از در خونه که رفتم تو دیدم مریم غمگین و گریه کرده است و مامانم هم افسرده. ترس برم داشت.
نکنه سر کنکور مشکلی براش پیش اومده؟ نکنه یه تست رو جابه جا زده؟
اما نه. خوشبختانه سر کنکور اتفاق بدی براش نیفتاده بود. مشکلش این بود که معدلش رو توی اطلاعاتش کمتر از اون چیزی بود که نوشته بود و میترسید همین باعث بشه رتبهاش چندتا این طرف و اون طرف بشه و دانشگاهشون هم حاضر نبود یه گواهی معدل بهش بده تا ببره سنجش و معدلش رو اصلاح کنه.
خلاصه کلی باهاش حرف زدم و دلداریش دادم تا یک کمی آروم شد و مامانم هم سرحال شد و دوتایی شروع کردن پرس و جو کردن از میثم.
راستش قرار بود وضعیت مریم و میثم تا بعد از کنکور مریم در حالت تعلیق قرار بگیره و بعد از اون دوباره توی چند جلسه بیشتر با هم صحبت کنن و همدیگه رو بشناسن و بعد به یه نتیجهای برسن.
ولی...
متین
میگه از شماها بپرسم که کار درستی کردم یا نه. بپرسم که گذشتهی آدمها
و اشتباهات گذشته چقدر باید موقع ازدواج برای طرف مقابل باز بشه و ...
نظرتون چیه؟
پ.ن۱: ببخشید که اون یه تیکه رو رمزدار کردم. مجبور بودم. نمیخواستم بعضی از همکارها و آشناها چیزی بدونن. اگه آدرس وبلاگ یا ایمیلتون رو بدین و جز همکارها و آشناها نباشین، حتماً رمز رو براتون میفرستم.
پ.ن۲: نظراتی رو که به اون بخش مربوط میشه تایید نمی کنم.
پ.ن۳: خودم کلی از اینکه تونستم اینجا رو رمزدار کنم، خوشم اومد. معلومه هنوز یک کمی برنامه نویسی یادمه!
مستانه من رمزو میخوام . بده ببینم چی شده
سلام خوبی
من یکی از خوانده های همیشگیت هستم
ولی امروز دیدم پسورد داره
اگر برات امکان داره خوشحال می شم پسوردش داشته باشم
فرستادم
مستانه جون خوووووووووب ما رو گذاشتی تو خماری
گذشته از شوخی امیدوارم مریم هم مثله تو با عشق یه زندگی جدید رو شروع کنه وهر چی صلاحشه اتفاق بیوفته
منتظر رمز هستم زیرا که نه از آشنایانم و نه همکار
منم میخوام
سلام مستانه جان
من همیشه از خوانندگان پر و پاقرص نوشته هاتم ولی خب اهل نظر دادن نیستم
اگه برات امکان داشت خیلی ممنون میشم اگه به منم پسورد بدی
قربونت
من که همکار و آشنا نبیدم. زودی رمز می خوام...
امیدوارم هر چی صلاحشونه همون پیش بیاد
من تا یه وب جالب پیدا میکنم میبینم رمز داره
آدم افسرده میشه خوب
افسرده چرا؟
الان رمز رو برات می فرستم.
من هم خوشحال میشم که رمز رو داشته باشم اما در مورد سوال آقای متین باید بگم که به نظرم بهتره همه چیز سر بسته و تیتر وار گفته بشه و اگر طرف مقابل خیلی کنجکاوی کرد موضوع باز بشه. مثلا این که یکی از طرفین قبل از این ماجرا یک دوستی جدی با کسی دیگری داشته باید گفته بشه اما فقط در این حد که یکی بوده نه اینکه چه جوری آشنا شدیم چیکار کردیم چرا جدا شدیم و... .
خوشحال می شم که بعد از اینکه اون بخش رو هم خوندی دوباره نظرت رو بدونم.
مستانه جون من خواننده وبلاگ شما هستم خوشحال می شم در صورت امکان پسوردتو برام بفرستی
یشه منم رمزو داشته باشم ؟!



بابا چرا آدم رو تو خماری میذاری؟؟؟؟؟؟
خماری کدومه؟
سلام خوبی منم همیشه وبتو می خونم ..ولی پسورد ندارم .میشه به منم پسورد بدی؟
من آشنام آیا؟ شما اصلا؛ تو زندگیت اسم تینا به گوشت خورده؟ هان هان؟
آشنا بودن تو مشکلی ایجاد نمی کنه!
رمز عبورو می فرستی گلی؟
من که نفهمیدم مشکل چی بود...اما امیدوارم که هر چی خیره بشه...
رمز رو برات فرستادم
مستانه رمز رو رد کن بیاد
یه دفعه نوشته بودی میخوام یه مطلبی بنویسم که همه برام کامنت بزارن، یادته؟؟؟
میخواستم همون موقع بهت بگم یه مطلب رمز دار بزاری
من فکر میکنم بستگی داره و اینکه هر کسی ممکنه اشتباه کنه نباید اون گذشته باعث بشه تمامه اینده بهم بریزه البته گفتم که بستگی به موضوع داره
من فکر میکنم اگه ارزش داشته باشه باید یک مرتبه بهش فرصت داد
نمی تونم ببینم مستانه ... نمی دونم چرا... access blocked میزنه
میشه لطفا برای منم بفرستی اگه اشکالی نداره البته
اگه هم نه من با جنبه ام ناراحت نمیشم
مستانه خوشحال میشم اگه رمز رو به من هم بگی
اهه منم نمی تونم ببینم
پرشین گیگ چیه دیگه... من که عضو نیستم نمی تونم ببینم؟
نه بابا عضویت نمی خواد یه بار دیگه امتحان کن.
خب عرضم به حضورتون که من اون تیکه ی رمز دار رو نخوندم اما خب طبیعتا بستگی به طرفین داره... مثلا یه موقع برای یکی مهمه که بدونه گذشته ی طرف چی بوده و اینا به اون فرد به نظرم باید گفت... حداقل بتونه درست و روشن تصمیم بگیره با معیارهای خودش...
راستی حالا که اینجا رو رمز دار کردی تایپ اون فثطف رو بکن پسورد که موقع تایپ پسور ستاره بنویسه
کجای نوشته هات احتیاج به رمز داشت . من که چیزی ندیدم ؟
وسطش!!!
ریفرش کنی شاید بیارتش!
سلام دوستم
من خواننده ساکت وبلاگتم که خوب چون خودم وبلاگ ندارم کم پیش می آید کامنت بگذارم
دوست دارم نوشتتو بخونم
سلام مستانه خانم. من همونی هستم که گاهی با اسم دوست برات کامنت گذاشتم. الان هم اگه پسورد را به همین ایمیلم بفرستی ممنون میشم. نظرم را هم بعد خوندن نوشته کامل میگم. :)
اگر محرم هستیم از اینجا رمز رو برام بفرست
http://www.yzehn.com/?page_id=1352
مستانه خانم من هم رمز رو می خوام
سلام
خوشحال میشم رمزو به منم بفرستی
ما هم حسابیم؟
یه آدرسی میلی چیزی بده ببینم حسابی یا نه!
اوا ایمیل نذاشتم که!
سلام.
ااااااا پس من چی؟!!!منم رمز میخوام
میشه لطفا؟!
با تشکر
سلاممممممممم:)
خب من جزو آشناهام؟ یعنی الان به من پسورد نمیدی؟ خب من که مریمتونو نمیشناسم که!
سلام
خاطرات آبی به روز شد
منتظر حضور سبزتون هستیم
می شه من هم رمز رو بخوام؟
man niz pass word khaham!!
اگر برات امکان داره خوشحال می شم پسوردش را داشته باشم .من در انگلیس زندگی می کنم.
مستانه جان خب من با این حس پیگیری مطالب (کنجکاوی خودمون} [سوت ] چیکار کنم
لطفا به منم رمز بده
اگه خیللی راهته و حوصلشو داری به منم یاد میدیی ؟ به خدا خیلی نیازمه ... تا اونجا که تصمیم گرفتم از وبلاگم برم
اگه دوست داشتی رمز رو هم بهم بده .
گیتی !
خصوصی نداره وبلاگم واسه همین تاییدی میکنم نظراتو
در مورد جواب سوالتم نممیدونم بستگی داره !
بستگی به این که اون گذشته چی باشه ! اگه چیز مهمی نباشه حتما میشه فراموش کرد و از نو شروع کرد اما اگه قضیه خیلی جدی باشه نه
الا باید ببینم قضیه چیه
مستانه جان اگه صلاح دونستی به من هم پسورد بده.
خواهری منم معدلش خیلی از اون چیزی که واقعا هست کمتر اعلام شده چون یه نمره ش اشتباهی صفر وارد شده! انصافا خیلی گناه دارن.
سلام

هر چند وقت یک بار سر میزنم و پست های نخونده رو میخونم
و شاید اولین بار باشه برات نظر میذارم
اولش که رمز رو دیدم یاد کنکور افتادم ولی بعدش ........
نمیدونم از یه طرف دوست دارم بدونم و از یه طرف
اگه صلاح میدونی به منم بگو مستانه جون
مستانه جون رمزو بده ببینم چی شد
سلام مستانه جان
میشه منم رمزت رو داشته باشم؟
مستانه منم پسورد می خوام لطفا
من جزو کدوم دسته ام؟ دوست یا آشنا؟
سلام مستانه جون.منم آشنات نیستم.لطفا برای منم بفرست.خیلی دوست دارم بدونم ماجرای مریم و میثم چی شد.