X
تبلیغات
رایتل
دوشنبه 3 آبان 1389 07:53
خدا بیامرز!


چند روز قبل از عقدمون یه روز مرخصی گرفته بودم که با متین بریم بیرون خوش‌گذرونی و کت شلوار عقد هم براش بخریم ... هنوز تو شرکت کسی از رابطه‌مون خبر نداشت و دلمون هم نمی‌خواست بدونه. (البته الان که فکر می‌کنم می‌بینم همه خبر داشتن فقط ما فکر می‌کردیم خبر ندارن!)

من توی خونه بودم و منتظر بودم که متین بیاد. مامان و بابا رفته بودن سرکار و سوفیا هم دانشگاه بود.


از یکی از طبقات پایین صدای الرحمن میومد. ظاهرا یکی از همسایه‌ها فوت کرده بود و از صبح قرآن گذاشته بودن.


متین که رسید گفتم بیاد توی حیاط تا آماده شم و برم پایین. یه چند دقیقه‌ای طول کشید تا آماده شدم. در آپارتمان رو که باز کردن دیدم متین ترسیده و رنگ و رو پریده پشت دره!


- اینجا چی کار می کنی؟ آبرومون می‌ره جلو همسایه‌ها.

- آخه اون پایین هم آبرومون جلوی همکارا می‌ره!

- چی می گی؟ همکارها؟ اینجا؟

- خودت برو از پنجره توی حیاط رو نگاه کن.


راست می‌گفت! خیلی از همکارها توی حیاط جمع شده بودن. بعضیا سیاه پوشیده بودن و بعضیها گریه می‌کردن. ظاهرا همسایه فوت شده توی شرکت همکارمون بوده. البته ما نمی‌شناختیمش.


خیلی فکر کردیم که چی کار کنیم. معلوم نبود همکارا تا کی توی حیاط و راهروها باشن و ما کی بتونیم از در خونه بریم بیرون.


چاره‌ای نبود جز اینکه متین به خیل عزادارها بپیونده و من با ناراحتی از در خونه بیام بیرون و راه شرکت رو در پیش بگیرم و به زبون براش فاتحه بخونم و توی دلم غر بزنم که خدا بیامرز حالا نمی‌شد یه روز زودتر؟ یه روز دیرتر؟


نظرات (13)
دوشنبه 3 آبان 1389 ساعت 10:08
عجبا.شما خرید کردنتون باسختی بوده ها.
امتیاز: 0 0
دوشنبه 3 آبان 1389 ساعت 10:09
یاد اتوبوس جهانگردی افتادم!!
امتیاز: 0 0
دوشنبه 3 آبان 1389 ساعت 10:36
امتیاز: 0 0
دوشنبه 3 آبان 1389 ساعت 10:57
از دست تو
امتیاز: 0 0
دوشنبه 3 آبان 1389 ساعت 11:08
امتیاز: 0 0
دوشنبه 3 آبان 1389 ساعت 11:08
امتیاز: 0 0
دوشنبه 3 آبان 1389 ساعت 11:18
عالی بود این خاطره .. برنامه ریزی میکردین یه همچین اتفاقی نمی افتاد
امتیاز: 0 0
دوشنبه 3 آبان 1389 ساعت 12:12
آخی الهی
امتیاز: 0 0
دوشنبه 3 آبان 1389 ساعت 12:56

خدا بیامرزدش
امتیاز: 0 0
دوشنبه 3 آبان 1389 ساعت 13:05
حال میده این ضد حالا
امتیاز: 0 0
دوشنبه 3 آبان 1389 ساعت 14:56
به این میگن آخر بدشانسی
امتیاز: 0 0
دوشنبه 3 آبان 1389 ساعت 20:05
خدا رحمتش کنه ولی خوب بعضی ها بی موقع می میرن
امتیاز: 0 0
دوشنبه 3 آبان 1389 ساعت 22:43
خیلی زور داره که یه موقع هایی این مدلی شه !
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد

پشتیبانی