چندوقت پیش منشی شرکت عوض شد. منشی جدید یه خانوم حدودا سی ساله است. بچه نداره و هرروز از ساعت هشت تا پنج میاد سرکار.
حدودا دو سه ماه از اومدنش به شرکت گذشته و متین و آقای رئیس توی این دو سه ماه کشف کردن که این خانوم منشی و البته همسرش وضع مالی خیلی خوبی دارن. حالا براشون سوال شده که چرا یه نفر با وضع مالی در حد عالی حاضره هر روز صبح زود از خواب بیدار بشه و این همه راه رو تا شرکت بیاد و تا عصر کلی کارای خستهکننده بکنه و آخر ماه هم به سیصد چهارصد تومن راضی بشه.
خلاصه براشون خیلی عجیبه...
شما اگه جای این خانوم باشین چی کار میکنین؟ کار کردن رو ترجیح میدین یا کارای لذت بخشی مثل رفتن دنبال ورزش و تفریح رو ... (البته به صورت مقطعی بهش نگاه نکنین. به صورت بلند مدت. مثلا فکر کنین که پولی که دارین کفاف یه عمر زندگی بیدغدغه رو میده.)
منم نظرم رو بعدا میگم. البته الان به این دلیل که چنین وضعیتی برامون بیشتر شبیه یه رویاست هنوز دلم میخواد کار داشته باشم. یه موقعیت شغلی خیلی خوب هم پیدا کردم. اما اگه برم اونجا دیگه ساعت کار مشخص و هر روزه و ... دارم. هنوز یک کم امیدوارم پروژههای شرکت شروع بشه و همینجا پروژهای کار کنم که خیلی آرامش بیشتری بهم میده. برای همین تردید دارم و دست دست میکنم.
من در این شرایط یه کار پارت تایم مثل تدریسو شروع می کنم
آخه کار پارت تایم معمولا راحت پیدا نمی شه.
شاید به نظر این خانم کار خسته کننده نمیاد و یا تازه شروع کرده و می خواد یه جور کارآموزی و سابقه براش باشه
..............
اگه من اون شرایط رو داشتم مطمئنا خودم یه کار راه می انداختم
کاری که خودم مدیرش باشم و مورد علاقه ام هم باشه
نه یه کار روتین ساعتی خسته کننده که بخوام به 100 نفر جواب بدم
البته مطمئنا هر کاری مسئولیت داره
اما انوقدر خودمو درگیر کار نمی کردم
.........
البته همون ورزش و ...می تون یه جورائی به کار تبدیل شن ولی فکر کنم اونوقت یه کم جذابیتشون کم شه
شما که الانم واسه خودتون کار می کنین. و البته این واقعا عالی و ایده آله...
شک ندارم که می رفتم دوره ی مربیگری شنا رو می دیدم و مشغول به کاری می شدم که عاشقشم.... یا یه مهدکودک تاسیس می کردم.... و خودم هفته ای سه چهار روز با بچه ها می گذروندم
خوب دختر الانم همین کار رو بکن. مربی گری شنا واقعا کار بی نظیریه.
کی شروع میکنی؟
دو راه دارید:
اول اینکه برید از خودش بپرسید که من اصلا درست نمیدونم.
دوم اینکه بیخیال زندگی مردم بشید و به چیزایی که بهتون مربوط نمیشه سرک نکشید.
نمیدونم چرا متین و آقای رئیس و شما زووم کردید روی اون خانم که از زندگیش بیشتر از یک خط آگاهی ندارید.
راه اول که مسلما درست نیست. اما این جوری هم که زووم کرده باشن نیست. فقط یه جور کنجکاویه برای دونستن انگیزهاش از این کار.
منم نمی خواستم این خانوم رو قضاوت کنم. راستش خیلی هم برام مهم نیست. بیشتر دوست دارم خودم رو بذارم جاش و ببینم من توی این موقعیت چی کار می کنم.
به نظرم واسه خانوما علی الخصوص کار پارت تایم خیلی خوبه. من اصلا با کار فول تایم موافق نیستم خصوصا اگه آدم متاهل باشه به هیچ کاری نمیرسه.
یعنی بازم دست دست کنم و منتظر شم؟
این خانوم کار کردن رو دوست داره حتی بیشتر از تفریح. من آدم اینجوری زیاد دیدم. خودم هم بر اساس نیاز مالی کار نمی کنم. تفریح و کلاس آموزشی و ... حس مفید بودن رو در من ارضا نمی کنه. شاید اگر یک روزی بجه داشته باشم چند سالی کار نکنم اونموقع فکر می کنم هم حوصله ام سر نره هم جون دارم بجه بزرگ می کنم حس مفید بودن داشته باشم.
راستش منم دقیقا مث تو فکر میکنم. نیاز به مفید بودن...
یه کم سخته تصمیمی گیری...اما روزمرگی رو اصلا" دوست ندارم...
خب هم توی کار کردن روزمرگی هست هم توی کار نکردن
آقا جان ِ خودم این راهنما همون خانومه منشیه..! اصلا تابلوئه..!

درضمن یکی از بدترین احتمالاتش اینه که داره ازخونه فرار میکنه!!!
یا اینکه شوهرش هرپولی که بهش میده منت می گذاره، اینم میخواد دستش تو جیب خودش باشه.. شاید شوهره خسیسه کلا پول درست حسابی نمی ده... شاید شوهره یه زن دیگه داره و کلا پولاشو خرج اون یکی می کنه...
فعلا چیزی به ذهنم نمی رسه..
تینا جان عزیزم مربی انگلیسی واسه مهدکودک خواستی من هستم شدید!
خانوم سین عزیز. همه قضاوتهات غلط و نادرسته. نه راهنما همون خانوم منشیه و نه شوهر اون خانوم این جوریه که تو می گی.
تازه شانس آوردم دیگه چیزی به ذهنت نرسید
من کار کردن رو تو اون شرایط هم ترجیح میدم باعث میشه آدم تو اجتماع کاری باشه با مسائل سیاسی و اجتماعی بیشتر برخورد داشته باشه و حتی استقلال رو همیشه داشته باشه
منم باهات موافقم ولی ساعت کارش زیاده...
البته من ساعت کاریش رو سبک تر دوست دارم
رزومه ات رو بفرست به آدرس منشی مهد کودکم!!!
تینا ببین چه کامنتی گذاشته اون بالا. به منشیت بگو این مورد رو خوب و با دقت بررسیش کنه!
سلام من اومدم فقط حالتو بپرسم
لطف کردی عزیزم
مستانه جان...من کار پاره وقت دوست دارم..
همین پروژه ای..که وقتم دست خودم باشه...
در مورد این خانومه چون چیزی نمی دونم نمی تونم قضاوت کنم...گاهی همیشه نیاز مالی باعث نمی شه...آدم خودشو مجبور کنه روزی 9 ساعت کار کنه...
واسه خانوماها استقلال مالی مهمه...
من واقعا دوست دارم پول خودمو داشته باشم..یه حس خوبی دارم...اما الان دلم کار پاروقت می خواد..پروژه ای...نه اینکه هر روز بیام...و کوفته و خسته باشم...چیزی که الان هستم..هر روز 9 ساعت کار به جز ترافیک و اینا...
امیدوارم بتونی یه کار پاره وقت با حقوق خوب پیدا کنی...
منم با هردوتون موافقم و برای همین فعلا دست نگه می دارم
من اگه بودم ترجیح می دادم وقتم رو صرف خودم و کارایی که دوست دارم بکنم ... در نهایتش حوصله ای که سر میرفت یه کار پاره وقت ... اما بعید می دونم که سر بره!!!
ولی حوصله من توی این یه ماه واقعا سررفته...
شرایط اون خانومو نمی دونم اما اگه من بودم سر کاری می رفتم که اول حتما دوستش داشته باشم و دوم اونقدر برایم انرژی بگذاره که بتونم ساعتهای بعد از کار به کارهایی برسم که دوست دارم. خود من جون ندارم از هشت تا پنج عصر کار کنم.
منم همین طور...
عزیزم دیگه چارتا کلمه انگلیسی یاد دادن که رزومه نمی خواد! رزومه بفرستم چیزی ندارم توش بنویسم!
نمیخوای استخدام کنی، نکن! میرم شرکت ِ مستانه اینا منشی ِ منشی پولداره میشم
مینویسم 6سال سابقه تحلیل (!!) گر مالی و سابقه ی چهارماه نوازندگی ِ سه تار! اینا چه ربطی به زبان دارن آخه؟
پس رزومه ات رو بفرست برای منشی شرکت ما
من کار رو ترجیح میدم
منم همین طور...
ولی من اگه اون قدی پول داشته باشم که لازم نباشه کار کنم ، همش میرم مسافرت و گردش و تفریــح ! { واااای حال میـــده هااا
}
اما به نظر من بعد یه مدت عادی و حتی خسته کننده می شه
من هم سعی میکنم کار کنم به پولم شوهرم تکیه نکنم . حتی اگگه بدونم تا اخر عمر هست و بی منت هم در اختیار من گذاته میشه باز هم کار وترجیح میدم.
دیشب خوابت رو دیدم! خواب دیدم داریم با هم روی یه پروژه کار می کنیم!
خب بستگی داره پوله مال شوهرست یا خانمه هم سهم داره اگه مال شوهر بود فقط میومدم سرکار ولی اگه بخشی مال خودم بود مثلا خانه ای که اجاره اش رو بگیرم یا...تفریح میکردم و بی خیال کار
میدونی کار کردن . انجام کاری که حداقل کمی دوستش داشته باشی خیلی خوبه. احساس رضایت و مفید بودن عالیه.
ولی اگه کاری باشی که دوست نداشته باشی و همراه با حرص و جوش و استرس فراوان باشه وقتی نیاز مانلی نداشته باشی. من ترجیح میدم کار نکنم.
یعنی به نظر من کارکردن خوبه. اگه حداقل رضایتی داشته باشی. و این بستگی داره به ظرفیت آدمها. چون کار خوب کم گیر میاد.
بعدش میدونی تو اصفهان اگه مدرک مهندسی بری سر کار و آخرش ماهی سیصد چهارصد حقوق بگیری کلاهت را می اندازی هوا!
یعنی تو اصفهان حقوق یه منشی حتما زیر 200 تومنه.
البته یه سری مخارج کمتره. مثل کرایه راه. ولی در کل خیلی حقوقش پایینه. در نتیجه وقتی تو بری سر کار و حرص بخوری و حرص بخوری و آخرش ماهی 200 تومن بگیری. ترجیح نمیدی که دیگه نری؟
من ترجیح اینطوری سر کار نرم. هرچند از طرفی خیلی احساس غیر مفدی بودن میکنم و حس بدیه.
ولی به نظرم اونطوری کار کردن هم ارزش حرص و جوش و استرس و از دست دادن وقت را نداره
من اکه جای اون خانم بودم ترجیح میدادم یه کار نیمه وقت داشته باشم یا یه کاری که اختیارش دست خودم باشه .اینطوری می تونستم از زندگی لذت ببرم و از لحظه ها استفاده کنم.
راستی برام جالبه که من تو خواب همدیگرو میبینیم ها ! منم قبلا دو یا سه بار خوابت تو رو دیدم . خواب هیچ دوست وبلاگی دیگه رو ندیدم تا حالا !! البته چند وقتیه کم کار شدی افتخار نمیدی به خوابام بیای