یکی از مشکلات اصلی ما توی این شرکت اینه که یه خانومی دم در شرکت میشینه و کیفامون رو میگرده! میگرده که یه وقت خدای نکرده دوربینی، لپتاپی، کولدیسکی چیزی همراهمون نیاریم توی شرکت!
البته اگه میگم مشکل از این جهت نیست که واقعا نمیتونیم این چیزا رو بیاریم تو! چون بالاخره جیب مانتو و شلوار رو برای همین مواقع ساختن!
میگم مشکل، برای این که هر دفعه که رد میشم و کیفم رو نگاه میکنه یه نگاهی به خوراکیهای توی کیفم میندازه و یه پوزخند یواشکی میزنه! و لابد با خودش فکر میکنه، من تو زندگیم کسی رو به شکمویی مستانه ندیدم! حق داره البته! ولی اون که نمیدونه این خوراکیا مال دو نفره! اون که نمیدونه مستانه باید غذا و خوراکیهای متین رو هم به دوش بکشه!
این دو سه هفتهی اخیر برای من و متین خیلی خوب بود! چون هم کلی حرص و جوش میخوردیم و لاغر میشدیم! هم کلی راهپیمایی میکردیم و لاغر میشدیم! هم من به بهانه اینکه اصلاً حال و حوصله ندارم غذا درست نمیکردم و لاغر میشدیم!
ولی دیروز و پریروز اونقدر رفتیم مهمونی که همهی لاغرشدگی این چند وقت رو جبران کردیم!
داشتم می گفتم...
یکی از مشکلات اصلی ما توی این شرکت اینه که ... بهتره بگم این بود! چون خانومه امروز از من پرسید شغلم توی شرکت چیه! و از اونجایی که شغل خیلی مهمی دارم گفت از فردا دیگه نمیخواد کیفت رو نشون بدی!
از دست تو . با این قلم قشنگی که داری
کاش منم تو شرکت شما بودم و از خوراکیهات ......
امیدوارم اینجوری نه تو ونه هیچکسی لاغر نشه!
کاش ماهم به اندازه مسی جون مهم بودیم اونوقت کیفمون رو نمی گشتند خوراکیای خوشمزه هم داشتیم. البته فایل منم همیشه به انبار آذوقه معروفه. هله هوله توش زیاده. هرچی بیشتر عصبی میشم بیشتر هله هوله تناول میکنم.
اونوقت مگه شرکتتون کجاست که امنیتش انقدر مهمه؟!... ماهم تو کمدمون یه بوفه داریم شامل انواع خوردنیها و نوشیدنیها! اصلاْ هم بهمون بد نمیگذره. ولی مگه میشه آدم با خودش کول دیسک و ... نبره؟؟!! من که نمیتونم!
شکمـــــــــــــــــو
الان چه حسی داری که دیگه کیفت رو نمی گردن
خوب حالا که دیگه نمیگرده یه بمب ببر با خودت اونجارو منفجر کن
امان از این هله هوله های خوشمزه که دل می خواد ولی هیکل ..........
واقعا با این مهمونی رفتنا فکر کنم نمیشه لاغر شد
راستی تمام آرشیوو خوندم اگه دوست داشتی و محرم دونستی رمز او قسمت که مربوط به بازی روزگار میشد رو برام بذار
خوش باشین
چند لحظه پیش یه اتفاقی افتاد که داشتم دیوونه میشدم ولی با خوندنت یه خورده تونستم بخندم
ممنون
کاشکه من با شوهرم همکار بودم ... خوراکیا رو میبردم ......
وای نه !!!! نمیخوام همکار باشیم !!!!
همه زندگی ادمه و خوراکی هاش . مگه می شه بدون خوراکی
بباز خوبه تو این روزها باز مشکل شما حل شد ما هم امیدوار شدیم.
خانوم خراکیاتون که ترش نیست احیانا؟
منظور از خراکیا خوراکیها بید!
مناسبت سالگرد هفتم تیر مراسمی در مسجد قبا (دکتر شریعتی-بالاتر از حسینیه ارشاد- مسجد قبا) ساعت 6 برگزار خواهد شد که مجوز هم دارد، اطلاع رسانی وسیع توسط ایمیل و هر ابزار دیگر به ایران به عهده شماست، بهترین پوستر برای مراسم پوستر های آلبوم “بازگشت به میزان” است، برای بچه های ایران ارسال کنید، رسانه شمائید
دوستان خواهش می کنم توجه کنید تنها قرار قطعیه امروز همینه تو رو خدا همه رو خبر کنید امروز قراره نشون بدیم هنوزم به پا هستیم و دنبال حقمون امروز باید بترکونیم باید به دولت نشون بدیم چقدر زیادیم و پشت همدیگه، خواهش می کنم موسوی رو امروز تنها نگذارید به قول خاتمی عزیز بپا خیزید
وبلاگ ندای آزادی http://mahid.wordpress.com/
خوراکیها کار خودشونو کردن!
http://elmosanat88.blogfa.com/
حتما ببین
شیکمو
حالا پستت توی شرکت چی هست شکمو؟