X
تبلیغات
رایتل
یکشنبه 22 فروردین 1389 08:11
سور!


تمام تلاشم رو کردم که غیرمستقیم به خواهر و برادرای متین بگم اگه خواستن عید دیدنی بیان خونه‌مون توقع شام و ناهار نداشته باشن. البته از حق نگذرم، متین بیشتر از من تلاش کرد.

نه اینکه خواهر برادراش رو دوست نداشته باشم یا دلم نخواد مهمونی بدم. ولی شرایط مناسبی ندارم و توان و زمان مهمونی رفتن و مهمونی دادن رو ندارم و متین هم این رو می‌بینه و درک می‌کنه.


ولی مشکل اینجاست که نه تنها طبق رسم همیشگیشون دلشون می‌خواد وقتی این همه راه میان ناهار و شام مهمون باشن، بلکه این بار همه‌شون منتظرن به خاطر خونه یه سور جداگانه هم بدیم.


چند روز پیش با دوستم رفته بودیم پارک آب و آتش. واقعا باصفا و قشنگ شده بود.


به متین پیشنهاد دادم یه شب شام الویه درست کنم و همه خواهرها و برادرهاش رو دعوت کنیم اونجا. هم بچه‌ها اونجا حسابی بازی کنن و یه دلی از عزا دربیارن هم ما کار خودمون رو ساده کنیم و سر و ته عیددیدنی و مهمونی و سور رو یه جا هم بیاریم.


نظرات (25)
یکشنبه 22 فروردین 1389 ساعت 08:35
اره چه فکر خوبی کردی مستانه . همینو اجرا کن .
امتیاز: 0 0
یکشنبه 22 فروردین 1389 ساعت 09:00
فکر خوبیه
امتیاز: 0 0
یکشنبه 22 فروردین 1389 ساعت 09:02
عالیه
امتیاز: 0 0
یکشنبه 22 فروردین 1389 ساعت 09:05
آره ... فکر خیلی خوبی کردی ...
امتیاز: 0 0
یکشنبه 22 فروردین 1389 ساعت 09:07
به این میگن یه فکر خوب !!!
امتیاز: 0 0
یکشنبه 22 فروردین 1389 ساعت 09:08
آره عزیزم من مهمونی دادم هنوزم که هنوزه خودم و همسری داریم میسوزیم
راستی خونه کجا گرفتین؟
مبارکه
امتیاز: 0 0
یکشنبه 22 فروردین 1389 ساعت 09:34
فکر خوبیه ولی جوجه کباب هم اضافه کن که دیگه حرفی توش نباشه!
امتیاز: 0 0
یکشنبه 22 فروردین 1389 ساعت 09:44
خوش به حالت که میتونی همچین پیشنهادایی بدی !! من اگه باشم بباااید سنگ تموم بذارم ! خودمو هلاک میکنم برای یه مهمونی .... چقدر بده !
امتیاز: 0 0
یکشنبه 22 فروردین 1389 ساعت 09:53
خصوصی
امتیاز: 0 0
یکشنبه 22 فروردین 1389 ساعت 10:01
به این میگن مهمونی دادن با طعم دودره بازی و پیچوندن!!!! فک کن سالاد الویه!!!اونم به خونواده شوهر!!!آخ اخ اخ!
امتیاز: 0 0
یکشنبه 22 فروردین 1389 ساعت 10:18
چه پیشنهاد خوبی دادی.واقعا واسه خانومهای شاغل این برنامه مهمونی شام و نهار و سور دادن سخته
امتیاز: 0 0
یکشنبه 22 فروردین 1389 ساعت 10:40
قبلش با هواشناسی هماهنگ کن یا سر ظهر روز جمعه ببرشون پارک که بارندگی نشه :)

راستی قرار مون چی شد؟
امتیاز: 0 0
یکشنبه 22 فروردین 1389 ساعت 10:44
حالا می خوای از اون جگر مرغه که یه بار دیگه هم درست کرده بودی، بازم درست کن ببر!

(حافظه رو داری؟ به همسر رفتیما!)
امتیاز: 0 0
یکشنبه 22 فروردین 1389 ساعت 10:53
فکر خوبی کردی.بوستان نهج البلاغه هم خیلی خوبه!
من تابستون می خوام خانواده ی همسری رو اونجا ببرم!
امتیاز: 0 0
یکشنبه 22 فروردین 1389 ساعت 11:01
عالیه. خیلی خوبه. همین کارو کنین. البته من اینجور وقتا دلگیر میشم که بقیه موقعیت منو درک نکنن
امتیاز: 0 0
یکشنبه 22 فروردین 1389 ساعت 12:14
چه خوب...حیف که برای ما اینکارا امکان پذیر نیست!
امتیاز: 0 0
یکشنبه 22 فروردین 1389 ساعت 12:23
اگه به این سادگی قانع بشن که عالیه!
خوبه به شرط اینکه قبلش باهاشون طی کنی که این سوره نه اینکه فکر کنن یهو محبتتون قلمبه شده و ترتیب ژیک نیک دادین و سور سر جای خودش باقیه!
امتیاز: 0 0
یکشنبه 22 فروردین 1389 ساعت 13:27
مبارک باشه خونتون
یه شوال هم دارم تو قسمت خصوصی می پرسم اگه جوابمو بدی هخیلی ممنون میشم
امتیاز: 0 0
یکشنبه 22 فروردین 1389 ساعت 14:22
inja sabet shod ke kheili esfehani hasti,khasisssssssss be manay vaghee,onam to iran ke mardom in hame sakhtgiran to hame chiz,baraye khanevadeye khodetam intoori bi ehterami mikardi?
امتیاز: 0 0
یکشنبه 22 فروردین 1389 ساعت 15:56
مستانه......

وای وای وای!!!

خسیس بازی و ....؟.... گناه دارن خوب!.. دعوتشون کن!!

یعنی هنوز بعد از عید ندیدینشون؟؟؟

مامان من تو این چند روز ۳ باز خواهر شوهراشو جاری ها رو دعوت کرده!!!

فک کن.... یه مهمونی ۷۰ نفری تو خونه.....

تازه چند بار هم بیرون رفتیم!!... باز مهمون ما!!



میگم!!

دیدی؟.... تا من گفتم طنین آپ نمیکنه؟... امروز طنین آپ کرده!!
امتیاز: 0 0
یکشنبه 22 فروردین 1389 ساعت 16:28
مهم اینه که دور هم جمع شید و از اینکه کنار همید لذت ببرید... چقدر دلم میخواد واقعا تمام رفت و آمد ها فقط با همین هدف باشه....
امتیاز: 0 0
یکشنبه 22 فروردین 1389 ساعت 17:00
حالا اگه این دوست ِ من "شهره" بود می دونی چی می گفت؟ می گفت مثل این خارجیا هرکسی غذای خودشو برداره بیاره کنار هم بخوریم!!
امتیاز: 0 0
یکشنبه 22 فروردین 1389 ساعت 17:21
امتیاز: 0 0
یکشنبه 22 فروردین 1389 ساعت 17:59
واقعا به فکر بکری که به سرت زده باس آفرین گفت . در ضمن رفتی تو ویترین وبلاگ ما .
امتیاز: 0 0
یکشنبه 22 فروردین 1389 ساعت 19:25

gooooooooooooooooooooood
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد

پشتیبانی