X
تبلیغات
رایتل
دوشنبه 5 مرداد 1388 13:06
لمس یک رویا


چند شب پیش وسط یه خواب پر ماجرا رفتم در ایوونمون رو باز کردم و دیدم پنج سانت برف توی ایوون نشسته. حالا توی خواب می‌دونستم الان تابستونه و هوا اونقدر گرمه که امکان نداره این برف واقعی باشه. ولی خیلی هیجان زده شده بودم و خیلی ذوق‌زده دستم رو کردم لای برفا! یخ یخ بود! ‌یعنی قشنگ توی خواب سرماش رو حس می‌کردم و از بس هیجان زده شده بودم از خواب پریدم.



شاید خیلی عجیب نباشه که آدم توی خواب از حسهای پنج گانه‌اش استفاده کنه. یعنی دیدن و شنیدن که توی خواب کاملا طبیعیه. ولی من تا حالا تجربه استفاده از حس لامسه رو توی خواب نداشتم و برای همین خیلی برام عجیب و هیجان انگیز بود!


نظرات (15)
دوشنبه 5 مرداد 1388 ساعت 13:20
سلام مستانه جون .
خوبی
عزیزم شاید تا حالا هیچ دعوتی با کامنت نشده ولی خوب من اولینم.
مستانه جون انشاالله ۱۶ جشن حنابندونه و ۱۸ هم جشن عروسی .چون فعلا کارتها رو سفارش ندادیم تصمیم هم داشتیم بعد گرفتن کارتها بیاییم تهران و کارتها رو پخش کنیم ولی خوب به دلیل زیادددددی کار نشد.انشالله منتظر مستانه جون و آقا متین هستیم.باعث افتخار منه که تو مجلسم باشی

امتیاز: 0 0
دوشنبه 5 مرداد 1388 ساعت 13:21
ای وای تاییدی نبود...
به هر حال
امتیاز: 0 0
دوشنبه 5 مرداد 1388 ساعت 14:25
ارتباط این عکس با خوابت خیلی زیاد است. حس نوشته را افزایش می دهد. من عاشق خوابهایی هستم که حس لامسه درشان نقش دارد.
امتیاز: 0 0
دوشنبه 5 مرداد 1388 ساعت 15:23
چه حس جالبی... وقتی تعریف می‌کردی مجسم کردم قشنگ.
امتیاز: 0 0
دوشنبه 5 مرداد 1388 ساعت 15:42
خوش به حالت خابهای خنک میبینی
هوا که خیلی گرمه
امتیاز: 0 0
دوشنبه 5 مرداد 1388 ساعت 16:10
این روحت بوده که در غیابت خودش رو به یه جای خنک رسونده بوده.
امتیاز: 0 0
دوشنبه 5 مرداد 1388 ساعت 19:14
اااااااااااااااااااااااااهههههه... خوش به حالت... من دیشب از گرما خوابم نبرد.... مردم مرفه بی درد چه خوابایی می بینن
عنوز اینترنت اداره قطعه
امتیاز: 0 0
دوشنبه 5 مرداد 1388 ساعت 19:14
خاک عالم.... اون بالاییه من بودم
امتیاز: 0 0
دوشنبه 5 مرداد 1388 ساعت 23:51
سلاممممممممم:)
خوش به حالت.. من که تو خوابم از گرما خفه میشم!!
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 6 مرداد 1388 ساعت 00:52
تو ۲- ۳ تا وبلاگ دیگه ام که رفتم در مورد خواباشون نوشته بودن. جالب بود برام.
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 6 مرداد 1388 ساعت 10:13
چه جالب!
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 6 مرداد 1388 ساعت 11:49
خانمی من تو خواب دیدم که اسم اون دوست وبلاگی نیلوفره ! البته میدونستم تو دنیای مجازی اسمش چیزه دیگس!
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 6 مرداد 1388 ساعت 11:50
این حس رو تجربه کردم
گاهی عمق درد بوده و گاهی عمق شادی
ولی سرما رو نه
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 6 مرداد 1388 ساعت 17:18
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 6 مرداد 1388 ساعت 21:28
من شنیدم برف خوشبختی و برکته!امیدوارم زندگیت پر از این ۲ باشه.پست قبلیت رو هم خوندم چقدر روز قشنگی داشتی!
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد

پشتیبانی