رو شماره بزنم و جلد کنم و بزارم اونجا و هر روز برم توی اون اتاق و روحم رو جلا بدم.
.فعلا که باید با همون کتاب های بابا جونم سر کنم.البته کتاب های خوبی هستن..خواستم چند تاشون رو بهتون پیشنهاد بدم.مجموعه کتاب های علی اشرف درویشیان.نمی دونم می شناسینش یا نه و همین طور نمی دونم الان تو بازار هست یا نه.اما واقعا قشنگه و کمی هم غمگینانه است.داستان ها توی کرمانشاه قدیم اتفاق می افته.برای ما که کرمانشاهی هستیم و از نزدیک با اون چیزا آشناییم که واقعا لذت بخشه.واسه بقیه هم حتما همین طوره.چند تا از کتاب هاش اینا هستن:فصل نان-کتاب بیستون-از این ولایت-سلول ۱۸ و آبشوران
.ممنون از این پستتون خیلی چسبید
اما این پستتون من رو حسابی سر ذوق آورد.متاسفانه باید بگم این کتاب هایی رو که شما نوشتید همش رو می شناسم اما نخوندم.به جز بادبادک باز که عشق و زندگی من شد
متاسفانه دوستام هم اهل کتاب نیستن که ازشون قرض بگیرم
ببخشید مثل این که خیلی نوشتم
ممنون از نظری که دادی. کتابهای درویشیان رو توی بازار دیدم. حتما می خونم.
خوشه های خشم
لبه تیغ
خرمگس
سووشون
هر کدوم را بخونی عاشقشون میشی
سووشون رو خوندم.
نمی دونم












ولی مرسی
دوست مهربونم
میام... آخ جون ددر خونه ی مستانه
درخت انجیر معابد ، دلاور زند ، خانوم ، حرمسرای سلطان ، چه کسی باور می کند -سهراب ، بازی آخر بانو ، پرنده من ، ترلان و خیلی های دیگه که اسمشون یادم نیست و تنبلیم میاد برم به کتابخونه سر بزنم
برای مبادله فرهنگی حاضرم اگه دوست داری
باشه اگه این دوروبرا پیداشون نکردم خبرت می کنم.
سلام مستانه جون. کاملا با مبادله ی فرهنگی موافقم عزیزم... البته اکثر کتابایی که من خوندم مال خواهرمه که نصف من هم کتابخون نیست اما همیشه کتابها رو می خرید در نتیجه مامانم دیگه برای من نمی خرید چون به نظرش یه دونه تو خونه کافی بود! حالا هم که ازدواج کردم هر سال نمایشگاه کتاب اون کتابا رو کم کم واسه خودم می خرم و دیگران رو ترغیب می کنم از همون کتابا بهم هدیه بدن! البته عطر سنبل عطر کاج رو فکر می کنم از نمایشگاه امسال واسه خودم خریدم خوشبختانه
در خدمتیم دوست جان.
بذار از دور و بریام بپرسم اگه کسی نداشت مزاحمت می شم.
چه قدر کتاب از دست دادم !!!
فقط شازده کوچولو رو خوندم
سلام مستانه ی عزیزم ببین هم من هم من یه مدتی یادمون رفت بیایم بهتون سر بزنیم وقتی یادمون افتاد که شماها به سلامتی عروس و داماد شده بودین و همه اومده بودن تبریکاشون و گفته بودن و من و من از غافله جا مونده بودیم راستش دیگه دیدیم دیر شده رومون نشد بیایم و تبریک بگیم خلاصه اینجوریا شد دیگه
ان شاءلله به پای هم جوون بمونید انشاءلله آرزوی دعوا به دلتون بمونه همیشه شاد شاد باشید
به هر حال تبریک من و من رو با تاخیر بپذیرید
در مورد کتابایی که گفتی من اکثرشونو خونده من هم بعضیاشونو خوندم من میگه انتخابهای خوبی بودن
سلام...
چقدر زمان نیاز دارم تا اینایی که خوندی و لذت بردی بخونم!
تازه اون موقع تو بازم کلی کتاب خوندی و لذت بردی...
من چقدر عقبم!
:دی
کوههای سفید، شهر طلا سرب و برکهی آتش... باورت می شه منم ۱۰-۱۲ سالگی عاشق اینا بودم... دلم نمیاد بدمشون به کسی.... حس رمان خوانی رو بهم هدیه دادن... نگهبانان هم بود... از همون نویسنده
راستی مبادله فرهنگی گفتی و کردی خرابم...
من توی اون ساختمونه نیستم. توی اون همایشم همکارای نزدیکم بودن ولی ما توی اون پروژه شرکت نکردیم.
راستشو بخوای هیچ کدوم از این کتابهایی که تو گفتی نخوندم

رمانهایی هم که خوندم همه ایرانی بوده
با نوشتهای تو خیلی مشتاق شدم بخونمشون کدومشونو پیشنهاد میکنی که من بخرمش؟
اگه داستانی باشه خیلی بهتره
زودتر بیا از خودت و همسرت برام بگو
میبینی چه فضولم خواهر؟
یک عاشقانه آرام رو به هر کی که دوستش دارم هدیه دادم!!
سلام. بیشتر کتابهایی که نوشته بودید خوندم و به نظرم جز کتابهای خوب و جذاب هستند. موفق باشید
سلام...
خوشحالم که کتابایی که خوندم و دوستشون دارم توی لیستت بود....
و خوشحال ترم که یه عالمه انتخابای جدید پیدا کردم که برم دنبالش و بخونم....
راستی من ماه پیش از یکی از استادام کتاب یک عاشقانه ی آرام رو هدیه گرفتم اما جز ۳-۴ صفحه ی اولش فرصت نشد بقیه رو بخونم....
اینجور که توی وبلاگت دیدم و کامنت دوستت مشتاق شدم هر چه زود تر بخونم....
پست فوق العاده ای بود مستانه جان....
شاد باشی عزیزم
کارت عالیه...سعی می کنم منم بخشی تو وبلاگم با این عنوان بذارم دوست گلم...
چقدر کتاهای مشابه دوست داریم .
من تمام کتابهای فصیح و دانشور و خوندم.
عاشق کتاب کویلیو هستم . و همینطور شازده کوچولو!
و بزرگ علوی چشمهای فرنگیس
سلام مستانه ی عزیز
منم راجع به کتاب می نویسم
خوشحال می شم سر بزنی
شاد باشی
سلام. اتفاقی نوشته های شما رو دیدم و خوندم. خوشحالم که با همسرت شاد و صمیمی هستی. امیدوارم این شادی پایدار و همیشگی بمونه.
من کتاب (عادت می کنیم) و (نیچه گریست) رو توصیه می کنم. هر دو رو دارم و حاضرم قرض بدم.
این قسمت از پیامم رو توی وبت بذار شاید دوستات یا خودت بتونید کمکم کنید. پیشاپیش متشکرم.
۱. دنبال دوست صمیمی می گردم! شاید عجیب باشه ولی حرفهای دلم رو می خوام با یک آدم فهیم سهیم بشم.
۲. اگر اطلاعی از کارگاهها یا کلاسهای داستان نویسی داشتید به من خبر بدید. من عاشق نویسندگی هستم و دلم می خواد با نظم و همراه نقد کتاب بخونم نه تصادفی.
۳. اگر از هر نوع انجمن کودک اطلاع دارید به من خبر بدید. دوست دارم به بچه ها کمک کنم اما هنوز جایی رو پیدا نکردم.
مرسی از سایت قشنگت بای.
نمیدونم این پست ماله کیه ولی از اونجایی که هر جا اسمه کتابه سروکله ی منم پیدا میشه گفتم ب نظر نرم.
همه ی کتابهایی که گفته بودی و خوندم
چند تا پیشنهاد دارم که اگه نخوندی بخون:
خرمگس.دفترچه ممنوعه.پلهای مدیسون کانتی.
مرسی بابت لینک، از کتابای که لیست کردی حتما میخونم، خوبه توضیح هم دادی در موردشون