علی کوچیک ما دیروز دو ماهه شد.
و امروز با اولین چالش زندگیش رو به رو شد! واکسن!
دیروز کلی باهاش حرف زده بودم و از نظر روحی آماده اش کرده بودما ! ولی همین که سوزن رفت توی پاش همه ی حرفهام رو یادش رفت و شروع کرد به جیغ زدن
! حالا هم به خاطر استامینوفنی که خورده بی حال شده و خوابیده ولی هر چند دقیقه یکبار بیدار می شه و یه جیغی می زنه و دوباره می خوابه.
به جز قربون صدقه رفتن این بچه کار دیگه ای نمیشه کرد:)) خدا حفظش کنه...:))
الههههههههههههی عزیزم
یعنی روز به روز بیشتر با خودت کپی برابر اصل میشه ها
عزیزم حتی مدل دستاشم شبیه خودته
نازی خب حق داره درد داره دیگه
ای جونم
خدا نگه دارش باشه همیشه
هر روز خواستنی تر میشه این علی آقای شما!! چقدرم تو این عکس مظلوم افتاده...عزیییزم
سلام.
ایشالله به موفقیت و سلامتی از همه چالشها رد بشه
لپاشو...
وای خدا اینجا چرا بوس نداره اسمایلی هاش...
وان یکاد...
عزیزم... خدا حفظش کنه
جااااااااااااان بده بوسش کنم
هزاررررررررررررررررررر ماشالا :*:*:*:*:*
چقد خوردنیه این پسرررررررررررررررر .. خدا واست سالم و سلامت نگه ش داره :)
خیلی مراقبش باش..اسپند دود کن واسش ..
مریم جون کمپرس آب سرد و گرم یادت نره. سختیش دو روزه دمای بدنش رو هم چک کن .
از طرف منم بوسش کن
وای خدا حفظ کنه این گوگولوی ناز رو
این تو بَبَل خودته تو این عکسه
اخییى خداوکیلى من هنوز هم میترسم و گریه میکنم واى به حال نى نى ها
الهی من بگردم دورش چقدر قیافش مردونست دستاشو ببین خدا حفظش کنه عزیزم. راستی دکتر پسر من همیشه می گفت قبل از زدن واکسن بهش استامینوفن بده که هم دردش کمتر بشه هم تبش.
این جیغ از اون جیغهای مردونس که یعنی ای بابا چیکار به کار من دارین .دهههههههههههههه



خوب دردم اومده دیگه
بذار حالم خوب شه نشونتون می دم.آمپول میزنین
جلسه توجیهی میزارین خوب دردشم بگین قبلآ دیگه
(گفته های علی آقا کوچول )
الهی مرد شده پسرمون
عزیزززززززززمممم
عزیزمممممممممم چقدر بزرگ شده
اخ اخ این واکسنو نگووو
خاله جون دورت بگردم با اون چشمات چند روز پیش امیر رضا رو هم دیدم به نظرم شما دو تا شبیه هم هستین خیلی خاله جون
ماشالله داره
خا حفظش کنه
ای جونم
ایشاللا تنش سلامت باشه و جز واکسن دیگه با این چالش ها روبرو نشه
ماشاللا به جونش خیلی با نمک شده
پسر کوچولوی ما چه زود داره بزرگ میشه
علی آقایی شده دیگه واسه خودش
هر واکسنی که می زنه یعنی یک مرحله بزرگتر میشه خدا حفظش کنه این گل پسر رو
سلام مستانه جان
آخییییییییییییییی چه پسر نازی
لاحول ولا قوه الا بالله
مبارکه دو ماهگی این گل پسر. به سلامتی. عزیزم یه سوال داشتم فقط این کتاب های نارنجی رو تو سری 52 تاییش رو خریدی؟ آیا تکی هم می تونم بخرم. ممنون میشم بهم جواب بدی؟
دوستم ببخشید میشه بگی از کجا خریدی بگم خواهری برای منم بخره. شرمنده این قدر سوال می پرسم ها
سلام
می تونم رمز را داشته باشم؟
خیلی وقته... اما خب من رمز ندارم! :(
این علی خان جان ِ ما به شدت مظلوم می زنه ببینم چند ماه دیگه بچمون از دیوار راست میره بالا یا نه مامان مستانه جونم
اولاً که چه زود گذشت دوماً که خانوم شما چرا هنوز ناخنهاتون بلنده؟ (یک مرمر فضول) جدای از شوخی یکی از توصیه هایی که به مادرها می شه کوتاه کردن ناخن هست
ای جانم. خدا حفظش کنه.
میگما همه چالش های زندگی در اون لحظه خیلی بزرگ هستن برای خود آدم. در حالی که برای کسی که از بیرون به ماجرا نگاه می کنه اونقدرا هم سخت نیست. کاش یادمون بمونه اینو.
وای خدای من . تو مامان شدیییی؟
من چه قدر بدم که الان فهمیدم ...وای عزیزمم تبریککککککککک میگم ...منو ببخش
نمی دونم چرا ولی عااااااااااااااشقشم :*****
اخی ایشالا سلامت باشه همیشه زیر سایه شما
چه دستای زیبایی دارین شما
:)
آخی حتماً کابوس آمپول میبینه
اینا چیه بهش آویزون کردی.بچه هنگ کرد