تاکسی خطی نبود و مجبور شدم سوار یه ماشین شخصی بشم. دو نفر دیگه هم همراه من سوار شدن و راننده زیر لب گفت اون یه نفر رو هم خدا میرسونه و راه افتاد. چند قدم جلوتر یه خانوم دست نگه داشت و سوار شد.
سر پیچ اول، یه نفر پیاده شد. پونصدی داد و سیصدتومن پس گرفت و بدون هیچ عکسالعملی راهش رو کشید و رفت. یه کمی جلوتر نفر دوم هم پیاده شد. اونم یه پونصدی داد. ولی وقتی راننده بهش سیصد تومن برگردوند، صد تومنش رو به راننده پس داد و گفت کرایه این مسیر سیصد تومنه. راننده نگاهش کرد. گفت میدونم. ولی بیانصافیه. خدا رو خوش نمیاد برای این یه تیکه راه سیصد تومن بگیرم.
سر پیچ دوم دو نفر دیگه سوار شدن و بعد خانمه پیاده شد و ...
خلاصه به جز من که پای ثابت ماشینش بودم و تا ایستگاه آخر باهاش رفتم سه دور ماشینش پر و خالی شد و از همهی مسافرها هم دویست تومن گرفت.
جالبیش اینجاست که این مسیر معمولاً خیلی خلوته و تاکسی اگه همون ایستگاه اول پر شد، پر شده وگرنه دیگه پر نمیشه.
نکتهاش هم اینجاست که تاکسیهای خطی توی این مسیر حداکثر 1200 تومن به جیب میزنن. ولی من پول کرایههایی که این راننده گرفت رو شمردم. شد 2000 تومن!
اینجوریه که خدا به یکی برکت میده...
همینه که میگن : تو نیکی میکن و در دجله انداز ...
واقعا !
خدا روزی رسون خوبیه! اگه بدونیم چیکار باید بکنیم!
دقیقا...کسی که به کم راضی باشه و زیاده خواه نباشه خدا خودش هواشو داره
اصولا تاکسی سواری توی تهران آدم رو جامعه شناس هم میکنه بسکه انواع و اقسام آدمهای مختلف میبینی، قبول داری؟
وای چقدر قشنگ
کاش هممون اینجوری بودیم
امیدوارم همیشه زندگی اون آقای راننده پربرکت باشه
همیشه اگه ادم به خدا توکل کنه و انصاف تو زندگیش داشته باشه خدا برکتشو بهش میده.
میدونی خوب به چیزایی اشاره میکنی که شاید همه ی ما بارها با اونا رودررو بودیم اما اصلا بهش توجهی نداشتیم.مرسی که خوب به همه چی با دیده ی باز نگاه میکنی خانومی.
خدا جای حق نشسته آبجی
نون انصافش رو گرفت
موافقم. خدا روزی همچین آدمی رو زیاد می کنه.
اما از این جور آدما کم پیدا میشه.
من اونموقع ها که از لاهیجان میرفتم تهران یه اتوبوس بود که اتوبوسش از این قدیمی ها بود و ولوو نبود . خیلی داغون بود . صبحها همیشه حرکت میکرد . معمولا راننده اتوبوسها چون باید ساعت خاصی جرکت کنن ولی وقتی مسافر کم دارن یکم میمونن تا پر شه و بعدش هم کلی دور ترمینال چرخ میزنن تا بازم مسافر گیرون بیاد . این راننده ولی شده بود با دو تا مسافر تو اتوبوس سر ساعت جرکت میکرد و از اونجایی که من همیشه صندلی اول میشستم میشنیدم که میگفت: بریم خدا بزرگه . بعد جالبه که همیشه تو راه انقدر میافر بود که اتوبوسش پر میشد . من همیشه تو دلم میگفتم این دل توئه که بزرگه.
عاشق اون راننده بودم مخصوصا که همیشه اهنگ های قدیمی مرضیه و بنان و... هم میزاشت تو راه کلی بهم خوش میگذشت
به هرچی اعتقاد داشته باشی همون میشه
نشون می ده چقدر دلش پاک بوده
با اجازت من لینکت کردم
کمتر راننده ی با انصاف پیدا میشه ...
خدا براش رسوند دیگه ...
22 بهمن هیچ کسی به خانه اش برنمی گردد . از حالا تبلیغات در خیابان ماندن را در سایت بالاترین و دیگر سایت ها شروع کنید 22 بهمن همه باید شب و روز در خیابان باشند اگر به خانه برگردید بازنده خواهید بود.از حالا به فکر 22 بهمن باشید با این هدف هیچ تظاهر کننده ای شب به خانه اش برنمی گردد.سنگر بندی کنید و اتش روشن کنید تا گرم بشوید و کار دیکتاتور را یک سره کنید یک بار برای همیشه ازادی را به ایران برگردانید.قرار ما 22 بهمن شب و روز در بیرون از خانه ماندن تا کسب ازادی و پیروزی.
دذوست داشتم این پستت رو. من هم عمیقا به اینکه روزی رسون خداست و اینکه برکت خیل مهمه معتقدم
سلام . این یه مثال عینی بود. قلب پاک انسان همه ی خوبی ها رو میاره طرفش.
وااای که چقدر انصاف داشته... خدا بیشتر بهش برکت و روزی بده.
از قدیم گفتن برکت زیاد تو سود کمه.
میگن خدا روزی رسونه ...
احتمالا بخاطر همین رفتارش بوده که خدا براش روزی خوبی قرار داده
حالا جالبه من یه بار که از فرودگاه همدان تاکسی گرفتم وهوا هم خیلی خراب بود یارو بدون اجازه ی من دونفر دیگه رو هم سوار کرد از نفر اول که خیلی زود پیاده شد ۱۰۰۰ گرفت واز نفر دومم به همون ترتیب۱۰۰۰ وقتی منو پیاده کرد گفت ۱۵۰۰میشه گفتم چرا گفت آخه دوتا توقف داشتم؟
