X
تبلیغات
رایتل
دوشنبه 21 اردیبهشت 1388 09:58
نمایشگاه و بحران اقتصادی!


رفتیم نمایشگاه. با عسل و الینا. رفتیم توی سالن کودکان و نوجوانان، چندتا غرفه رو دیدیم و چندتا کتاب براشون خریدیم و اومدیم.


هیچ انگیزه‌ای برای اینکه که برم توی بخش ناشران داخلی نداشتم. ترجیح می‌دم برای کتاب خریدن برم انقلاب و از در هر مغازه‌ای که خواستم برم تو، تا اینکه مجبور بشم اینجا این همه غرفه رو نگاه کنم تا بتونم لابه‌لاش یه چیزی پیدا کنم.


غرفه کانون پرورش رو خیلی دوست دارم، چون همه‌ی کتابهاش همون شکلیه که بود با همون قطع قبلی، با همون طرح روی جلد قبلی و ... یه کتابایی اونجا دیدم که دقیقا توی سه چهارسالگی من هم همون شکلی بودن.


نمی‌دونم چرا ولی کتاب "دا" رو توی سالن کودکان می‌فروختن و از اونجایی که قرار شده نشونه‌ها رو دنبال کنم و نشونه‌ها مدتهاست که به من می‌گن باید این کتاب رو بخونم، دیدن این کتاب وسط اون همه کتاب کودک یه نشونه‌ی قاطع بود برای خریدنش.



با وجود اینکه توی این بحران اقتصادی ده تومن بالاش پول دادم، حس رضایت دارم.


گفتم بحران مالی؟ آره دیگه، می‌گن شرکتمون ورشکست شده. و البته ورشکست شدن شرکت ما مسئله‌ی ساده‌ای نیست و نمیشه ساده از کنارش گذشت. چون معنی ورشکست شدن ما اینه که یکی از مهمترین وزارت‌خونه‌های این کشور پول نداره و وقتی یه وزارت‌خونه‌ی مهم پول نداره خوب یعنی دولت یک کمی دچار مشکل شده دیگه. نه؟



خلاصه از این ماه حقوق من رو نصف کردن و حقوق متین رو هم که هف-هش ماهه ندادن. ما هم داریم باروبندیلمون رو جمع می کنیم که از اونجا بیایم بیرون. ولی اینکه در آینده چی منتظرمونه خودمونم نمی‌دونیم.


به هرحال امیدواریم که سرنوشت تصمیمهای خوبی برامون داشته باشه...


نظرات (31)
دوشنبه 21 اردیبهشت 1388 ساعت 10:15
اوه اوه...چه خبره اونجا؟
خدا به خیر کنه ایشالله!
ببینم این همون کتابیه که خیلی فروش کرده و مامانم گفته بود براش بخرم؟
آخه خاطره های یه آدم ده تومن می ارزه؟
امتیاز: 0 0
دوشنبه 21 اردیبهشت 1388 ساعت 10:36
من سالهاست نرفتم نمایشگاه کتاب ولی امروز برای تفریح با یکی از دوستهام میخوایم بریم...

حتما تصمیمات خوبی داره...البته بعضی وقتها دلخواه نیستن!!
امتیاز: 0 0
دوشنبه 21 اردیبهشت 1388 ساعت 11:21
شاید جدا شدن از اون شرکت براتون بهتر باشه و موقعیتهای کاری بهتری در انتظارتون باشه...

دا رو یکی از دوستان ازش تعریف کرده بود. تو یکی از پستام از دوستام خواسته بودم کسی چیزی راجع بهش میدونه بگه که متاسفانه جوابی نگرفتم. به واسطه این پست و لینک مرتبط یه چیزایی دستگیرم شد... خواستم تشکر کنم.
شادزی
امتیاز: 0 0
دوشنبه 21 اردیبهشت 1388 ساعت 11:53
پس کلی تغییر و تحول تو راهه .
اینبار هر کدوم یه جا مشغول به کار بشین تا یهو هر دو بیکار نشید
امتیاز: 0 0
دوشنبه 21 اردیبهشت 1388 ساعت 12:15
به مصلحت خدا شک نکن مستانه جان...
عزیزم یه سوال... من رفتم کتابخونه مون رو نگاه کردم... خوب یه سری کتابها مربوط به اون دوره سنی بود که گفته بودی... می خواستم ازت بپرسم حتما باید کمک ها نقدی باشه یا اگه کتابهای تقریبا نو هم باشه مشکلی نیست؟
امتیاز: 0 0
دوشنبه 21 اردیبهشت 1388 ساعت 12:34
امیدوارم بهترینا براتون رقم بخوره
امتیاز: 0 0
دوشنبه 21 اردیبهشت 1388 ساعت 12:53
باشه خانومی... امشب آماده شون می کنم... به کجا؟
امتیاز: 0 0
دوشنبه 21 اردیبهشت 1388 ساعت 13:08
نصف کردن حقوق!!!! عجبا!


در مورد دا اصلاً حس خوبی ندارم. فکر می‌کنم کتابی نیست که جذبم کند. شما بخوان بگو ارزشش را دارد پ0 تومن پول ناقابل داد پایش؟
امتیاز: 0 0
دوشنبه 21 اردیبهشت 1388 ساعت 13:36
ممنون مستانه ی عزیز
امیدوارم مشکلاتت زود حل شه
امتیاز: 0 0
دوشنبه 21 اردیبهشت 1388 ساعت 13:39
امیدوارم یه جای بهتر...یه جای بهتر...
امتیاز: 0 0
دوشنبه 21 اردیبهشت 1388 ساعت 13:53
عزیزم میشه بم بگی کدوم سالن و غرفه کتاب رو می فروخت و واسه کدوم انتشارات؟
امتیاز: 0 0
دوشنبه 21 اردیبهشت 1388 ساعت 13:56
سلام مستانه جونم
خوبی؟
من پارسال انقده خوشگل و راحت کتاب پیدا کردم بعضیاشون و از تو سایت نمایشگاه و بعضیای دیگه شون و هم از اطلاع رسانی داخل نمایشگاه پیدا کردم ولی امسال نتونستم... سایت نمایشگاه که آدرس غلط میداد تو خود نمایشگاه هم انقدر این مراکز اطلاع رسانی شلوغ بود که عطاش و به لقاش فروختم
متاسفانه وضع اقتصادی دولت خیلی خرابه و ظاهرا قراره از این بدترم بشه... خدا فقط خودش بهمون رحم کنه...
امیدوارم هرچی به خیر و صالحتونه همون بشه مستانه جانم
امتیاز: 0 0
دوشنبه 21 اردیبهشت 1388 ساعت 15:21
خیلی دلم میخواست واسه اون کوچولو ها کمک کنم مستانه ... نتونستم .
خیلی دلم میخواست این کتاب دا رو بگیرم به قوا تهمینه میلانی یه نفس بخونم ... نمیتونم ...
امتیاز: 0 0
دوشنبه 21 اردیبهشت 1388 ساعت 20:22
اره خیلی تنفر انگیزه ... اینهمه پاتو خسته کنی ...

تا شاید از اون همه غرفه ... !!

شوما دیگه پیش ما نمیاییییییییی ؟

چرا ؟
امتیاز: 0 0
دوشنبه 21 اردیبهشت 1388 ساعت 20:36
منم دلم نمایشگاه رفتن می خواد!
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 22 اردیبهشت 1388 ساعت 03:07
من که امسال به دلیل مشکل مالی اصلا‌ اسم نمایشگاه رو هم نبردم آخه من عششششقق کتابمممم
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 22 اردیبهشت 1388 ساعت 08:32
سلام مستانه جان
راستش من جمعه می رسم تهران و اگه نمایشگاه باز باشه می خواستم که یه سر برم ارزش داره یا همون انقلاب بهتره؟
راستی این کتاب دا چطوره؟ اصولا کتابای دفاع مقدسی رو دوست ندارم اما از این یکی خیلی تعریف می کنن! اگه امروز و فردا بتونی بیای بهم بگی که این کتابه چطوره ممنون میشم! چون قصد دارم اگه خوب باشه بخرمش!
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 22 اردیبهشت 1388 ساعت 08:43
راستی این فیس بو ک رو چطور میشه عضو شد؟ دعوت نامه می خواد؟
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 22 اردیبهشت 1388 ساعت 10:17
سلام مستانه جون
ای بابا ما شنیده بودیم همه پولا واسه همون وزارتخونه است.

پس ما چی بگیم
این کتاب دا رو یکی بهم هدیه داد

با انقلاب و کریمخان رفتن به جای نمایشگاه و خستگیش بسیاااااااااار موافقم
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 22 اردیبهشت 1388 ساعت 10:27
سلام مستانه

چرا قاب عکسو برداشتی؟؟
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 22 اردیبهشت 1388 ساعت 11:45
توکلت به خدا باشه
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 22 اردیبهشت 1388 ساعت 12:28
مستانه جونی!ایمیلتو بده برات خصوصی باید بفرستم!
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 22 اردیبهشت 1388 ساعت 12:42
تاییدیه ؟
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 22 اردیبهشت 1388 ساعت 12:51
کامنتهات رو چک کن عزیزم
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 22 اردیبهشت 1388 ساعت 16:57
خانومی برات میل زدم . از صبح یاهوم قاطی کرده بود اگر نرسید بگو با جیمیل بفرستم
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 22 اردیبهشت 1388 ساعت 19:59
مستانه جونم ما هم بدبخت شدیم... اضافه کار 130 ساعتیمونو کردن 40 ساعت!!! یعنی یه 200 تومنی از حقوقمون کم شده... میگن سال اصلاح الگوی مصرفه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
زورشون به ما کارمندا رسیده فقط... بدجوری دارن اصلاحمون میکنن
منم دلم میخواد دا رو بخونم... فقط دا ده تومن بود یا کل کتابا ده تومن شد؟؟
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 22 اردیبهشت 1388 ساعت 21:19
نکنه احتمالا با وزارت برق نسبتی دارین
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 22 اردیبهشت 1388 ساعت 21:21
منظور وزارت نیرو بود
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 24 اردیبهشت 1388 ساعت 09:59
از وضعیت اقتصادی هیچی نگو که اشک من یکی در میاد..
امتیاز: 0 0
شنبه 26 اردیبهشت 1388 ساعت 18:30
وااای چه جای مهمی کار می کنین شما ولی چه فایده با این وضع حقوقاشون
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 31 اردیبهشت 1388 ساعت 18:49
منم امیدوارم
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد

پشتیبانی