گوشت قربونی رو که آقای رئیس دیروز داده، خُرد میکنم و میشورم و میذارم توی فریزر. یه نگاهی به داخل فریزر میکنم. یک کم بههمریخته است. یعنی یه جوریه که فقط خودم سر درمیارم چی به چیه!
همه چیز رو درمیارم و روشون برچسب میزنم. سبزی پلو، سبزی کوکو، خورشتی، آبگوشتی و ...
حالا همه چیز مرتبه و اگه یه روزی من نباشم هم متین از همه چی سردرمیاره.
یخچال رو هم مرتب میکنم. کابینتها و کل آشپزخونه رو. کسی چه میدونه. شاید از این سفر برنگشتم. بده بعد از من یکی بیاد ببینه توی کابینتها به هم ریختگی وجود داره.
حالا همه چیز تمیز و مرتبه. کم کم باید برم ساکم رو بردارم و لباسها و وسایلم رو بذارم توش...
پ.ن1: قراره برم اصفهان. همراه مامان و بابام. اینایی که این بالا نوشتم بیشتر با این هدف بود که دل متین شور بیفته و راضی بشه همراهمون بیاد!
پ.ن2: حالا تا زنده ام، جایی رو می شناسین که سبزی پاک شده و شسته شده بفروشه؟ یه جا که هم تمیز باشه. هم مزه سبزیهاش خوب باشه.
خرد هم شده باشه/؟
دم ِ خونه ی ما هست یک مغازه ای که کارش ردیفه...
سفر بی خطر :)
سفرت بی خطر و خوش بگذره.
برای سبزی به این سایت مراجعه کن :
http://www.nobar.ir من ازش گرفتم راضی بودم
ایشالا که سفر بی خطر باشه مستانه جان ...
من توی بلوار فردوس یه جایی رو جدید پیدا کردم . همه چی داره ... هر چی هم بخوای از قبل بگی برات آماده می کنه ... من ازش سبزی قورمه گرفتم ... حتی سرخش هم کرده بود ... جمعه ای پختمش ... همه چیش خوب و اندازه بود ...
سفر بی خطر عزیزم
اخی تنهایی میری مسافرت؟
ان شاالله سفرت بی خطر باشه.راستی سوغاتی بیادت نره
یه سوال فنی
مگه سبزی آبگوشتی هم داریم؟
:)) نه! گوشت آبگوشتی بود!
سفرت بیخطر.
منم از تره بار محلمون گرفتم.راضی هم بودم.
همه چیزش به اندازه بود.بخصوص سبری پلوئش که عطرش عالی بود.
We walk along but never turn
to see what we have done
سفرت بخیر و سلامت متاسفانه نمی تونی رو کمک من حساب کنی چون تهران نیستم البته همین بندر هم که هستم از مامان اینا سبزیامو می گیرم
سفر خوش بگذره
من یکدفعه از هایپر سبزی اش گرفتم خوب بود
سلام. میدونی یه آرامشی هست توی نوشته هات که باعث میشه من حتی یک خط هم رد نکنم موقع خوندن و گاهی بعضی مطالب رو دو بار بخونم. دوست دارم آدمهای مثبت اندیشی رو حتی بودنشون آرامش میده به آدم . اغراق نمیکنم که وبلاگ شما برام همون حس رو داره. خوشبخت باشی همیشه
خانم فیروزه میشه لطفا آدرس این بلوار فردوس رو به من هم بدی ؟
مگه وبلاگ ایرن رو نمی خونی؟ سر ِ اون تصادف هم خودش بدجور آسیب دیده هم محسن مثل اینکه از ماشین پرت شده بیرون و ضربه خورده به سرش... خیلی دلم گرفت مستانه...
خدا نکنه...دختر مریضی مگه اینهمه حرف بی ربط نوشتی..
ایشالا به سلامت بری و برگردی..
منو حمید هم تصمیم داشتیم بریم اصفهان و خوانسار و ...یه سفر سه روزه خیلی خوب..
اما خانواده حمید می خوان برام عیدی عید قربان بیارن!حداقل نذاشتن برای شب عید..می خوان چهارشنبه شب بیان...
اینجوریاست که اصفهان بی اصفهان..
جای ما هم خوش بگذرون...
پیشاپیش عیدت مبارک حاجیه خانوم مستانه ... ایشالا خیلی زود حج واجب قسمت شما و آقا متین بشه
ایشالا که به سلامت بری و برگردی
سفرتون بی خطر . اتتتتتفاقا من همین یکی دو ساعت پیش داشتم فکر میکردم که پا شم این اتاقمو جاهای دیگه رو مرتب کنم ... شاید فردا مردم ! نگن این دختره بی سلیقه بود !