به نظر من هر آدمی حق داره توی دورهای که داره آموزش رانندگی میبینه و هنوز یه رانندهی ماهر نشده یکی دوبار اشتباه کنه! یعنی اصلاْ اگه اشتباه نکنه و تجربهی یه اشتباه رو توی کارنامهی رانندگیش نداشته باشه نمیشه بهش گفت راننده. چون هنوز خطراتی رو که سر راهشه خوب نمیشناسه.
یادمه مامان همون دفعهی اولی که نشست پشت ماشین و من رو تا سرچهارراه رسوند، این اشتباه رو کرد. بعد از اینکه من از ماشین پیاده شدم، هنوز دو سه قدم از ماشین فاصله نگرفته بودم که تق! مامان زده بود به یه تاکسی! و به همین سادگی راننده شد!
خاله راضیه داشت ماشین بابابزرگم رو میبرد توی پارکینگ. پارکینگ خونه سرازیر بود و وقتی ماشین سرعت گرفته بود، خاله راضیه به جای اینکه پاش رو بذاره روی ترمز گذاشت رو گاز و محکم فشار داد و تق! دیوار پارکینگ و شیر آبی که اونجا بود نابود شد و آب تمام پارکینگ رو برداشت! و خاله راضیه به همین سادگی راننده شد!
اولین اشتباه رانندگی بابا رو ندیدم و کسی هم برام تعریف نکرده ولی هنوز یادم نرفته چند بار موتور بابا سرنگون شد و من از روی موتور سقوط کردم!
متین گفتی توی اولین تصادفت چند نفر رو کشتی ؟
میدونم تا حالا همهتون فهمیدین که همهی این حرفها برای این بود که اشتباه خودم رو توجیه کنم. ولی من بازم اعتراف نمیکنم که چطوری ماشین رو کوبوندم توی درخت و دربرابر چشمهای گرد شدهی پسرایی که یک کم اونورتر وایساده بودن، بدون اینکه خم به ابرو بیارم یک کم عقب عقب رفتم و دور زدم و از صحنهی جرم متواری شدم!
در ضمن باید بهتون بگم که اگه از کنار یه ماشین رد شدین و دیدن یه زن داره رانندگی میکنه و یه مرد عقب ماشین لم داده، اصلاً فکر نکنین که اون زن رانندهی آژانس یا تاکسیه! بلکه فکر کنین اون زن مستانه است و اون مرد متینه که یهو هوس کرده امتحان کنه نشستن توی صندلی عقب ماشین چه حسی داره. و اگه دیدین همین ماشین داره توی اتوبان زیگزاگی حرکت میکنه، بدونین که متین داره از اون عقب مستانه رو قلقلک میده و ...
و اگه دیدین همین ماشین یهو کوبیده شد به یه درخت بدونین که مستانه داشته تلاش میکرده اساماسی رو که متین داره واسهی دوستش مینویسه از توی آینه بخونه!!!
یعنی مستانه اگه حرفی از "کلاج" می اومد وسط اینجا یه گردوخاکی میکردما!!
همین دیشب بود داداشم از شغلِ شریفِ مسافرکشی اومد خونه و بهم گفت این زن ها اگه یه "رانندگی" رو بذارن کنار، دنیا گلستان میشه والا!!
عزیزم راننده نشده هم قبولت داریما!!!
واااااااااای مستانه راست میگی؟
از توی آینه میخواستی اس ام اس بخونی و زدی به دیوار؟!؟!؟!

منم تصادف کردم ولی خیلی محتاطم در کل .
عزیزم من اگه همچین ماشینی ببینم فرتی میرم یه گوشه سنگر میگیرم بلکه خدا به جوونیم رحم کنه
در ضمن بمیرم برای دل داداش وحیده جون و امثالهم
من تا حالا تصادف نکردم .
خدا نکنه هم تصادف کنم ازهمه بیشتر برادرم کله مو می کنه
سلام خانمی مرسی که بهم سر زدی اگه با تبادل لینک موافقی خبرم کن
خیلی با حال بود روحیم عوض شد.
خیلی وقتا هم تو تقصیری نداری این درخت و دیوار و...هستند که پا در آوردند و می دوند طرفت
سلام خانومی...
ادرس جدیدم...http://sahm3man0o0.persianblog.ir/
جالب بود
هر شکستی زمینه ساز پیروزیه دیگه
ایول! چه دست فرمونی :دی
morde in axaem ke mizari!!
شوخی می کنییییییییییییییی...جدی جدی ؟ آینه؟ اس ام اس؟ درخت؟
مستانه بازم ما رو گذاشتی سر کار داری خیال پردازی می کنی آیا؟؟؟؟
تو که ماهری بابااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

اگه من بودم که کل اتوبانو منهدم کرده بودم
سلام
ار روحیه ات خیلی خوشم امد بسی حال نمودیم
امیدوارم شدم به رانندگی خودمون خانم ها
می دونی از نوشتنت و سبک نوشته ات خیلی خوشم امد
آفرین مستانه خیلی جالب نوشتی
کلی خندیدم ...
=))

ای خدا!
متین با اینکارش واقعا اعتمادشو بهت ثابت کرد. بیچاره حتی جرات نکرد جلو بشینه می دونست مرگش حتمیه
باحال تریت سوتی که من دیدم واسه دختر خالم بود! ما کنار مغازه سوپری واساده بودیم تا اون بیاد دنبالمون که با سرعت راومد و رفت توی جعبه های چینده شده ی مغازه! آقاهه اومد گفت این خانوم با رمبو نسبتی داره!
البته شاهکار خاله راضیه که جای خودش!
خدایی چه جوری می تونی اس ام اس رو از تو آیینه بخونی؟ میشه مگه ؟!


وای! من شدیدا از رانندگی می ترسم.... البته به خاطر تصادف شدید آقای داداش.
خیلی هم از این ضعفم ناراحتم.
کاش زودتر خوب بشم
خیلی روون نوشته بودید
از اونجایی که به وبلاگ من نمیای مطمئنم نخوندی که تابستون چطوری وقتی باطیر ماشین بابام خوابیده بود از سراشیبی دو در خونه ماشینو هل دادم که مثه بابام بعد در رو باز کنم و بپرم سوار و بزنم دنده ۲ و ماشین روشن شه برم پیش شوشو ولی ماشین دوووور گرفت و بهش نرسیدم محکم کوبید به دیوار همسایه باز رفت عقب و دوباره کوبید تا ایستاد سر جاش و داغوووووووووون شد و منم فرار کردم ۲ روز رفتم خونه شوشو اینا









