X
تبلیغات
رایتل
چهارشنبه 20 شهریور 1387 10:43
دردم از یار است و درمان نیز هم ...


*  از در "امامزاده پنج‌تن" که می‌ریم تو یه حس آشنا می‌ریزه توی قلبمون. هربار که اومده بودم اینجا با یه حاجتی اومده بودم. اومده بودم که هر جوری هست حاجتم رو بگیرم. حالا با نماز و دعا یا با اشک و التماس. اما هربار همین که پام رو از درش می‌گذاشتم تو قلبم از چنان شادی پر می‌شد که یادم می‌رفت برای چی اومدم. هر بار فقط می‌نشستم و نیم‌ساعتی به ضریح نگاه می‌کردم و حاجتم رو زیر لب می‌گفتم و با یه لبخند از درش میومدم بیرون. حالا دیگه گاه گاهی اگه حاجت هم نداشته باشیم می‌ریم اونجا. برای اینکه اونجا خیلی راحت به آرامش می‌رسیم. 



*  من از اول ماه رمضون تا امروز که روز نهم ماه رمضونه فقط دوبار غذا درست کردم چقدر بی‌خودی نگران بودما. کی گفته زندگی متاهلی سخته؟



* دیشب مجبور شدم متین رو برای افطار مهمون کنم. اونم به خاطر یه اتفاقی که تا حالا بیشتر از ده بار شیرینیش رو بهش دادم. بردمش باغ بهشت. سر اقدسیه. محیط قشنگی داشت، فقط یک کمی شلوغ بود و خیلی بیشتر از یک کمی گرون.

کلی جمع‌های دانشجویی اومده بودن. خیلی دلم می‌خواست می‌شد یه بار دیگه با تمام اون هشتاد و چهار تا دانشجوی هشتادی کامپیوتر دور هم جمع بشیم. اما بعد یادم افتاد که ما توی همون چهارسالی که دانشجو بودیم هم نتونستیم یه بار با هم بریم بیرون. بس‌که هر کسی ساز خودش رو می‌زد. چه برسه به الان که هرکی یه ور دنیا داره واسه خودش زندگی می‌کنه.



*  بالاخره بیوتن رو خوندم. آخراش حوصله‌ام سر رفته بود و سرسری می‌خوندمش. اما وقتی به صفحه آخرش رسیدم از اینکه یه همچین کاری کردم سخت پشیمون شدم. باید توی یه فرصت دیگه دوباره از اول بخونمش.



*  این روزا من و متین روزای خیلی سختی رو می‌گذرونیم. البته همه تلاشمون رو می‌کنیم که هیچ کس حتی خودمون این سختی رو حس نکنیم. ولی شما توی لحظه‌های قشنگ سحر و افطار حتما برامون دعا کنین.

نظرات (19)
چهارشنبه 20 شهریور 1387 ساعت 11:01
به برکت این ماه انشاالله مشکلاتتون حل بشه
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 20 شهریور 1387 ساعت 11:23
سلاممممممممممم:)
من این احساسو نسبت به امامزاده قاسم دربند داشتم..
روزای سختتونم به خوبی میگذرن انشاله
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 20 شهریور 1387 ساعت 11:28
سلام مستانه عزیزم...روزه نمازها قبول....
خوب معلومه زندگی متعحلی برای ۲تا زوج عاشق سخت نیس....
زندگی به کامتون نازنینم
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 20 شهریور 1387 ساعت 12:35
سلام
امیدوارم روزای سخت تموم بشه.
چشم . دعا هم چشم.
درباره بی وتن..
منم بد خوندمش.
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 20 شهریور 1387 ساعت 12:50
آخی... امامزاده ۵تن کجاس؟
ایشالله مشکلتون حل شه... هرچند مشکل یعنی خود زندگی
می بوسمت دوست مهلبونم
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 20 شهریور 1387 ساعت 12:51
سلام مستانه جان... ما هم تو دوره ی دانشجویی نتونستم لذتی که باید رو ببریم به خاطر آدمهای ناهماهنگ
امیدارم روزای سخت زودتر به ساحل آرامش برسوننتون...
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 20 شهریور 1387 ساعت 12:58
برات آرزوی گشایش در امور رو دارم . امیدوارم هر چه زودتر کارها به خیر پیش بره .
اونجا میری ما رو هم یاد کن
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 20 شهریور 1387 ساعت 13:38
سلام
مشکلتون جدی که نیس؟
هر چی هست ایشالا خیلی زود حل بشه
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 20 شهریور 1387 ساعت 13:44
عزیزم من آدرسمو عوض کردم اما انگار نمیشه اینجا خصوصی گذاشت . راستی از فال تاروتم ممنون . من که خیلی اعتقاد داریم بهش و همیشه هم بهم درست گفته .
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 20 شهریور 1387 ساعت 15:20
با دل پاکی که داری شک نکن که مشکلاتت زوووووود حل میشه ولی مستانه جونم توی زندگی مشترک این مشکلاته که وقتی به اوج شادمانی و آسایش توی زندگی میرسین یه نگاه بهشون میندازین و با افتخار و شونه به شونه هم به ساختن این زندگی قشنگ به هم افتخار میکنین.
ایشالا که هیچوقت توی هیچ زندگی مشکلی وجود نداشته باشه یا اینکه انقدر کوچولو باشه که زودی حل بشه.
ممنووووووووونم ازت بانو
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 20 شهریور 1387 ساعت 18:19
جدی پس چه راحته!
حالا فهمیدم کجا شیرینی عروسیتو بهمون بدی! قول میدم تیریپ دانشجویی بیایم که تو هم دلت باز شه!!!
امیدوارم خوب پیش بیاد براتون...
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 20 شهریور 1387 ساعت 23:49
eee khoda nakone shoma narahat bashin chi shode mastane jun???
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 21 شهریور 1387 ساعت 11:07
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 21 شهریور 1387 ساعت 13:51
سلام
امیدوارم مشکلتون هر چی که هست زودی درست بشه
امتیاز: 0 0
شنبه 23 شهریور 1387 ساعت 10:02
سلام
دلم واست تنگ شده بود،
انشالله که مشکلتون حل بشه و دیگه از سختی حرفی نزنی. . .
امتیاز: 0 0
شنبه 23 شهریور 1387 ساعت 10:03




محتاجیم به دعا
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 28 شهریور 1387 ساعت 15:13
وااای چه خوب
منکه اگه قرار بشه به شوشو شیرینی هم بدم نمیزاره دست تو جیبم کنم
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 28 شهریور 1387 ساعت 15:15
راستی شمام امپیوتر خوندییییییی؟
می دونستما ولی شک داشتم
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 28 شهریور 1387 ساعت 15:16
ایشاللا که حل میشه نگران باش
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد

پشتیبانی