معمولاً آدمی نیستم که بشینم با کسی دردودل کنم! یعنی معمولا مشکلات رو اونقدر جدی نمیگیرم و اونقدر بهشون بها نمیدم که بخوام با کس دیگهای هم مطرحشون کنم. میدونم که همیشه میگذرن و تموم میشن.
یادم نیست اون روز حالم چه جوری بود. ولی لابد خیلی بد بوده که تا فاطمه رو دیدم و ازم پرسید: "خوبی؟" گفتم :"نه!" و شروع کردم باهاش حرف زدن و دردودل کردن.
حالا چند هفته از اون قضیه گذشته. حال من خوب شده و مشکل هم مثل همیشه کم رنگ شده. ولی خود اون حرف زدن و دردودل کردن دردسرهایی برام درست کرده که بیا و ببین.
خلاصه پشت دستم رو داغ کردم که برای کسی از مشکلاتم بگم. چون هرچی مشکلات رو بیشتر جدی بگیرم، مشکلات هم جدیتر میشن و عوارض و عواقبشون هم گستردهتر می شه...
فروش محصولات گیاهی اوریفلیم سوئد
http://oriflame2010.shoploger.com/
خوبی مستانه؟ دلم تنگ شده...
سلام مستانه.
من هم از این داغا گذاشتم پشت دستم. البته گاهی این ها باعث می شه فک کنم نکنه من هم گاهی واسه کسی این دردسرها رو ایجاد می کنم؟؟ خلاصه همه جوره باید حواس رو جمع کرد.
به قول حضرت علی (ع) : رازی و حرفی رو که خودت نتونستی پیش خودت نگه داری چطور انتظار داری دیگری برات نگه داره... البته نقل به مضمون بود!
منم سعی میکنم واسه کسی دردودل نکنم فقط یکی محرم رازهامه اونم همسریه
واقعا قبول دارم مشگلات رو نباید جدی گرفت با اعتقاد بر اینکه ما خدای بزرگی داریم
امان از حرفی که از دهان در بیاد شنیدی میگم حرف رو تا نزدی در بند تو وقتی که به زبو اوردی تو در بندش میشی
والله هرچی بگم به تجربه ای که الان درگیرشی نمیرسه
پس موفق باشی .
با کی درد دل کردن هم مهمه بعشیا فقط باعث زیاد شدن مشکل میشن
امان از وقتایی که فقط می خواهیم با یکی حرف بزنیم و بعدش فقط پشیمونی اش می مونه
اوهوم ..میفهمم...
خوبه 1 بار پیش اومد
عبرت شد برات
خانم بیمعرفت وبلگدارمون کردی سری نمیزنی به ما
ای بابا

چه تجربه بدی
منم برام پیش اومده اما نه اونقدر زیاد و یا مهم که بخوام پشت دستم رو داغ کنم
حرفای خیلی خیلی مهم رو هم که آدم به کسی نمیزنه