X
تبلیغات
رایتل
شنبه 31 مرداد 1388 09:29
شورمست


از تهران تا شورمست فقط سه ساعت راهه. البته اگه صبح زود باشه و جاده خلوت باشه.


اتوبان بابایی، بومهن، رودهن، دماوند و بعد هم فیروزکوه. از تهران تا فیروزکوه 115 کیلومتر راهه و جاده تقریباً خشک و بی آب و علفه. اما هوا خنکه و تو روزای گرم تابستون همین هم غنیمته.


نزدیکیهای فیروزکوه که می‌رسی از دور کوه‌های مه گرفته‌ای رو می‌بینی که منظره‌ی قشنگ و بی‌نظیری دارن و همش تو دلت خدا خدا می‌کنی که جاده مستقیم بره وسط این کوه‌ها!



و خدا انگار که صدای دلت رو می‌شنوه. بعد از فیروزکوه وارد این جاده‌ی مه گرفته می‌شی. یه جاده‌ی سبز و خنک و دوست داشتنی.



ظاهرا به گردنه‌ی گدوک معروفه!




از فیروزکوه تا پل‌سفید حدود 70 کیلومتر راهه ولی چون سبز و خوش آب و هواست زیاد طولانی به نظر نمی‌رسه. به پل‌سفید که رسیدی از چند نفر بپرس تا مسیر دریاچه ی شورمست رو بهت نشون بدن.


یه جاده ی خاکی حدود 4 کیلومتر با کلی منظره‌ی قشنگ.


 

شورمست دریاچه‌ی قشنگیه! شاید نه به اون قشنگی که توی عکسهاش دیده می شه ولی ارزش یه بار رفتن رو داره.



امکان قایق سواری روی دریاچه هم وجود داره.



دور و بر دریاچه چندتا آلاچیق هست و می‌شه چندساعتی رو همون جا اتراق کرد. اما اگه دنبال جای بهتری می‌گردین پیشنهاد می‌کنم برگردین پل سفید و جاده رو تا زیرآب ادامه بدین و اونجا از مردم سراغ پارک جنگلی رو بگیرین. 



پارک جنگلی یه جنگله که به اندازه‌ی جنگلهای شمال دوست داشتنیه. یه قهوه‌خونه کوچیک هم داره.



یه چیزی که توی راه برگشت خیلی توجه رو جلب می‌کنه خط راه‌آهنیه که از این منطقه رد می‌شه و ظاهرا از تهران تا ساری و گرگان می‌ره. فکر کنم نشستن توی قطاری که از لابه لای جنگل رد می‌شه خیلی رویایی باشه...



نظرات (25)
جمعه 30 مرداد 1388 ساعت 14:19
اول
امتیاز: 0 0
جمعه 30 مرداد 1388 ساعت 18:22
دوغ ِ گدوک خوردی دوست جان؟ معرکه است....


خوش باشی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
نه متاسفانه. پس باید دوباره بریم...
جمعه 30 مرداد 1388 ساعت 18:25
عکس هات خیلی بیشتر از نوشته ات ذوق و شادابی داشت مستانه .... چرا ؟!!!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
وا؟ چرا؟
جمعه 30 مرداد 1388 ساعت 19:05
مستانه جون جتگل ابر شاهرود هم خیلی زیباست!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مرسی از پیشنهادت. کدوم فصلش بهتره؟ منظورم اینه که پاییزشم خوبه؟
جمعه 30 مرداد 1388 ساعت 23:33
من عاشق این پستایی هستم که از طبیعت و جاهای سرسبز مینویسی...
الان اینقدر دلم خواست میتونستم برم اینجایی که نوشتی.....
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آخی. بیام ببرمت؟
شنبه 31 مرداد 1388 ساعت 00:35
بسیار عالی....
امتیاز: 0 0
پاسخ:
قابلی نداشت
شنبه 31 مرداد 1388 ساعت 00:42
چه خوب که این جور جاهای زیبا را خوب بلدی. چه عکسای قشنگی گرفتی واجب شد یه بار حتما برم.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خوب اینجا می نویسم که شما هم بلد بشین :)
شنبه 31 مرداد 1388 ساعت 01:27
به به مستانه خانم مارکوپولو بازم با عکسهای زیبا و نمک تعریفهاش....
هروقت در مورد جایی مینویسی هوس میکنم همون موقع راهی بشم و ببینم چه جور جاییه!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
وای یلدش به خیر! انقدر از مارکوپولو بدم میومد...
شنبه 31 مرداد 1388 ساعت 09:20
تو همش برو اینور اون ور دل ما رو حسابی اب کن باشه؟ با این عکسای خوشگلت...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
چشم. همین کار رو می کنم ;)
شنبه 31 مرداد 1388 ساعت 10:03
به محض اینکه رادین یه کم بزرگتر بشه حتما اینجا رو هم امتحان میکنیم . چون تو بیخودی از جایی تعریف نمیکنی .
این عکسا رو خودت میندازی ؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خودم می اندازم.
شنبه 31 مرداد 1388 ساعت 10:10
چقدر قشنگهههههههههه مرسی که با جزئیات و عکس میذاری
امتیاز: 0 0
شنبه 31 مرداد 1388 ساعت 11:48
مستانه جون پاییز جنگل ابر شاهرود رو اینجا ببین
http://www.abartour.com/index.php?option=com_content&task=view&id=78&Itemid=53
امتیاز: 0 0
پاسخ:
وای چقدر خوشگله!
شنبه 31 مرداد 1388 ساعت 11:52
چقدر جالب انگیز بود .
خنکی جنگلو حس کردم ( زیر باد کولر )
سعی میکنم برم ببینم .
راستی گردنه های حیران رو رفتی ؟
بسی جای توپی است .
پیشنهاد میکنم یه سر اون طرفها هم برید .البته تابستون .
امتیاز: 0 0
شنبه 31 مرداد 1388 ساعت 12:37
من بودم فقط استرس می کشیدم به جای لذت از اینهمه زیبایی....خیلی بده!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
نکن این کار رو با خودت
شنبه 31 مرداد 1388 ساعت 13:51
مستانه جون این مسیر تا گرگان فوق العاده دیدنیه.
مخصوصا طرفای بهشهر تا گرگانش.
البته قطارش اصلا خوب نیست مسیرش خیلی دیدنیه ولی چون شب میره هیی نمی بینی.
تازه دوغ ای گدوک هم معرکه است
امتیاز: 0 0
شنبه 31 مرداد 1388 ساعت 14:52
سلام
عکسها خیلی عالین... و یه سئوال چطور عکسها رو میذاریند ؟ من خواستم بذارم مثل آدرس لینک میان میشه راهنمائم کنید؟ ممنون
امتیاز: 0 0
شنبه 31 مرداد 1388 ساعت 16:01
قشنگه لینک تورو گذاشتم تووبلاگ اگه خواستی توهم بکن
امتیاز: 0 0
شنبه 31 مرداد 1388 ساعت 17:14
من خلیل جلیل زاده هستم .خالق هشتادداستان کوتاه .یک مجموعه شعر.سه ترجمه .نمایشنامه هایی نگاشته ام وچندطرح وسناریونیز. من خلیل جلیل زاده هستم ازسال 1369بی وقفه به امید نویسنده ی حرفه ای شدن نوشته ام .بلکه چهاردیواری اندیشه ام باشد وبنویسم . فعلا هستم .می نویسم .ازفروش مجموعه شعرم متضرروازچاپ مجموعه داستانهایم درهراس .مانده ام دراین تعلیق .معتقدم ادبیات میدان هماوردزایی نیست . هرکس به سرشت وجنم لغزان خود می نویسد .پس کسی راباکسی کاری نیست . این است که کمتر محفلی آفتابی می شوم .بااینهمه ی همیانم تابگویید پراست .الاخره به این دنیای مجازی نیز می آیم گاهی ودلتنگیهایم راوشعرهایم راوداستانهایم رامی گذارم به یادگار.با نرماده بروزم .منتظرحضورتان.آماده ام تاتبادل لینک هم داشته باشیم .
Shoolan.blogfa.comمدادومدار
خلیل جلیل زاده

امتیاز: 0 0
شنبه 31 مرداد 1388 ساعت 17:49
سلام مستانه جون
چرا تو بسته گردشگری فقط ۳ تا پست هست؟
پس بقیه رو چرا نذاشتی؟یا اگه گذاشتی چه جوری باید ببینیم آیا؟!!
امتیاز: 0 0
شنبه 31 مرداد 1388 ساعت 18:15
خیلییییییییییییییی خوشگله واقعا ایران خودمون چه جاهای بکر و قشنگی داره
امتیاز: 0 0
شنبه 31 مرداد 1388 ساعت 18:53
سلامممممممم:)
شما دوتا متخصص پیدا کردن جاهای خوشگلین ها!
امتیاز: 0 0
یکشنبه 1 شهریور 1388 ساعت 10:19
ممنون جاهای خوب خوب معرفی میکنی کلا تا اونجا چندساعت راهه(من ریاضیم ضعیف بید)بعدشم شلوغه یا نه اخه یه بار یکی به ما اوان رو ادرس داد رفتیم اینقدر شلوغ بود که جا نبود بشینیم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اولش که نوشتم. سه ساعت راهه! ولی آخر هفته ها معمولا جاده شلوغه و ترافیک می شه و بیشتر طول می کشه.

راستش نمی دونم آخر هفته هاش چه جوریه چون ما دوشنبه رفتیم. ولی فکر نمی کنم زیاد شلوغ بشه!
یکشنبه 1 شهریور 1388 ساعت 11:09
شاهرود هم نزدیکه حتما برو.
امتیاز: 0 0
یکشنبه 1 شهریور 1388 ساعت 22:49
آخه چرا من به تو حسودیم می شه همه اش؟
ما هفته ی پیش از شنبه تا جمعه برنامه ریزی کردیم بریم قلعه الموت. بگو خب.
بعد پنجشنبه شب که شد همه گفتند(خانواده) نه دوره، گرمه، بریم دشت هویج. بگو خب.
آخر شب همه گفتند اصلا ولش کنید، بریم خونه ی مادر بزرگ
تو هی می ری با متین می گردی.
خوش به حالت.
من هم باید یک شبه متین پیدا کنم
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 15 مهر 1388 ساعت 10:45
قطار ه که گفتی میره ساری و اینا، خوب، ما عید باهش رفتیم. اینجوری هم نیست که فقط شبا بره ما 9 صبح رفتیم. خیلی خیلی راه قشنگی بود. فقط قطار ما کوپه ای نبود و از این اتوبوسیا بود که درجش پایینتره. جلومونم یه خانواده شلوغ با بچه هاشون بودن که نابود کردن اعصاب ما رو ولی بامزه بودن. ولی من به کوپه ای ترجیحش میدم.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مرسی از اطلاعاتت. ایشاللا خدا قسمت ما هم بکنه :دی
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد

پشتیبانی