X
تبلیغات
رایتل
دوشنبه 23 آذر 1388 09:43
دنیای وبلاگ


دلم نمی‌خواد امروز چیزی بنویسم. یعنی راستش غمی که توی دل ساره است نمی‌ذاره چیزی بنویسم...


ساره رو خیلی دوستش دارم. خیلی خیلی دوست داشتنیه.


یعنی همه‌تون رو خیلی دوست دارم. راستش رو بخواین از اینکه این وبلاگ رو ساختم واقعا خوشحالم و از اینکه اون دوتا قرار وبلاگی رو گذاشتم خیلی بیشتر خوشحالم. چون از نزدیک دیدنتون دوست‌داشتنم رو صدبرابر کرد.



دوستایی که حضورشون رو اینجا حس می‌کنم. حتی اگه هیچ نشونه‌ای از خودشون به جا نذارن. همین که هستن برام کافیه.

دوستایی که کامنتهای خصوصی پر محبتشون کلی دلم رو شاد می‌کنه.

و دوستای خیلی مهربونی که با کامنتاشون لطفشون رو بهم ثابت کردن و می‌کنن.

حالا دیگه اسم نمی‌برم که ریا نشه.



و یه چیزی که واقعا خدا رو به خاطرش شکر می کنم اینه که توی هیچ کدوم از کامنتها احساس نمی‌کنم با نوشته‌هام کسی رو رنجونده باشم و دشمنی ایجاد کرده باشم. احساس نمی‌کنم کسی دلش از دستم گرفته یا به هر دلیلی ازم ناراحته و خدا کنه واقعا این طوری باشه و اگر هم یه وقتی یه چیزی ناراحتتون کرده من رو با خوبی خودتون ببخشید.


خیلی دوستتون دارم



نظرات (30)
دوشنبه 23 آذر 1388 ساعت 09:48
گبول نیست! من رنجیده شدم..
امتیاز: 0 0
پاسخ:
از چی رنجیده شدی؟ از اینکه دعوتت نکردم خونه مون؟
دوشنبه 23 آذر 1388 ساعت 10:04
من اهل تعارف نیستم ولی جدا تو یکی از آدمایی هستی که خودتو تو دل همه جا میکنی عزیزم .
امتیاز: 0 0
پاسخ:
:) ممنون

البته تو دنیای بیرون زیادم اینطوری نیست...
دوشنبه 23 آذر 1388 ساعت 10:09
والا از اولشم شما فقط تعارف کردی! من بودم که هر هفته پیگیری کردم و هنوز به جایی نرسیدم! می ترسم یا عمرم قد نده بیام خونتون یا انقد "وقتش" کم باشه که بهم خوش نگذره!!




اینا یعنی من "خیلی" حالم خوبه! ضایع ست؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
نه. ایشالا حالت همیشه خوب باشه
دوشنبه 23 آذر 1388 ساعت 10:21
درد پایان ناپذیر دلتنگی برای عزیزانی که دیگه نمی شه دیدشون.... شوق غیر قابل وصف داشتن دوستی به پاکی و مهربونی تو.... و زندگی همچنان جاریست... نه؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
:*
شرمنده می کنی.
دوشنبه 23 آذر 1388 ساعت 10:31
عزیزمی مستانه... خیلی بیشتر از اونی که بدونی..
دوستم من صبرم زیاده... تحمل می کنم. تو رو خدا تو غصه ی منو نخور.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
:*
دوشنبه 23 آذر 1388 ساعت 10:43
ماهم خیلی دوست داریم..
امتیاز: 0 0
پاسخ:
:) ممنون عزیزم
دوشنبه 23 آذر 1388 ساعت 10:49
ما بیشتر
امتیاز: 0 0
پاسخ:
قربون شما
دوشنبه 23 آذر 1388 ساعت 11:32
ولی من فکر می‌کنم یه بار ناخواسته تو رو رنجوندم. سر اون پست‌های خصوصی‌ت... نمی‌دونم، شایدم احساسم الکی‌یه....
امتیاز: 0 0
پاسخ:
نه نرنجیدم. فقط فکر کردم تو درست نمی گی. یا حداقل من نمی تونم مث تو عمل کنم.
دوشنبه 23 آذر 1388 ساعت 11:50
میخوای بری؟؟؟
این چند روز چند تایی از بلاگستانی ها رفتن
که دیگه هر بلاگی باز میکنم
فکر میکنم نکنه اینم میخواد بره ...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
نه نمی خوام جایی برم
دوشنبه 23 آذر 1388 ساعت 13:04
منم وبلاگمو دوست دارم و نسبت به دوستایی که اینجا دارم دقیقا حسی مثل تو دارم.
همیشه شاد باشی مستانه جون
امتیاز: 0 0
دوشنبه 23 آذر 1388 ساعت 13:28
چند وقتی میشد نتوسنتم بیام پیشت خوشحالم خوبی انشاا.. مشکلاته همه حل بشه
خدا پدرومادر کسی رو که وبلاگ رو افرید بیامرزه
امتیاز: 0 0
دوشنبه 23 آذر 1388 ساعت 13:52
می تو ... چون دل به دل راه داره
امتیاز: 0 0
دوشنبه 23 آذر 1388 ساعت 13:59
مستانه دوستت داریم... همیشه بنویس و بمون باهامون...
امتیاز: 0 0
دوشنبه 23 آذر 1388 ساعت 14:44
منم خیلی دوستت دارم
حتی اگه خیلی وقتا خاموشم
اما همیشه هستم
امتیاز: 0 0
دوشنبه 23 آذر 1388 ساعت 14:49
راسته راستش رو می گم
واقعا با نوشته هات من یکی نرنجیدم ولی از سر زدنهای بی کامنتت گاهی ناراحت می شدم البته ناراحت واژه واقعا مناسبی نیست بهتر بگم از سر زدنهای با کامنتت خوشحال می شدم
به هر حال ظهور خود واقعیت برام قابل لمس بود و دوست داشتنی
امتیاز: 0 0
دوشنبه 23 آذر 1388 ساعت 15:04
از بس خانومی خصوصا از وقتی آن مرموز نوشته‌هایت را خواندم در دل تحسینت کردم مستانه. خیلی ماهی

اینجا آیکون بوس و بغل نداره چرا و به چه علت؟ً!!
امتیاز: 0 0
دوشنبه 23 آذر 1388 ساعت 15:37
خیلی این متن عشقولانه بود دلم غنج زد.
امتیاز: 0 0
دوشنبه 23 آذر 1388 ساعت 20:59
مستانه جون منم خیلی دوست دام
امتیاز: 0 0
دوشنبه 23 آذر 1388 ساعت 21:33
هممون دوستت داریم مستانه جون همشهریه گلم. از بابت ساره واقعا ناراحت شدم
امتیاز: 0 0
دوشنبه 23 آذر 1388 ساعت 21:41
منم احساس تعلق خاطر شدیدی نسبت به این دنیا و آدماش دارم . دوسشون میدارم . دوست میدارم
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 24 آذر 1388 ساعت 00:22
وبلاگتونو زیر و رو کردم اما اونی که میخواستم پیدا نکردم .
شما برای تولد اقا متین چی گرفته بودین امسال؟
میشه یا اسمشو بگین یا روز تولد و برم تو وبلاگ ÷یدا کنم؟
یادم نمیاد هرچی فک میکنم اسمش چی بود .
گیتی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اینو منظورته:
http://baadbaadak.com/1388/04/13/post-377/

البته من واسه تولد متین اینو نخریده بودم چون تموم شده بود.
سه‌شنبه 24 آذر 1388 ساعت 09:45
دختر خیلی نازی
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 24 آذر 1388 ساعت 09:56
ساره واسه هممون عزیزه.
این از خوبیت هست خانومی.
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 24 آذر 1388 ساعت 10:23
سلام مستانه جون من تازه اومدم اینجا اما نوشته هات و حس همدردیت به من نشون داد می تونیم دوستای خوبی باشیم.. من لینکت کردم.. بوس
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 24 آذر 1388 ساعت 13:01
من هم دوستت دارم و خیلی خوشحالم که از نزدیک هم می شناسمت
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 24 آذر 1388 ساعت 13:24
سلام مستانه جون من بی اجازه لینکت کردم وقت کردی بما هم سری بزن البته اگه حوصله یه دوست جدید رو داشتی.
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 24 آذر 1388 ساعت 16:15
رامک؟ مثلا چقدر نزدیک؟ خیلی؟
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 24 آذر 1388 ساعت 22:31
اوهوم . اره خودشه . واقعا ممنونم

گیتی
امتیاز: 0 0
شنبه 28 آذر 1388 ساعت 13:15
منم خیلی خوشحالم که از نردیک می شناسمت و خیلی خوشحالم به خاطر داشتن دوستی صمیمی و با صفا و مهربون مثل U
امتیاز: 0 0
یکشنبه 14 فروردین 1390 ساعت 14:19
سلام مستانه جون.منم نوشته هات رو خیلی دوست دارم و همیشه می خونمشون.سال نوت هم با تاخیر مبارک.
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد

پشتیبانی