X
تبلیغات
رایتل
یکشنبه 26 مهر 1388 21:19
یه حس گیج و سمج، همیشه همدممه...


* یه پسوردی گذاشتم روی گوگل‌ریدر و بادبادک هر کدوم دقیقا 100حرفی. پسوردم رو هم فقط به لب‌تاپم دادم حفظ کنه. تا این دل هرزه نتونه هر وقت هوس کرد بره سراغشون. حقته! حالا صبر کن تا ببینی چه جوری آدمت که نه دلت می‌کنم.


* چند روز پیش تصمیم گرفتم برای اینکه دخل و خرجمون با هم بخونه، از این به بعد اس‌ام‌اس‌هام رو فارسی بنویسم. شروع کردم به بسترسازی و یه هفته طول کشید تا همه‌ی لیست دوستهام رو فارسی کردم. بعد امروز که اومدم اس‌ام‌اس فارسی بنویسم هرچی گشتم "پ" و "چ" و "ژ" و "گ" رو پبدا نکردم.


* دیروز خاله راضیه زنگ زده می‌گه یه مسئله ریاضی می‌خونم اگه تونستی خودت حل کن. اگه نتونستی بده متین حل کنه. مداد و کاغذ که آوردم می‌گه بنویس: "انتگرالِ..." بعد من هرچی فک کردم انتگرال دیگه چه جور موجودیه و چه شکلی می‌نویسنش یادم نیومد. خلاصه گفتم خاله جون صدات قطع و وصل شد، دوباره بخون و هرچی خوند رو به فارسی نوشتم: "انتگرال دی آ به آ از آ صفر به آ" و دادم دست متین. خوب راستش قیافه متین بعد دیدن صورت مسئله دیدنی بود! 


* خوب حالا که این همه نکته بی‌مزه براتون تعریف کردم بذارین یه چیزیم بگم بخندین. اولین باری که توی یه وبلاگی دیدم نوشته "خاله پری اومده" فکر کردم واقعا خاله‌اش اومده. بعد همون روز توی یه وبلاگ دیگه هم دیدم از اومدن خاله پری نوشته فکر کردم خاله پری یه وبلاگ‌نویس معروفه که بعد مدتها به وبلاگستان برگشته و همه کلی خوشحالن. اعتراف می‌کنم که اون روز کلی هم دنبال آدرس وبلاگش گشتم.


* این نوشته یکی از بی‌هدفترین و بی‌مزه‌ترین و بی‌خودترین نوشته‌های این وبلاگ بود! خدا من رو ببخشه.


نظرات (30)
یکشنبه 26 مهر 1388 ساعت 21:55
گاهی گزیده نوشتن هم قشنگه :)
امتیاز: 0 0
یکشنبه 26 مهر 1388 ساعت 22:10
خدا دلتو شاد کنه که کلی شادم کردی و خندوندیم
امتیاز: 0 0
یکشنبه 26 مهر 1388 ساعت 23:10
مستانه گلم..یار همیشگی و دوست مهربونم بالاخره یه روزنه امید یه در از لطف خدا به رومون باز شد..نمیتونستم تو رو از شادی دلم با خبر نکنم
امتیاز: 0 0
یکشنبه 26 مهر 1388 ساعت 23:18
سلام دوست جان

آخ گفتی این پسورد رو ... مدینه گفتی و کردی کبابم

به دوست جان جونم سپردم بره پسورد گوگلم رو عوض کنه و هر ده روز یه بار بهم بدتش تا اینقدر مثلِ چی سرم توی این ریدر نباشه. بعد درست همین امشب هم گفتم و بعدش هم که اومدم دیدم شما هم بعله!

قضیه ی انتگرال و پیامک فارسی (که من هم اتفاقا همین مشکل رو دارم) هم بسیار جالب بود


کلاً پُست با حالی بود، کوتاه و رسا...من که خوشم اومد
امتیاز: 0 0
یکشنبه 26 مهر 1388 ساعت 23:40
اونقدر تندی از سر ذوق برای پستت نوشتم که یادم رفت اسمم رو هم بنویسم دوست جان
امتیاز: 0 0
یکشنبه 26 مهر 1388 ساعت 23:41
خوبه گاهی وقتا هم اینطوری می نویسی.
امتیاز: 0 0
دوشنبه 27 مهر 1388 ساعت 00:04
اتفاقا خیلی هم بامزه بود . وای چقدر خندیدم از اینکه دنبال خاله پری گشتی
امتیاز: 0 0
دوشنبه 27 مهر 1388 ساعت 00:57

ببین خانم محترم من خییییییییلی عصبیم برو به شوهرت بگو بیاد می خوام باهاش دهان به دهان بشم اصلا شما به چه حقی پای خاله ی منو
می کشی وسط ؟
اصلا کدوم از خدا بی خبری گفته خالم معروفه ؟
که حالا شما را بیفتی دنبال آدرسش تو اینترنت ها؟
امتیاز: 0 0
دوشنبه 27 مهر 1388 ساعت 08:24
منم دقیقا راجع به خاله پری همین فکر رو میکردم فکر میکردم خاله شه حتما.بعد با خودم فکر میکردم چرا انقدر ناراحت می شه از نیومدنش.
امتیاز: 0 0
دوشنبه 27 مهر 1388 ساعت 08:27
واااااااااااای از دست تو...واقعا خاله پری رو نمیشناختی؟! اصلنم بی هدف نبود من کلی کیف کردم!
امتیاز: 0 0
دوشنبه 27 مهر 1388 ساعت 08:48
مهم اینه که زندگی جاریست....
امتیاز: 0 0
پاسخ:
تینا زندگی سرد باهات کار داره. برو توی پست قبل کامنتش رو بخون.
دوشنبه 27 مهر 1388 ساعت 09:07
مثل من
منم اولا فکر میکردم خاله پری واقعا خالشه بعد میگفتم پس چرا همه میشناسنش من نمیشناسم
راستی مستانه منم مثل تو شده حافظم چیکا رکنیم به نظرت؟
امتیاز: 0 0
دوشنبه 27 مهر 1388 ساعت 09:44
یک نمونه از اس ام اس مستانه به متین:
سلام عزیزم. جطوری؟ سر راهت که داری میای یکم کوشت می خری؟ قربون دستت زله هم یادت نره!‌تولد مامان هم هست یه دسته کل هم بخر! راستی بفک هم می خوام!
مجکرم!
:دی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
:)))))))))))
چه خوب شناختی منو!
دوشنبه 27 مهر 1388 ساعت 10:01
از دست تو دختر کلی به اخریه خندیدم.راستی چطوری پستو میدی کامپیوترت حفظ کنه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
هیچی توی یه فایل ورد ذخیره اش می کنم!
دوشنبه 27 مهر 1388 ساعت 10:32
اتفاقاً این پستت خیلی به درد من خورد.
* در مورد گوشیت اگه مشکل پ ژ گ چ رو حل کردی به منم بگو
*از انتگرال و مشتق نگو که دل منم خونه نمی دونم اینا چی بوده من که یک روز عاشق اینها بودم الآن هیچی ازشون یادم نیست.

* خاطره خاله پری هم خیلی جالب بود
امتیاز: 0 0
دوشنبه 27 مهر 1388 ساعت 10:33
اولاً که شاهکاری! خاله‌ت چه دل خجسته‌ای داشته که گفته اگه تونستی خودت حل کن!! دی آ به آ!!!!!
گوشی‌ت چیه که این حروف رو نداشت؟ بعدم برای اس ام اس فارسی نوشتن اصلاً لزومی نداره لیست دوستات رو فارسی کنی ها!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
انقدر هم خنگ نیستم! لابد لزوم داشته که کردم دیگه. آخه اگه بخوام موقعی که فونت گوشیم فارسیه یه اسمی رو پیدا کنم که انگلیسیه باید از اول تا آخر لیستم رو بگردم و نمی تونم با زدن حرف اولش پیداش کنم!
دوشنبه 27 مهر 1388 ساعت 11:15
سلامی دوباره من اشتباهی نظر رو واسه پست قبلی گذاشتم
امتیاز: 0 0
دوشنبه 27 مهر 1388 ساعت 11:47
حالا تو چرا کیفور شدی از پستم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
همین طوری!
دوشنبه 27 مهر 1388 ساعت 11:49
اتفاقن اون انتگراله کلی من رو خندوند
امتیاز: 0 0
دوشنبه 27 مهر 1388 ساعت 12:29
اتفاقا این پستت یه جور دیگه ای به من چسبید!

بهش بگو میشه ال ان آ از ۰ به آ! اما ال ان صفر تعریف نشده که!
امتیاز: 0 0
دوشنبه 27 مهر 1388 ساعت 14:47
امتیاز: 0 0
دوشنبه 27 مهر 1388 ساعت 14:58
اتفاقا دو قسمت خاله پری و انتگرالش خیلی جالبناک بود
امتیاز: 0 0
دوشنبه 27 مهر 1388 ساعت 15:21
حالا خاله پری کی بودش ؟؟؟؟؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
:دی. پس تو هم هنوز نمی شناسیش...
دوشنبه 27 مهر 1388 ساعت 16:00

خاله پری!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! خلی بامزه بود!!!
پسورد ۱۰۰ حرفی!!!!!!!!!!!!!! چرا اونوقت؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
چون کمتر از 100 حرف باشه حفظش می کنم!
دوشنبه 27 مهر 1388 ساعت 17:08
دوساعت و نیمه به این قضیه خاله پری دارم میخندم خدا خیرت بده حالم عوض شد
امتیاز: 0 0
دوشنبه 27 مهر 1388 ساعت 21:22
سلاممممممممم:)
اونوقت اگه خدای نکرده.. روم به دیوار.. گلاب به روتون.. زبونم لال.. یه اتفاقی واسه لپ تاپت بیفته دقیقن می خوای چیکار کنی بعدش با اون پسورد 100 حرفیت؟!!؟
بعد من نیم ساعت به اون خاله پری خندیدم ها :))
امتیاز: 0 0
پاسخ:
فکر اینجاشم کردم. یه نسخه اش رو دادم متین یه جای امن نگه داره
دوشنبه 27 مهر 1388 ساعت 21:27
مگه من برات دعوت نامه فرستادم که خودت دوستات که معلوم نیست از کدوم غماش هستید داد و بیداد میکنید که میخوایم لینکشو برداریم و خوشمون نیمد از مطلبش.
به درک که خوشتون نمیاد.
مگه من تو وبلگم مینویسم که تو یا دوستت خوشش بیاد.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
والا نه من جایی اسمی از شما برده بودم نه اون دوستم. پس داد و بیدادی در کار نبوده. یه روزی دلم خواست نوشته هاتون رو بخونم و امروزم دلم نمی خواد.
همین!
چهارشنبه 29 مهر 1388 ساعت 10:11
بی نظیر بود به خدا این پست... من که لیسانسم ریاضی محض بوده هم واقعا نمی تونم انتگرال بنویسم دیگه وقتی نوشته تو خوندم فهمیدما
... این خاله پری هم آخرش بود
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 29 مهر 1388 ساعت 17:32
مستانه جان میشه لطفا جریان خاله پری و بگی؟ من همچنان نفهمیدم منظور چیه؟
امتیاز: 0 0
شنبه 2 آبان 1388 ساعت 03:15
منو که خندوندی:))
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد

پشتیبانی