به خدا منم دوست ندارم روزام رو این طوری بگذرونم. دوست ندارم این همه وقت تلف شده داشته باشم. نمیخوام بعضی روزها از صبح که میام شرکت تا عصری که میرم خونه هیچ کار مفیدی نکرده باشم.
میدونین چند بار تا حالا به خودم قول دادم، از وقت کارم برای وبلاگنویسی و وبلاگخونی و ... استفاده نکنم؟
میدونین چندبار تا حالا به خودم قول دادم، فقط وقتهای نهار بیام اینجا؟
اما میدونین مشکل کجاست؟
مشکل اینه که توی شرکت ما معمولاً وقتی یه پروژه تموم میشه تا وقتی پروژهی بعدی شروع میشه کلی پِرتی وجود داره و کلی فاصله ایجاد میشه.
منم واقعا نمیدونم این فاصلهها رو چه جوری پر کنم.
بعضی روزا یه خورده کارای علمی میکنم و سعی میکنم چیزای تازهای در مورد کارم یاد بگیرم. ولی کمکم خسته میشم و ناخودآگاه میام اینجا و سرم گرم میشه و ...
گاهی فکر میکنم اگه ساعتی کار میکردم بهتر بود.
اون وقت هر روزی که کار نداشتم توی خونه میموندم و کارایی رو که دوست داشتم میکردم. ولی وقتی یادم میاد که چقدر تلاش کردم که از اون وضعیت نابهسامان پروژهای و ساعتی به حالت نیمه رسمی الان در بیام چارهای جز اینکه خدا رو شکر کنم برام نمیمونه.
به هر حال دارم فکر میکنم که این ساعتهای تلف شده رو یه جوری تبدیلشون کنم به ساعتهای مفید و یه کاری کنم که هم خدا رو خوش بیاد و هم خودم رو!
پیشنهادی اگه دارین ممنون میشم...
در همین راستا از این به بعد فقط ساعت 12 تا 13 اجازهی حضور در این مکان رو به خودم میدم و قبل و بعد از این ساعت، هرگونه ترددی در این مکان ممنوع است!
چرا تو ساعتای بیکاریت درس نمیخونی
مگه ال دیگه نمیخوای ارشد شرکت کنی؟
اولا که اینجا نمیشه کتاب کنکور بگیرم دستم!
بعدم می خوام همین امسال مجازی بخونم.
ای بابا چقد سخت میگیری ها...
واسه اینم هست که هیچی نشدم!!!
من وبلاگ خونی و چرخیدن تو سایتای مد لباس و آشپزی رو با هییییییچ معلومات علمی عوض نمی کنم
حالا یه چند روز عوض کن ببین چی میشه.
واقعا تصمیم به جایی گرفتی مستانه جان.
منم پیشنهاد میکنم مثلا یه زبان جدید رو یاد بگیری(انگیلیسی نه هااا)مثلا اسپانیایی یا فرانسه یا هر زبون دیگه ای که دوست داری بلد باشی
زبان جدید؟؟؟
نه به جز انگلیسی احساس نیاز به زبون دیگه ای نمی کنم. ولی شاید سعی کردم انگلیسیم رو تقویت کنم...
گفتم یافت می نشود... گشتم نبود... نگرد نیست. یه چیزی تو همین مایه ها



انقد به این حرفا فکر کردم و کلی روزا این کاری که میگی کردم اما نمیشه! واقعا نمیشه اینجا کاری کرد! وقتی کتاب دستت میگیری و می خونی همه یا تیکه میندازن یا...
متاسفانه ما محکومیم...محکوم به سوختنِ ساعتهای جوونیمون...
اولا که به هیچ کس هیچ ربطی نداره.
ثانیا خب توی همین اینترنتم کلی کار مفید میشه کرد که کسی هم متوجه نمیشه و گیر نمی ده.
عزیزم اصلا خودت رو ناراحت نکن من هم راجع به این موضوع خیلی با خودم کلنجار رفتم و قولهای زیادی دادم ولی هنوز باوجود وجدان درد وبلاگ رو نتونستم ترک کنم
ولی من نمی خوام هیچ وقت وجدان درد داشته باشم...
مستانه دقیقا منم این مشکل تورو دارم . یعنی گاهی اوقات خودمم از بیکاری و زیادی وب زده شدن خسته میشم . به خصوص که قراره بعد از ازدواج هم از اینجا برم و دیگه اصلا حوصله کار کردن تو اینجارو ندارم و بهم نمیچسبه . اگه راه کاری پیدا کردی به منم بگو
مستانه یه سوالی ازت دارم : همکار بودن همسران با هم خوبه یا بد ؟ یعنی الان که تو زندگی هستین احساس میکنی این همکار بودن به زندگیتون کمک میکنه یا اگه مثلا همکار نبودین بهتر بود ؟ این یه سوالیه که واسم پیش اومده . چون من و همسری میخوایم با هم همکار باشیم میخوام ببینم نظر زن و شوهرای متاهل در این باره چیه ؟
برای وبلاگ نویسی که کلا نمیشه وقت معین تعیین کرد یه موقعی یه چیزی اومد و خواستی بنویسم باید بنویسیش وگرنه میره که میره ...
سلاممممممممم:)
من خودمم نمیدونم چجوریه که توی شرکت که اصلن به فکر اینجا هم نمیفتم.. از تمام اوقات پرتم برای خوردن انواع شکلات و چیپس و ذرت و اینا استفاده میکنم!!!!
خوب اینم یه معضل دیگه ما ایرونیاست...
سخت نگیر مستانه جونم . وبلاگ نویسی احتیاج به زمان داره . چون واقعا بعضی از ماها بهش نیاز داریم
سلام. از اونجا که من هم دقیقا مشکل شما رو دارم یعنی توی گپ بین دو پروژه هستم خواستم بهت پیشنهاد بدم که یک پروژه کوچیک تعریف کنی برای خودت و با یک تکنولوژی جدید پیاده سازیش کنی. مثلا من این مدت یک پروزه کوچولو تعریف کردم که استفاده از linqtosql رو یاد بگیرم. به نظرم کمتر از مطالعه آدم و خسته می کنه. یه مدتی هم مستندات اوراکل می خوندم. بار قبلی هم که توی این وضعیت بودم یک کتاب طراحی شی گرا خوندم که خیلی تجربه خوبی هم بود. اما با همه این حرف ها خودت رو اذیت نکن اگر این مدت رو یکمی هم استراحت کنی بعدا برای شرکت بهتر کار می کنی. این طبیعت کار ماست تقصیر تو نیست که
مستانه جان میشه بگی بهم این لیست دوستانت که آپ دیت میشن رو چطور درست کردی ؟
ممنون .